رضا کوثرغلامی
در سالهای اخیر، اقتصاد خانوار ایرانی بیش از هر زمان دیگری به صحنه اصلی تحولات اقتصادی تبدیل شده است؛ جایی که فشار تورم، افت قدرت خرید و نااطمینانی نسبت به آینده، الگوی مصرف را بهطور محسوسی تغییر داده است. اگر تا چند سال پیش «صرفهجویی» بیشتر یک توصیه اخلاقی یا رفتاری محسوب میشد، امروز برای بسیاری از خانوارها به یک اجبار اقتصادی تبدیل شده است. نتیجه این وضعیت را میتوان در کوچکتر شدن سبد خرید، حذف تدریجی برخی کالاهای مصرفی، کاهش کیفیت خرید و در مقابل، رشد خریدهای اقساطی و اعتباری مشاهده کرد.
این تغییرات تنها به اعداد و شاخصهای تورمی محدود نیست؛ پشت هر داده اقتصادی، تصمیمهای روزمره خانوادههایی قرار دارد که حالا ناچار شدهاند میان گوشت و مرغ، تفریح و آموزش، کیفیت و بقا، یکی را انتخاب کنند. در چنین شرایطی، بازار مصرف نیز به سرعت خود را با واقعیت جدید تطبیق داده است؛ از توسعه برندهای اقتصادی و بستهبندیهای کوچکتر گرفته تا گسترش مدلهای فروش اقساطی و اعتباری.
حذف تدریجی کالاهای غیرضروری؛ فشار از کدام بخش شروع شد؟
بررسی میدانی از فروشگاههای زنجیرهای و سوپرمارکتها نشان میدهد نخستین تغییر در الگوی مصرف خانوارها، کاهش خرید کالاهای غیرضروری و نیمهضروری بوده است. تنقلات، نوشیدنیهای غیرضروری، محصولات برندهای گرانتر، خوراکیهای آماده، لوازم آرایشی و حتی برخی اقلام فرهنگی و آموزشی، در اولویت حذف یا کاهش قرار گرفتهاند. پس از آن، فشار به گروه کالاهای پروتئینی و لبنی نیز رسیده است.
یک فروشنده در یکی از سوپرمارکتهای شرق تهران میگوید: «مشتریها هنوز خرید میکنند، اما جنس خریدشان فرق کرده. قبلاً مثلاً دو مدل ماست و پنیر و تنقلات برمیداشتند، الان مستقیم میروند سراغ ارزانترین گزینه. بعضیها هم خریدشان را ریزتر کردهاند؛ یعنی به جای خرید هفتگی، روزانه و محدود خرید میکنند تا رقم فاکتور بالا نرود.»
این «ریز شدن خرید» یکی از مهمترین نشانههای افت قدرت خرید است. خانوارها برای اینکه بتوانند نقدینگی محدود خود را کنترل کنند، ترجیح میدهند خرید را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنند. این رفتار، از یکسو فشار روانی ناشی از پرداخت یکباره را کم میکند و از سوی دیگر، امکان مدیریت روزانه بودجه را فراهم میآورد.
سبد غذایی در حال بازآرایی است
شاید مهمترین و نگرانکنندهترین بخش تغییر الگوی مصرف، در حوزه خوراکیها رخ داده باشد. شواهد بازار و روایت فعالان خردهفروشی نشان میدهد مصرف برخی اقلام پروتئینی، بهویژه گوشت قرمز، برای بخش قابل توجهی از خانوارها کاهش یافته و جای خود را به گزینههای ارزانتر داده است. مرغ، تخممرغ، حبوبات و غذاهای کمهزینهتر بیش از گذشته در سبد خانوار نقش گرفتهاند.
مدیر یک فروشگاه مواد پروتئینی در مرکز شهر میگوید: «خیلی از مشتریها دیگر مثل قبل گوشت قرمز نمیخرند، یا اگر بخرند در حجم خیلی کمتر است. تقاضا برای مرغ و تخممرغ بیشتر شده و حتی در بعضی روزها مشتری صریح میگوید دنبال چیزی است که فقط شکم خانواده را سیر کند و قیمتش قابل تحمل باشد».
این تغییر البته فقط یک جابهجایی ساده بین کالاها نیست، بلکه از منظر تغذیهای نیز اهمیت دارد. کاهش مصرف پروتئین حیوانی، لبنیات و برخی اقلام باکیفیتتر میتواند در میانمدت آثار اجتماعی و بهداشتی خود را نشان دهد. زمانی که خانوار برای تنظیم بودجه مجبور میشود کیفیت را فدای قیمت کند، پیامد آن تنها به سفره محدود نمیماند.
آموزش، تفریح و فرهنگ؛ اولین قربانیان خاموش
در کنار خوراکیها، بخش دیگری که بهشدت تحت فشار قرار گرفته، هزینههای مربوط به آموزش، فرهنگ و تفریح است. بسیاری از خانوادهها کلاسهای فوقبرنامه، فعالیتهای آموزشی غیردرسی، سفرهای کوتاه، رستوران رفتن و حتی خرید کتاب و محصولات فرهنگی را کاهش دادهاند. این هزینهها در نگاه اول «غیرضروری» به نظر میرسند، اما در واقع بخشی از کیفیت زندگی خانوار را شکل میدهند.
یکی از والدین ساکن کرج در گفتوگویی کوتاه میگوید: «اول سعی کردیم از هزینههای غیرضروری بزنیم، اما کمکم دیدیم آموزش زبان بچه و کلاسهای هنری هم دارد از بودجه ما خارج میشود. الان بیشتر از قبل مجبوریم انتخاب کنیم که کدام هزینه واقعاً ضروریتر است».
این بخش از تغییر الگوی مصرف، شاید کمتر از قیمت گوشت و برنج دیده شود، اما بهمراتب عمیقتر است؛ زیرا به سرمایه انسانی خانوارها مربوط میشود. کاهش هزینه آموزش و تفریح، نشانه ورود خانوار به فاز دفاعی در مدیریت بودجه است؛ مرحلهای که در آن هدف دیگر «بهبود رفاه» نیست، بلکه صرفاً «حفظ تعادل مالی» است.
رشد خرید اقساطی؛ راه نجات یا تعویق بحران؟
همزمان با کوچکشدن سبد مصرف، بازار خرید اقساطی و اعتباری نیز رشد چشمگیری را تجربه کرده است. آنچه پیشتر بیشتر برای کالاهای بادوام مانند لوازم خانگی یا موبایل کاربرد داشت، اکنون بهتدریج به کالاهای روزمرهتر نیز نزدیک شده است. پلتفرمهای اعتباری، فروشگاههای آنلاین و حتی برخی خردهفروشان، مدلهایی از خرید «الان بخر، بعداً پرداخت کن» را توسعه دادهاند.
یکی از مدیران یک پلتفرم فروش اعتباری در گفتوگویی میگوید:«افزایش تقاضا برای خرید اعتباری فقط مربوط به کالاهای سرمایهای نیست. امروز بخشی از مشتریان برای مدیریت هزینههای عادی زندگی سراغ اعتبار میآیند. این یعنی اعتبار از یک ابزار رفاهی، به یک ابزار جبرانی برای حفظ سطح مصرف تبدیل شده است».
این تحول، در عین حال که به خانوار امکان میدهد فشار نقدی کوتاهمدت را کم کند، میتواند نشانهای از شکنندگی وضعیت مالی نیز باشد. وقتی درآمد جاری کفاف هزینههای متعارف را نمیدهد، اعتبار و خرید اقساطی نقش مُسکن پیدا میکند. اما اگر این روند با افزایش درآمد یا کاهش تورم همراه نشود، خانوار را در معرض فشار بدهیهای خرد و انباشت تعهدات قرار میدهد.
بازار چگونه خود را با مصرفکننده جدید تطبیق داده است؟
تغییر رفتار مصرفکننده، کسبوکارها را نیز ناگزیر به تغییر کرده است. شرکتهای فعال در حوزه FMCG، فروشگاههای زنجیرهای و برندهای مصرفی بهخوبی دریافتهاند که مشتری امروز بیش از هر چیز به «قیمت نهایی» حساس است. به همین دلیل، عرضه بستهبندیهای کوچکتر، تولید محصولات اقتصادیتر، تخفیفهای مقطعی، فروش ترکیبی و طرحهای اعتباری افزایش یافته است.
یک فعال صنعت خردهفروشی میگوید:«مشتری امروز کمتر به تنوع اهمیت میدهد و بیشتر دنبال ارزش خرید است. یعنی میپرسد با پولی که دارد، چه کالایی نیازش را بهتر پوشش میدهد. برای همین برندها مجبور شدهاند یا بستهبندی کوچکتر بدهند یا سری اقتصادی تعریف کنند.»
این تغییر البته تنها یک تاکتیک فروش نیست؛ بلکه بازتاب دگرگونی عمیق در سمت تقاضاست. مصرفکنندهای که تا دیروز به کیفیت ممتاز یا تنوع برند اهمیت میداد، امروز درگیر محاسبه روزانه هزینههاست. در چنین بازاری، برندهایی موفقترند که بتوانند میان قیمت، کیفیت قابل قبول و دسترسی آسان تعادل برقرار کنند.
اقتصاد خانوار در آستانه یک بازتعریف
آنچه امروز در بازار مصرف ایران دیده میشود، صرفاً تغییر سلیقه نیست؛ بلکه بازتعریف اجباری سبک زندگی اقتصادی خانوار است. خانوادهها یاد گرفتهاند چگونه با حذف، جایگزینی، کوچکسازی و خرید اعتباری، خود را با شرایط جدید وفق دهند. اما این سازگاری، بیش از آنکه حاصل انتخاب آزادانه باشد، نتیجه فشار مستمر بر قدرت خرید است.
نشانههای این وضعیت روشن است: حذف تدریجی کالاهای باکیفیتتر، کاهش مصرف پروتئین و لبنیات، عقبنشینی از آموزش و تفریح، رشد خریدهای خرد و افزایش اتکا به اعتبار. اینها علامتهای یک اقتصاد مصرفی تحت فشارند؛ اقتصادی که در آن خانوار برای حفظ تعادل، ناچار به معامله با رفاه امروز و حتی کیفیت زندگی آینده خود شده است.
اگر روند تورم مزمن و فرسایش درآمد واقعی ادامه یابد، تغییر الگوی مصرف دیگر یک واکنش موقت نخواهد بود، بلکه به یک وضعیت پایدار تبدیل میشود؛ وضعیتی که نه فقط رفتار خرید مردم، بلکه ساختار بازار، کیفیت تغذیه، الگوی آموزش و حتی مناسبات اجتماعی را نیز دگرگون خواهد کرد. به بیان دیگر، داستان کوچکشدن سبد خرید فقط درباره اقتصاد نیست؛ درباره شکل تازهای از زندگی است که زیر سایه تنگنای معیشتی در حال تثبیت شدن است.
گزارش «قلم اقتصاد» از کوچکشدن سبد خرید تا پناه بردن به خرید اقساطی اقتصاد خانوار زیر فشار تورم
پرینتفشار تورم و افت قدرت خرید، خانوارها را به حذف تدریجی کالاهای غیرضروری، جایگزینی اقلام ارزانتر و مدیریت روزانه هزینهها واداشته؛ تغییری که در سبد غذا، آموزش و تفریح کاملاً مشهود است.
https://ghalameghtesadkhabar.com/?p=7630
برچسب ها
این مطلب بدون برچسب می باشد.
نوشته های مشابه
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.









Thursday, 9 July , 2026