رضا کوثرغلامی گسترش ظرفیت‌های صنعتی، رشد جمعیت و افزایش مداوم تقاضای انرژی، پایداری شبکه سراسری برق را در کانون راهبردهای امنیت زیرساختی و توسعه پایدار قرار داده است. در شرایطی که تقاضای مصرف در دوره‌های اوج گرما رکوردهای بی‌سابقه‌ای را ثبت می‌کند و ناترازی میان تولید و مصرف به مرزهای ۲۰ هزار مگاوات نزدیک می‌شود، […]

رضا کوثرغلامی
گسترش ظرفیت‌های صنعتی، رشد جمعیت و افزایش مداوم تقاضای انرژی، پایداری شبکه سراسری برق را در کانون راهبردهای امنیت زیرساختی و توسعه پایدار قرار داده است. در شرایطی که تقاضای مصرف در دوره‌های اوج گرما رکوردهای بی‌سابقه‌ای را ثبت می‌کند و ناترازی میان تولید و مصرف به مرزهای ۲۰ هزار مگاوات نزدیک می‌شود، حفظ تاب‌آوری زنجیره تولید، انتقال و توزیع برق به مأموریتی چندوجهی و حساس برای متخصصان و تصمیم‌گیران حوزه انرژی بدل گشته است.
بخش عمده‌ای از بار تولید انرژی کشور بر دوش نیروگاه‌های حرارتی متمرکز است که سهمی بالاتر از ۹۰ درصد در تأمین سبد برقی بر عهده دارند. حفظ آمادگی فنی این واحدها نیازمند اجرای دوره‌ای و دقیق برنامه‌های تعمیرات اساسی، بهسازی تجهیزات توربین و ارتقای راندمان ترمودینامیکی است تا هنگام ورود شبکه به بار کامل، خروج اضطراری و اختلال در تزریق توان رخ ندهد. هم‌زمان، اجرای فناوری‌های بومی در حوزه سیستم‌های خنک‌کننده نیروگاهی و استفاده از ظرفیت توربین‌های ارتقایافته ملی، نقشی محوری در مهار افت راندمان حاصل از دمای بالای هوا ایفا کرده است.
با این حال، تکیه مطلق بر سوخت‌های فسیلی در بلندمدت با چالش‌های ساختاری نظیر محدودیت‌های زیست‌محیطی و ناترازی گاز در زمستان مواجه خواهد بود. بر همین اساس، تسریع در توسعه مزارع خورشیدی و بادی به عنوان راهکاری کارآمد، کم‌هزینه و پربازده در دستور کار زیرساختی کشور قرار دارد. استقرار سامانه‌های فتوولتائیک در مناطق پرتابش، منطبق‌ترین الگوی تولید در زمان پیک روزانه تابستان را به دست می‌دهد و بخش چشمگیری از فشار وارده بر توربین‌های گازی را خنثی می‌سازد. جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و صنایع پیشران در ساخت نیروگاه‌های تجدیدپذیر اختصاصی، الگویی موفق برای پیوند میان امنیت انرژی و تداوم تولید صنعتی ایجاد کرده است.
در سطح شبکه انتقال، مدیریت خطوط و تجهیزات پست‌های فشار قوی با به‌کارگیری هوشمندسازی و دیسپاچینگ برخط هدایت می‌شود. جلوگیری از حبس تولید در برخی مناطق جغرافیایی و انتقال روان انرژی به قطب‌های پرمصرف، مستلزم تقویت خطوط انتقال و نصب سامانه‌های جبران‌ساز توان راکتیو است. تلفات در شبکه توزیع نیز از مؤلفه‌های هزینه‌بر به شمار می‌رود که بازسازی شبکه‌های فرسوده شهری و روستایی و تبدیل سیم‌های مسی به کابل‌های خودنگه‌دار، گام‌های اجرایی مهمی در جهت کاهش هدررفت انرژی و صیانت از جریان پایدار الکتریسیته محسوب می‌شوند.
در بعد اقتصادی و تقاضا، راهبرد اصلاح الگوی مصرف با محوریت پاداش صرفه‌جویی خانگی و استفاده از کنتورهای هوشمند در بخش تجاری و صنعتی، تعادلی مؤثر میان عرضه و مصرف برقرار ساخته است. تفکیک ساعات اوج بار و شیفت‌بندی منظم فعالیت صنایع بزرگ با هماهنگی وزارتخانه‌های متولی، زمینه را برای تداوم جریان تولید در کارخانه‌ها بدون ایجاد خاموشی در مصارف عمومی فراهم آورده است. این سامان‌دهی یکپارچه ثابت کرده است که پاسخ به ناترازی تنها از مسیر افزایش ظرفیت تولید نمی‌گذرد، بلکه اصلاح رفتار مصرفی و کنترل بارهای سرمایشی نقشی هم‌تراز با احداث نیروگاه‌های جدید دارد.
همگرایی میان دانش مهندسان داخلی، بازطراحی ساختار مالی صنعت برق و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین پایش داده، مسیر پیش‌رو را روشن ساخته است. تثبیت پایداری شبکه نیازمند تداوم هدایت هدفمند اعتبارات ریالی به نوسازی زیرساخت‌ها، رفع بدهی‌های انباشته بخش خصوصی و گسترش شتابان انرژی‌های پاک است. دستیابی به تراز پایدار الکتریکی، فراتر از یک ضرورت فنی، متضمن تقویت امنیت اقتصادی، جهش تولید ملی و ارتقای کیفیت زیست شهروندان خواهد بود.