ساسان باقرپناه تورم را معمولاً با افزایش قیمت کالاها و خدمات میشناسند. هر زمان سخن از تورم به میان میآید، ذهن بسیاری از مردم به سمت گران شدن مواد غذایی، افزایش اجاره مسکن، رشد هزینه حملونقل یا کاهش قدرت خرید میرود. اما در علم اقتصاد، تورم مزمن پدیدهای بسیار فراتر از افزایش قیمتهاست. تورم اگر […]
ساسان باقرپناه
تورم را معمولاً با افزایش قیمت کالاها و خدمات میشناسند. هر زمان سخن از تورم به میان میآید، ذهن بسیاری از مردم به سمت گران شدن مواد غذایی، افزایش اجاره مسکن، رشد هزینه حملونقل یا کاهش قدرت خرید میرود. اما در علم اقتصاد، تورم مزمن پدیدهای بسیار فراتر از افزایش قیمتهاست. تورم اگر برای چند سال ادامه پیدا کند، تنها قیمتها را تغییر نمیدهد؛ بلکه رفتار اقتصادی افراد، بنگاهها و حتی کل جامعه را دگرگون میکند.
اقتصاد ایران سالهاست با نرخهای بالای تورم زندگی میکند. در چنین شرایطی، مسئله دیگر یک جهش قیمتی موقت یا یک شوک کوتاهمدت نیست. آنچه اهمیت پیدا میکند، آثار بلندمدت تورم بر ساختار اقتصاد و تصمیمات اقتصادی است. خطر اصلی تورم مزمن در همین نقطه قرار دارد؛ جایی که تورم از یک مسئله قیمتی به یک مسئله توسعهای تبدیل میشود.
یکی از نخستین قربانیان تورم مزمن، افق برنامهریزی است. در اقتصادهای باثبات، خانوارها برای سالهای آینده برنامهریزی میکنند. افراد برای خرید مسکن، سرمایهگذاری، تحصیل فرزندان، راهاندازی کسبوکار یا دوران بازنشستگی خود برنامه دارند. بنگاهها نیز پروژههای توسعهای چندساله تعریف میکنند و بر اساس چشمانداز آینده تصمیم میگیرند. اما در اقتصادهای تورمی، آینده به تدریج کوتاهتر میشود. تصمیماتی که باید برای چند سال آینده گرفته شوند، به چند ماه آینده محدود میشوند و در نهایت بسیاری از تصمیمات بلندمدت اساساً به تعویق میافتند.
تورم مزمن همچنین انگیزه سرمایهگذاری مولد را کاهش میدهد. در شرایطی که ارزش پول به سرعت کاهش پیدا میکند، بخشی از سرمایهها به جای حرکت به سمت تولید، نوآوری و توسعه، به سمت داراییهایی میروند که نقش حفاظتی دارند. در چنین فضایی، حفظ ارزش دارایی برای بسیاری از فعالان اقتصادی به اولویتی مهمتر از خلق ارزش تبدیل میشود. این تغییر رفتار شاید از نگاه فردی منطقی باشد، اما در سطح کلان میتواند به کاهش سرمایهگذاری مولد و افت ظرفیت رشد اقتصادی منجر شود.
یکی دیگر از آثار مهم تورم، فرسایش طبقه متوسط است. طبقه متوسط در بسیاری از اقتصادهای موفق، موتور اصلی مصرف، سرمایهگذاری در آموزش، کارآفرینی و ثبات اجتماعی محسوب میشود. تورمهای طولانیمدت اما به تدریج توان مالی این طبقه را کاهش میدهند. خانواری که بخش عمده درآمد خود را صرف هزینههای ضروری میکند، امکان کمتری برای پسانداز، سرمایهگذاری و برنامهریزی برای آینده خواهد داشت. نتیجه آن، کاهش تحرک اقتصادی و محدود شدن فرصتهای رشد در سطح جامعه است.
بنگاههای اقتصادی نیز از این روند مصون نیستند. در اقتصادهای تورمی، بخش مهمی از انرژی مدیران صرف مدیریت روزمره میشود. تأمین سرمایه در گردش، مدیریت نقدینگی، جبران افزایش هزینهها و مقابله با بیثباتی قیمتها، جایگزین برنامههای توسعهای میشود. بسیاری از شرکتها به جای تمرکز بر افزایش بهرهوری، توسعه بازار و نوآوری، ناچارند بخش بزرگی از منابع خود را صرف حفظ وضعیت موجود کنند. به همین دلیل است که تورم مزمن اغلب با کاهش بهرهوری و افت سرمایهگذاری همراه میشود.
از سوی دیگر، تورم اعتماد به پول ملی را نیز تضعیف میکند. پول در هر اقتصادی تنها ابزار مبادله نیست؛ واحد سنجش ارزش و وسیلهای برای ذخیره ثروت نیز محسوب میشود. هنگامی که تورم برای سالهای متوالی بالا باقی میماند، این کارکردها به تدریج آسیب میبینند. افراد و بنگاهها برای حفظ ارزش داراییهای خود به دنبال جایگزین میگردند و همین موضوع میتواند بر رفتارهای اقتصادی و حتی انتظارات جامعه اثرگذار باشد.
اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که هیچ کشوری مسیر توسعه پایدار را از دل تورمهای مزمن طی نکرده است. رشد اقتصادی پایدار، سرمایهگذاری بلندمدت، توسعه صنعتی و افزایش بهرهوری همگی به محیطی نیاز دارند که در آن قابلیت پیشبینی وجود داشته باشد. تورم بالا دقیقاً این قابلیت را تضعیف میکند. هرچه نااطمینانی بیشتر شود، تصمیمات اقتصادی کوتاهمدتتر میشوند و اقتصاد از مسیر توسعه فاصله میگیرد.
به همین دلیل، کنترل تورم تنها یک هدف پولی یا مالی نیست؛ بلکه یک ضرورت توسعهای است. کاهش پایدار تورم به معنای ایجاد امکان برنامهریزی برای خانوارها، افزایش انگیزه سرمایهگذاری برای بنگاهها و تقویت افق تصمیمگیری در اقتصاد است. اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم بزرگترین آسیب تورم مزمن نه در افزایش قیمتهای امروز، بلکه در محدود کردن فرصتهای فردا نهفته است.
تورم مزمن تنها قدرت خرید را کاهش نمیدهد؛ آینده را کوچک میکند. و شاید مهمترین چالش اقتصاد ایران در سالهای پیش رو، نه صرفاً مدیریت قیمتها، بلکه بازگرداندن امکان برنامهریزی به اقتصادی باشد که سالها در محاصره تورم زندگی کرده است.









Wednesday, 8 July , 2026