قرار بود شب، شب شادی باشد، شبی برای پوشیدن لباسهای نو، دیدن عروس و داماد، بازی بچهها با یکدیگر و آغاز زندگی مشترک یک زوج جوان. در کوهستک، خانوادهها خودشان را برای یک جشن خانوادگی آماده میکردند. اما صدای مهیب انفجار همهچیز را در چند ثانیه تغییر داد. موسیقی و خنده جای خود را به […]
قرار بود شب، شب شادی باشد، شبی برای پوشیدن لباسهای نو، دیدن عروس و داماد، بازی بچهها با یکدیگر و آغاز زندگی مشترک یک زوج جوان. در کوهستک، خانوادهها خودشان را برای یک جشن خانوادگی آماده میکردند. اما صدای مهیب انفجار همهچیز را در چند ثانیه تغییر داد. موسیقی و خنده جای خود را به فریاد و شیون داد و شبی که قرار بود آغاز یک زندگی باشد، برای چند خانواده به شبی برای وداع با عزیزانشان تبدیل شد.
ارتش جنایتکار آمریکا حوالی ساعت ۲۰ سهشنبه شب، مراسم عروسی در شهر بندری کوهستک شهرستان سیریک(استان هرمزگان) را مورد حمله نظامی قرار داد که در این حمله ناجوانمردانه تاکنون ۵ نفر شهید و ۶۸ نفر نیز مجروح شدهاند که یکی از شهدای این حمله یک کودک ۴ ساله است.
اما در میان نام جانباختگان، نام کودکی ۴ ساله بیش از همه دلها را به درد آورد، امیرعلی کریمی پسربچهای که قرار بود آن شب فقط به عروسی برود، لباس بپوشد، در کنار بچههای فامیل بازی کند و از شلوغی جشن لذت ببرد.
او برای جنگ نرفته بود. برای شهادت برنامهای نداشت. مقصدش عروسی بود، اما در میانه راه، ترکشها به او رسیدند.
شوق کودکانه برای رسیدن به عروسی
مادر امیرعلی هنوز نمیتواند آن شب را از ذهنش بیرون کند. قرار بود خودش نیز همراه بچهها به مراسم برود. خانه در حال آماده شدن برای جشن بود و امیرعلی که از شوق عروسی آرام و قرار نداشت، زودتر از آنچه مادر انتظار داشت، همراه خواهر ۱۴ سالهاش کیانا و چند نفر از بچههای فامیل راه افتاد.
کیانا معمولا برادر کوچکترش را به مجالس شلوغ نمیبرد، امیرعلی پرجنبوجوش بود و مراقبت از او کار سادهای نبود. اما آن شب، شوق کودکانهاش برای رسیدن به جشن بیشتر از همیشه بود./ایرنا









Wednesday, 2 September , 2026