فاطمه زهرا دارابی در حالی که نوسانات ارزی و فشارهای ناشی از تحریم‌ها، مدیریت زنجیره تأمین مواد غذایی را به یکی از چالش‌های استراتژیک دولت تبدیل کرده است، امروز با یک چرخش عملیاتی در مدیریت بازرگانی مواجه هستیم. از یک سو، با شارژ مجدد کالابرگ‌های حمایتی برای سرپرستان خانوار، دولت تلاش می‌کند شبکه امنیت غذایی […]

فاطمه زهرا دارابی
در حالی که نوسانات ارزی و فشارهای ناشی از تحریم‌ها، مدیریت زنجیره تأمین مواد غذایی را به یکی از چالش‌های استراتژیک دولت تبدیل کرده است، امروز با یک چرخش عملیاتی در مدیریت بازرگانی مواجه هستیم. از یک سو، با شارژ مجدد کالابرگ‌های حمایتی برای سرپرستان خانوار، دولت تلاش می‌کند شبکه امنیت غذایی طبقات آسیب‌پذیر را تقویت کند؛ و از سوی دیگر، با مداخله مستقیم قوه قضاییه در بندر خشک «آپـرین» اسلامشهر، دستور ترخیص فوری محموله‌های عظیم برنج و کنجاله سویا صادر شده است. این دو رویداد همزمان، نشان از یک تلاش دوگانه برای مدیریت «بحران عرضه» و «کنترل قیمت‌ها» در بازارهای داخلی دارد.
مدیریت عرضه در گذار از بحران
بازار داخلی امروز ایران با دو لایه متفاوت از امنیت غذایی روبرو است: لایه «حمایت مستقیم از مصرف‌کننده» و لایه «تأمین زنجیره تولید و مصرف».
در لایه اول، شارژ مجدد کالابرگ‌ها برای خانوارهای دارای کد ملی منتهی به ۰، ۱ و ۲، گامی است که در شرایط نوسانات قیمتی، سعی در حفظ قدرت خرید واقعی مردم دارد. این اقدام صرفاً یک توزیع ساده نیست، بلکه نوعی مدیریت تقاضا در زمانی است که فشار تورم بر سبد کالای خانواده‌های تحت پوشش، به اوج خود رسیده است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا کالابرگ می‌تواند جایگزین ثبات قیمت‌ها در بازار باشد؟
گذر از گلوگاه انبارها؛ مداخله قضایی در بندر خشک
در لایه دوم، موضوعی بسیار حیاتی‌تر در جریان است. حضور اخیر دادستان عمومی و انقلاب تهران در بندر خشک «آپـرین» واقع در اسلامشهر، فراتر از یک بازدید معمولی بود. صدور دستور ترخیص محموله ۲۰ کانتینری برنج، کنجاله سویا و صدها دستگاه خودروی دپو شده ظرف مدت یک هفته، سیگنالی مستقیم به بازرگانان و واسطه‌هاست.
انباشت کانتینرهای مواد اساسی در بنادر و مناطق ترخیص، همواره یکی از عوامل اصلی ایجاد «تورم کاذب» و «بی‌ثباتی در عرضه» بوده است. وقتی کانتینرهای برنج یا کنجاله سویا (که ماده اولیه اصلی صنایع پروتئینی و طیف گسترده‌ای از مواد غذایی است) در انبارها ماندگار می‌شوند، هزینه‌های انبارداری و تغییر قیمت ارز، به سرعت به قیمت نهایی در سبد غذایی مردم منتقل می‌شود. دستور ترخیص فوری، تلاشی است برای بازگرداندن این کالاها به چرخه توزیع و از این طریق، کاهش فشار بر قیمت‌های نهایی در بازار خرده‌فروشی.
چالش‌های پیش‌رو: از تولید تا سفره مردم
با وجود این اقدامات، چالش‌های ساختاری همچنان پابرجا هستند. اول، موضوع «کنجاله سویا» بسیار حساس است؛ چرا که این کالا نقش کلیدی در صنعت گوشت و تخم‌مرغ ایفا می‌کند. هرگونه تأخیر در ورود این کالا به کارخانه‌های خوراک دام، می‌تواند زنجیره تولید پروتئین را با اختلال جدی مواجه کند.
دوم، مسئله «بندرهای خشک» است. ایجاد این مناطق مانند آپرین، راهکاری استراتژیک برای کاهش ترافیک بنادر اصلی و افزایش سرعت ترخیص است، اما مدیریت این مناطق باید با نظارت دقیق همراه باشد تا از تبدیل شدن آن‌ها به «انبارهای جدید برای احتکار» جلوگیری شود.
نتیجه‌گیری
امروز ایران در یک نقطه حساس از امنیت غذایی قرار دارد. شارژ کالابرگ‌ها، تسکینی برای دردِ فوریِ مصرف‌کننده است، اما ترخیص کالاها از بندر خشک، دارویی برای درمانِ ریشه ایِ بی‌ثباتی بازار است. موفقیت در این مسیر، منوط به هماهنگی میان سه ضلع «بازرگانی»، «قوه قضاییه» و «نهادهای نظارتی» است تا اطمینان حاصل شود که کالاهای ترخیص شده، نه در انبار واسطه‌ها، بلکه در سبد غذایی خانواده‌ها فرود می‌آیند.