زهرا کوثرغلامی صنعت فولاد یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد صنعتی جهان به شمار می‌رود؛ صنعتی که از ساخت زیرساخت‌های شهری و حمل‌ونقل گرفته تا تولید خودرو و تجهیزات صنعتی به آن وابسته است. اما همین صنعت حیاتی، در عین حال یکی از بزرگ‌ترین منابع انتشار دی‌اکسیدکربن نیز محسوب می‌شود. برآوردهای نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهد صنعت […]

زهرا کوثرغلامی
صنعت فولاد یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد صنعتی جهان به شمار می‌رود؛ صنعتی که از ساخت زیرساخت‌های شهری و حمل‌ونقل گرفته تا تولید خودرو و تجهیزات صنعتی به آن وابسته است. اما همین صنعت حیاتی، در عین حال یکی از بزرگ‌ترین منابع انتشار دی‌اکسیدکربن نیز محسوب می‌شود. برآوردهای نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهد صنعت فولاد حدود ۷ تا ۸ درصد از کل انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان را به خود اختصاص داده است. همین مسئله باعث شده در سال‌های اخیر مفهوم «فولاد سبز» به یکی از مهم‌ترین موضوعات در سیاست‌گذاری صنعتی و فناوری تبدیل شود؛ مفهومی که در واقع به تولید فولاد با کمترین میزان انتشار کربن اشاره دارد.
در مدل سنتی تولید فولاد، فرآیند احیای سنگ‌آهن عمدتاً با استفاده از زغال‌سنگ کک‌شو انجام می‌شود. در این فرآیند، کربن نقش عامل احیاکننده را دارد و در نهایت مقدار قابل توجهی دی‌اکسیدکربن وارد جو می‌شود. اما در فناوری‌های جدید، به‌ویژه در روش احیای مستقیم با هیدروژن، تلاش شده است این وابستگی به کربن کاهش یابد یا حتی حذف شود. در این روش، هیدروژن به عنوان عامل احیاکننده جایگزین کربن می‌شود و محصول جانبی آن به جای دی‌اکسیدکربن، بخار آب است. همین تفاوت ظاهراً ساده، می‌تواند مسیر صنعت فولاد را در دهه‌های آینده به طور کامل تغییر دهد.
کشورهای صنعتی و شرکت‌های بزرگ فولادی جهان در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در این حوزه آغاز کرده‌اند. پروژه‌هایی در اروپا، ژاپن و برخی کشورهای خاورمیانه در حال اجراست که هدف آنها تولید فولاد با استفاده از هیدروژن سبز و برق تجدیدپذیر است. اتحادیه اروپا نیز با اجرای سیاست‌هایی مانند «مکانیزم تعدیل کربن مرزی» تلاش می‌کند واردات محصولاتی را که ردپای کربنی بالایی دارند محدود کند. چنین سیاست‌هایی عملاً فولادسازان را وادار می‌کند برای حفظ بازارهای صادراتی خود به سمت فناوری‌های کم‌کربن حرکت کنند.
در این میان، کارشناسان معتقدند رقابت آینده در صنعت فولاد نه فقط بر سر ظرفیت تولید، بلکه بر سر فناوری و میزان انتشار کربن خواهد بود. در واقع، کشورهایی که زودتر بتوانند زنجیره تولید فولاد کم‌کربن را توسعه دهند، در بازار جهانی مزیت رقابتی پیدا خواهند کرد.
در همین زمینه، «دکتر امیرحسین صادقی» کارشناس اقتصاد صنعت و پژوهشگر حوزه انرژی، در گفت‌وگو با ما معتقد است که گذار به فولاد سبز بیش از آنکه یک انتخاب باشد، به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است.
او می‌گوید: «در گذشته تصور می‌شد بحث کاهش انتشار کربن بیشتر یک دغدغه محیط‌زیستی است، اما امروز این موضوع مستقیماً با تجارت بین‌الملل و رقابت صنعتی گره خورده است. اگر یک تولیدکننده فولاد نتواند استانداردهای جدید کربنی را رعایت کند، ممکن است عملاً از برخی بازارها حذف شود.»
به گفته این کارشناس، سیاست‌های کربنی اتحادیه اروپا نمونه‌ای روشن از این روند است. «با اجرای کامل سازوکار تعدیل کربن مرزی، واردکنندگان فولاد به اروپا باید میزان انتشار کربن در فرآیند تولید محصول را گزارش دهند و در صورت بالا بودن این میزان، عوارض پرداخت کنند. این یعنی هزینه تولید برای فولادهای پرکربن افزایش می‌یابد و مزیت رقابتی آنها کاهش پیدا می‌کند.»
صادقی در ادامه به نقش فناوری در این تحول اشاره می‌کند و می‌افزاید: «فناوری احیای مستقیم با هیدروژن یکی از مهم‌ترین مسیرهای کاهش کربن در صنعت فولاد است، اما اجرای آن نیازمند زیرساخت‌های گسترده‌ای از جمله تولید هیدروژن سبز، دسترسی به انرژی ارزان و سرمایه‌گذاری کلان است. به همین دلیل، این تحول بیشتر در کشورهایی سرعت گرفته که هم به منابع انرژی تجدیدپذیر دسترسی دارند و هم سیاست‌های حمایتی دولت را در اختیار دارند.»
به گفته او، در حال حاضر هزینه تولید فولاد سبز همچنان بالاتر از روش‌های سنتی است، اما این فاصله به تدریج در حال کاهش است. «با پیشرفت فناوری الکترولیز برای تولید هیدروژن و کاهش هزینه انرژی‌های تجدیدپذیر، انتظار می‌رود در سال‌های آینده قیمت تمام‌شده فولاد سبز رقابتی‌تر شود. در آن صورت، شرکت‌هایی که زودتر به این فناوری‌ها وارد شده‌اند، موقعیت بسیار بهتری در بازار خواهند داشت.»
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند گذار به فولاد سبز تنها یک تغییر فناورانه نیست، بلکه می‌تواند ساختار زنجیره تأمین جهانی فولاد را نیز دگرگون کند. تولید هیدروژن سبز به منابع فراوان برق تجدیدپذیر نیاز دارد؛ بنابراین کشورهایی که ظرفیت بالایی در انرژی خورشیدی و بادی دارند، ممکن است در آینده به قطب‌های جدید تولید فولاد تبدیل شوند.
در چنین شرایطی، بسیاری از کشورها در حال تدوین نقشه راه برای کاهش کربن در صنایع سنگین خود هستند. این نقشه‌ها معمولاً شامل ترکیبی از توسعه فناوری‌های جدید، افزایش بهره‌وری انرژی، استفاده از قراضه فولادی و گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر است.
با این حال، مسیر گذار به فولاد سبز بدون چالش نخواهد بود. هزینه‌های سرمایه‌گذاری، نیاز به زیرساخت‌های انرژی، و همچنین ریسک‌های اقتصادی از جمله عواملی هستند که می‌توانند سرعت این تحول را تحت تأثیر قرار دهند. با این وجود، روندهای جهانی نشان می‌دهد صنعت فولاد در آستانه یکی از بزرگ‌ترین دگرگونی‌های تاریخ خود قرار گرفته است.
به نظر می‌رسد در دهه آینده، رقابت اصلی در این صنعت دیگر تنها بر سر حجم تولید یا قیمت تمام‌شده نخواهد بود، بلکه میزان انتشار کربن و توانایی بهره‌گیری از فناوری‌های پاک به یکی از معیارهای اصلی قدرت صنعتی کشورها تبدیل خواهد شد؛ نبردی تکنولوژیک که سرنوشت آن می‌تواند آینده صنایع سنگین جهان را تعیین کند.