زهرا کوثرغلامی در فضای اقتصاد سیاسی کشور، پرونده رفاه اجتماعی همواره میدان نبرد میان تکالیف قانونی و واقعیت‌های تلخ بودجه‌ای بوده است. در این میان، تقاطع دو حوزه حیاتی یعنی «مطالبات بازنشستگان تأمین اجتماعی» و «اجرای طرح توزیع شیر مدارس»، به عیان‌ترین تصویر از چالش‌های معیشتی در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ تبدیل شده است. هرچند […]

زهرا کوثرغلامی
در فضای اقتصاد سیاسی کشور، پرونده رفاه اجتماعی همواره میدان نبرد میان تکالیف قانونی و واقعیت‌های تلخ بودجه‌ای بوده است. در این میان، تقاطع دو حوزه حیاتی یعنی «مطالبات بازنشستگان تأمین اجتماعی» و «اجرای طرح توزیع شیر مدارس»، به عیان‌ترین تصویر از چالش‌های معیشتی در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ تبدیل شده است. هرچند این دو موضوع در ظاهر در دو بستر مجزا جریان دارند، اما ریشه هر دو در یک نقطه مشترک گره خورده است: «نمی‌شود با بودجه‌های انقباضی، انتظارهای انبساطی را پاسخ داد.»
از یک سو، جامعه بازنشستگان تأمین اجتماعی همچنان با تبعات سنگین تأخیر در اجرای کامل متناسب‌سازی و تسویه معوقات ماه‌های ابتدایی سال دست‌وپنجه نرم می‌کند. انباشت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی که از مرز ۱۲۰۰ همت فراتر رفته، این سازمان بزرگ بیمه‌ای را در پرداخت به‌موقع تعهدات خود با مانع جدی روبه‌رو کرده است. وعده‌های مکرر مسئولان وزارت کار برای آغاز تسویه حساب‌ها اگرچه به‌طور مقطعی التهاب کف خیابان را فرو می‌نشاند، اما تا زمانی که فرمول ساختاری برای تهاتر یا تزریق پایدار منابع جایگزین استقراض نشود، این چرخه فرساینده هر سال تکرار خواهد شد. بازنشسته‌ای که عمر خود را در چرخ‌دنده‌های اقتصاد تورمی فرسوده است، امروز بیش از وعده‌های تسکین‌دهنده، نیازمند مکانیزم‌های خودترمیمی در حقوق دریافتی است.
از سوی دیگر، در سنگری دیگر از نظام رفاهی کشور، آینده‌سازان فردا یعنی دانش‌آموزان مدارس دولتی نیز قربانی همان بیماری مزمن بودجه‌ای شده‌اند. طرح توزیع شیر رایگان که می‌توانست سدی محکم در برابر سوءتغذیه و افت شاخص‌های سلامت کودکان در مناطق محروم باشد، در بندِ تأمین ۱۵ همت بودجه موردنیاز گرفتار است. گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس بارها هشدار داده‌اند که کم‌برآوردی منابع در لایحه بودجه، آموزش و پرورش را در اجرای سراسری این طرح زمین‌گیر کرده است. اینکه وزارت آموزش و پرورش ناچار می‌شود توزیع شیر را به مدارس شبانه‌روزی یا مناطق خاص محدود کند، نه یک انتخاب استراتژیک، بلکه اعترافی مصلحتی به شکست در تأمین منابع همگانی است. وقتی بودجه آموزش کشور ۹۲ درصد صرف هزینه‌های جاری و حقوق پرسنل می‌شود، طبیعی است که سهم تغذیه و سلامت دانش‌آموزان به حاشیه رانده شود.
این دوگانه تلخ میان «سرمایه انسانی دیروز» و «نسل فردا»، زنگ خطری است برای سیاست‌گذار اقتصادی تا بفهمد توسعه پایدار بدون تضمین امنیت غذایی کودکان و کرامت بازنشستگان معنایی ندارد. تا زمانی که درآمدهای دولت به اصلاحات ساختاری در بخش‌هایی نظیر ناترازی‌های انرژی گره نخورد، هرگونه تخصیص اعتبار برای رفاه، در قالب بخشنامه‌های موقت و اعتبارات قطره‌چکانی باقی خواهد ماند. بازنشسته معترض و کودک محروم از شیر، دو سوی یک زنجیره‌اند که دولت چهاردهم برای اثبات کارآمدی گفتمان وفاق ملی و عدالت اجتماعی، ناچار است گره کور این زنجیر را با تصمیمی شجاعانه و منابع پایدار باز کند؛ در غیر این صورت، این پرونده‌ها همچنان زخم‌های کهنه پیکر اقتصاد ایران باقی خواهند ماند.
سوتیتر:
۲تعویق مطالبات بازنشستگان و چالش‌های توزیع شیر مدارس زنگ خطری جدی برای تعمیق شکاف در بخش رفاه عمومی است