شباهت میان وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا و نیز شرایط حاکم میان اسرائیل و لبنان بسیار قابل توجه است و البته چندان هم عجیب نیست. علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل ادامه حملات اسرائیل به لبنان پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد: آمریکاییها، بهویژه وزیر امور […]
شباهت میان وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا و نیز شرایط حاکم میان اسرائیل و لبنان بسیار قابل توجه است و البته چندان هم عجیب نیست.
علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل ادامه حملات اسرائیل به لبنان پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
آمریکاییها، بهویژه وزیر امور خارجه ایالات متحده، تلاش کردند به نوعی مسئله لبنان را از موضوع آتشبس و ترک مخاصمه با ایران جدا کنند. یعنی تلاششان بر این بود که القا کنند مسئله لبنان موضوعی مستقل است؛ کشوری دارای دولت و حاکمیت است و این دولت لبنان است که با اسرائیل گفتوگو میکند. بنابراین، از نگاه آنها، ایران و حزبالله جایگاهی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل ندارند.
در واقع، این نیز نوعی اقدام انحرافی بود. همانگونه که در موضوع تنگه هرمز تلاش کردند با ایجاد یک مسیر انحرافی، حاکمیت ایران را زیر سؤال ببرند، در پرونده لبنان نیز مذاکراتی که میان نمایندگان لبنان و اسرائیل با سرپرستی وزیر امور خارجه آمریکا انجام شد، در عمل به دنبال زیر سؤال بردن جایگاه و نقش ایران در لبنان بود. این در حالی است که در بند نخست تفاهمنامه، آمریکاییها پذیرفته بودند که ترک مخاصمه شامل همه جبههها، از جمله لبنان، باشد. با این حال، در ادامه تلاش کردند این انحراف را ایجاد کنند.
هر تحولی که در محافل سیاسی لبنان رخ دهد، بیشتر در همین راستا خواهد بود؛ یعنی تلاش میکنند شرایط را به گونهای فراهم کنند که مسئله لبنان را کاملاً جدا از سایر پروندهها نشان دهند. از یک سو، اسرائیل هیچ احترامی برای این روند قائل نیست و همچنان به شیوه خود به بمباران ادامه میدهد و در عرصه زمینی نیز در حال تثبیت موقعیتهای خود است. البته درباره برخی مناطق مذاکره میشود تا تخلیه شوند و ارتش لبنان جایگزین شود، اما درباره مردمی که از آن مناطق رانده شدهاند و خانههای خود را ترک کردهاند، هنوز هیچ چشمانداز روشنی وجود ندارد.
اگر چنین تحولاتی در فضای سیاسی لبنان در حال شکلگیری باشد، به نظر من در همان مسیر انحرافی قرار دارد؛ یعنی جدا کردن مسئله لبنان، ترک مخاصمه و سایر موضوعات از آتشبس و ترک مخاصمه کلی در همه جبههها. در واقع، تلاش میکنند اینگونه القا کنند که لبنان و حزبالله چندان در هم تنیده نیستند و ایران و حزبالله هیچ نقشی در لبنان نخواهند داشت، بلکه تنها دولت لبنان صاحب حاکمیت است. بنابراین، اگر قرار باشد تحولی رخ دهد، مذاکرهای با اسرائیل انجام شود یا موضوع ترک مخاصمه و خروج از سرزمینهای لبنان مطرح شود، همه این مسائل صرفاً به دولت لبنان بهعنوان دولت دارای حاکمیت و اسرائیل مربوط خواهد بود. به این ترتیب، میکوشند هرگونه نقشآفرینی ایران و حزبالله را در این پرونده زیر سؤال ببرند.
شباهت قابل توجهی میان آنچه امروز میان ایران و آمریکا در جریان است و آنچه میان لبنان و اسرائیل مشاهده میشود، وجود دارد. با وجود اینکه یک تفاهمنامه میان ایران و آمریکا مطرح بوده، اکنون رسماً اعلام میکنند که دیگر تفاهمنامهای وجود ندارد و آتشبس نیز پایان یافته است، اما در عین حال میگویند که مذاکره میتواند ادامه پیدا کند.
به نظر میرسد همین وضعیت در لبنان نیز برقرار است. یعنی با وجود برخی توافقات و تفاهمات برای ادامه مذاکرات، عملاً دیگر آتشبسی وجود ندارد و آن تفاهمنامه چارچوبی نیز در وضعیت تعلیق قرار گرفته است.
این وضعیت، بیش از هر چیز، ناشی از رویکرد تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل است؛ رویکردی که به تفاهمنامهها، توافقات، تمامیت ارضی کشورها و سایر اصول حقوق بینالملل احترام چندانی نمیگذارد. در واقع، آنها تلاش میکنند شرایط را در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» حفظ کنند؛ به گونهای که هم مواضع خود و سرزمینهایی را که در اختیار گرفتهاند حفظ کنند و هم دستشان برای انجام حملات احتمالی در آینده باز بماند و طرف مقابل را در همین وضعیت بلاتکلیف نگه دارند.
این شباهت میان وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا و نیز شرایط حاکم میان اسرائیل و لبنان بسیار قابل توجه است و البته چندان هم عجیب نیست؛ زیرا به احتمال زیاد هر دو وضعیت از یک نوع تفکر و یک رویکرد مبتنی بر تجاوزگری نشأت میگیرد و چهبسا هماهنگیهایی نیز میان آمریکا و اسرائیل در این زمینه وجود داشته باشد.









Sunday, 12 July , 2026