در ادبیات بازار سرمایه، کلمه «بازگشایی» پس از یک وقفه طولانی، معمولاً با واژگانی همچون «تخلیه هیجان فروش» و «سقوط شاخصها» گره خورده است. اما بورس ایران در تجربهی اخیر خود، تمام کلیشهها را به هم ریخت. بازار که پس از نزدیک به سه ماه توقف ناشی از شرایط جنگی به چرخه معاملات بازگشت، در […]
در ادبیات بازار سرمایه، کلمه «بازگشایی» پس از یک وقفه طولانی، معمولاً با واژگانی همچون «تخلیه هیجان فروش» و «سقوط شاخصها» گره خورده است. اما بورس ایران در تجربهی اخیر خود، تمام کلیشهها را به هم ریخت. بازار که پس از نزدیک به سه ماه توقف ناشی از شرایط جنگی به چرخه معاملات بازگشت، در حالی که همه انتظار فروپاشی داشتند، با خیزشی خیرهکننده همه را غافلگیر کرد. این بازگشتِ غیرمنتظره، فراتر از یک تغییر عدد در نمایشگرها، روایتگرِ تغییرِ بنیادینِ درکِ سرمایهگذاران از مفهوم «ریسک» در اقتصاد ایران است.
روزهای پیش از بازگشایی، فضای روانی حاکم بر بازار، فضایِ «وحشتِ انباشته» بود. تحلیلهای عمومی بر این پایه استوار بود که تعطیلیِ طولانی، آسیبهای ساختاری به بدنه شرکتها وارد کرده و خروج سرمایه از بازارهای موازی، بورس را به قتلگاهِ نقدینگی تبدیل خواهد کرد. بسیاری انتظار داشتند سهشنبهیِ بازگشایی، سیاهترین روزِ بازار سرمایه باشد. اما واقعیتِ میدانِ عمل، به گونهای دیگر رقم خورد.
از همان لحظات آغازین، جریانِ تقاضا نه تنها از صفهای فروش سنگین جلوگیری کرد، بلکه موتور محرکهای برای نمادهای شاخصساز شد. ورود بیش از ۲۸۰۰ میلیارد تومان نقدینگیِ حقیقی در همان روزهای نخست، پیامی روشن داشت: پولِ هوشمند، در حالِ شناسایی فرصتها در دلِ خاکسترهای جنگ است. این نقدینگی، نه از سرِ هیجان، بلکه با محاسباتی مبتنی بر «ارزش جایگزینی» وارد شده بود.
چرا بازار برخلاف انتظار عمومی، سبز پوشید؟ پاسخ را باید در «پیشخور شدنِ ریسکها» جستجو کرد. بازار سرمایه ایران در هفتههای منتهی به تعطیلی، اصلاحِ شدیدی را تجربه کرده بود؛ به این معنا که بسیاری از قیمتها، اثراتِ جنگ و بیثباتی را پیشاپیش لحاظ کرده بودند. وقتی بازار باز شد، سهام در سطوحی قرار داشتند که نسبتهای «قیمت به سود» (P/E) آنها بسیار جذاب شده بود.
علاوه بر این، سیاستِ «حمایتِ هوشمندانه» از سوی ارکان بازار نیز نقش تعیینکنندهای داشت. حضور بازیگران حقوقی در نقشِ «بازارساز»، توانست از سقوطهای هیجانی جلوگیری کند و فضای اعتماد را برای معاملهگران خرد فراهم آورد. در سوی دیگر، رشدِ بازارهای موازی (طلا، ارز و مسکن) در دورانِ تعطیلیِ بورس، باعث شده بود سهام، به عنوانِ «جاماندهترین» بازارِ کشور، پتانسیلِ جذبِ نقدینگیِ تورمی را پیدا کند. بازار با این منطق به استقبالِ صنایع بزرگ رفت: وقتی همه چیز گران شده است، چرا سهامِ بنگاههای تولیدی که با ارزِ جدید قیمتگذاری میشوند، ارزان بمانند؟
اگر سهشنبه، روزِ تثبیتِ اعتماد بود، شنبهیِ هفتهیِ بعد، روزِ قدرتنماییِ کلیتِ بازار بود. رشدِ ۳۲ هزار واحدیِ شاخص هموزن، بزرگترین جهشِ تاریخی آن محسوب میشود. این عدد، یک معنایِ عمیقتر دارد: «پول دیگر فقط به دنبالِ نمادهای بزرگ و دولتی نیست.» تقاضا به سطوحِ پایینتر نفوذ کرده و سهامِ کوچک و متوسط نیز در حالِ تجربه کردنِ یک بازگشتِ عمومی هستند.
بازپسگیریِ کانال ۳.۸ میلیون واحدی توسط شاخص کل و عبور ارزش معاملات خرد از مرز ۱۰ هزار میلیارد تومان، نشان میدهد که موتورِ گردشِ پول در بازار دوباره روشن شده است. این اعداد، دیگر مربوط به یک «تکانهیِ موقت» نیست، بلکه نشاندهنده احیایِ جریانِ مستمرِ نقدینگی است.
اکنون پرسشِ اصلیِ سهامداران این است: «آیا این صعود پایدار است؟» پاسخ به این سوال نیازمند نگاهی فراتر از هیجاناتِ اولیه است. بورس وارد فازِ جدیدی شده که در آن «شعار» کار نمیکند. حمایتهای حقوقی، در بلندمدت نقشِ مسکن را دارند. برای اینکه این صعود تبدیل به یک «رالیِ پایدار» شود، بازار باید از فضایِ «روانی و حمایتی» به فضایِ «بنیادی» حرکت کند.
صنایعِ بانکی، فلزی، پتروشیمی و پالایشی، با توجه به توانِ صادراتی و پوششِ تورمی، همچنان گزینههای برترِ نقدینگی باقی میمانند. اما نکتهیِ کلیدی، عملکردِ واقعیِ شرکتها در گزارشهای ماهانه است. بازار اکنون با تیزبینیِ بیشتری به سودسازیها نگاه میکند.
بورس ایران پس از سه ماه تعلیق، توانست آزمونِ بزرگِ «اعتماد» را با موفقیت پشت سر بگذارد. تالار شیشهای ثابت کرد که حتی در شرایطِ جنگی نیز، منطقِ داراییها کارکردِ خود را حفظ میکند. غافلگیریِ هفتهیِ گذشته، تنها یک واکنشِ گذرا به تعطیلی نبود، بلکه نشاندهندهیِ یک «انتظارِ تورمی» است که در آن، بورس دوباره به جایگاهِ خود به عنوانِ آینه تمامنمایِ اقتصاد بازگشته است.
با این حال، باید در نظر داشت که در اقتصادِ ایران، «سیاست» و «اقتصاد» پیوندی ناگسستنی دارند. اگر ثباتِ کلانِ سیاسی و آرامشِ منطقهای ادامه یابد، این صعود میتواند آغازگرِ فصلِ جدیدی از شکوفایی باشد؛ اما هرگونه تلاطمِ غیرمنتظره، میتواند دوباره معادلاتِ تالارِ شیشهای را دگرگون کند. تا آن زمان، بازار در حالِ رقصیدن با واقعیتهایِ سختِ اقتصادی است؛ رقصی که نشان میدهد بورس، با وجودِ تمامِ زخمها، هنوز زنده است و میخواهد روایتگرِ آیندهیِ سرمایهگذاری در ایران باشد.









Wednesday, 8 July , 2026