گلناز پرتوی مهر شوک نفت دوباره در حال شکل‌دادن به نقشه اقتصادی آسیاست؛ این‌بار نه از مسیر کاهش ظرفیت تولید، بلکه از کانالی ناامن‌تر: تنگه هرمز، شاهرگ انرژی منطقه. آسیایی که ۸۰ درصد نفت وارداتی خود را از این مسیر دریافت می‌کند، حالا با موجی از نگرانی‌های ارزی روبه‌روست؛ نگرانی‌ای که تنش‌های ژئو‌اقتصادی را به […]

گلناز پرتوی مهر

شوک نفت دوباره در حال شکل‌دادن به نقشه اقتصادی آسیاست؛ این‌بار نه از مسیر کاهش ظرفیت تولید، بلکه از کانالی ناامن‌تر: تنگه هرمز، شاهرگ انرژی منطقه. آسیایی که ۸۰ درصد نفت وارداتی خود را از این مسیر دریافت می‌کند، حالا با موجی از نگرانی‌های ارزی روبه‌روست؛ نگرانی‌ای که تنش‌های ژئو‌اقتصادی را به خیابان‌های جاکارتا، دهلی‌نو و مانیل کشانده و سایه‌اش را روی محاسبات بانک‌های مرکزی انداخته است.
نوسان ارزها در چنین دوره‌هایی، نه فقط یک شاخص مالی، بلکه آینه‌ای از اضطراب اقتصادی دولت‌هاست. وقتی فشار قیمت سوخت بالا می‌رود، اولین جایی که داغ می‌شود بازار ارز است؛ جایی که هر تکانی، پیامدهای فوری در تورم، اعتماد عمومی و جریان سرمایه دارد. درست به همین دلیل است که سیاست‌گذاران آسیایی یکی پس از دیگری به سمت تصمیم‌های غیرمتعارف و فوری رفته‌اند؛ از مداخله‌های سنگین ارزی گرفته تا توصیه‌های عجیب درباره سفر خارجی و خرید طلا.
نخستین صدای زنگ خطر از هند بلند شد. روپیه هند طی هفته‌های اخیر یکی از بزرگ‌ترین بازندگان بازارهای ارزی جهان بوده است. دولت برای مهار این روند، بیانیه‌ها و توصیه‌هایی صادر کرده که در شرایط عادی تصورشان دشوار است: توقف سفرهای خارجی، پرهیز از خرید طلا و حتی کوچک‌کردن کاروان خودروهای رسمی برای صرفه‌جویی در سوخت. در پشت صحنه، بانک مرکزی هند هر روز میلیاردها دلار برای دفاع از ارز هزینه می‌کند؛ دفاعی که البته محدودیت‌های خود را دارد، زیرا ذخایر ارزی هر چقدر هم بزرگ باشد، در برابر نوسان‌های ساختاری و شوک‌های بیرونی نمی‌تواند بی‌نهایت خرج شود.
اندونزی نیز غافلگیر کرد. افزایش ۵۰ واحد پایه‌ای نرخ بهره آن‌هم بدون اعلام قبلی، نشان داد که بحران ارزی به مرحله‌ای رسیده که تنها ابزارهای سریع و سنگین می‌توانند جلوی نشت اعتماد را بگیرند. دولت اندونزی همزمان کنترل صادرات را تشدید کرده تا مطمئن شود درآمدهای حاصل از کالاهای خام به شکل ارز محلی در داخل کشور باقی می‌ماند. این تصمیم در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار فروش ارز را کاهش دهد، اما برای طولانی‌مدت، خطر آسیب‌زدن به جذابیت سرمایه‌گذاری و تجارت خارجی را در خود دارد.
در فیلیپین نیز وضعیت چندان آرام نیست. بانک مرکزی این کشور افزایش نرخ بهره را کلید زده و حالا در فضای مالی دهکده جهانی صحبت از احتمال یک افزایش اضطراری دیگر قبل از جلسه رسمی بعدی شنیده می‌شود. تورم بالا و کاهش ارزش پزو، باعث شده کنترل قیمت‌ها به اولویت نخست سیاست‌گذاری این کشور تبدیل شود. کاهش ارزش پزو نه‌فقط توان خرید خانوارها را تهدید می‌کند، بلکه هزینه واردات انرژی و مواد اولیه را نیز بالا می‌برد؛ حلقه‌ای که در نهایت فشار را بر تولید و مصرف‌کننده در کنار هم قرار می‌دهد.
وجه مشترک بحران در این سه کشور کاملاً روشن است: وابستگی سنگین به نفت وارداتی همراه با خروج سرمایه. سرمایه‌گذاران جهانی در دوره‌های نااطمینانی معمولا پول خود را از اقتصادهای نوظهور بیرون کشیده و به دارایی‌های امن یا ارزهای قدرتمند منتقل می‌کنند. این خروج سرمایه درست شبیه جریان معکوس خون در رگ‌های اقتصاد است؛ زمانی که اتفاق می‌افتد، سیستم شروع به احساس سردی و ضعف می‌کند و دولت‌ها مجبور می‌شوند با ابزارهایی مانند افزایش نرخ بهره، مداخله ارزی و سیاست‌های انقباضی به گردش خون مالی شوک وارد کنند.
اما این شوک‌ها هم‌زمان دردناک هستند. افزایش نرخ بهره اگرچه برای دفاع از ارزش ارز ضروری است، اما مستقیماً بر مصرف، تولید و بازار وام اثر منفی می‌گذارد. در اقتصادهایی که موتور رشد آن‌ها مصرف داخلی است، این اقدام می‌تواند ضربه‌ای دوگانه باشد: هم هزینه تولید را بالا می‌برد، هم قدرت خرید مردم را پایین می‌آورد. بنابراین سیاست‌گذاران آسیایی خود را میان دو تیغه یک قیچی می‌بینند: کاهش ارزش ارز و جهش تورمی از یک طرف، و فشار بر رشد اقتصادی از طرف دیگر.
در بازارهای مالی آسیا نیز تغییرات ناگهانی انتظارات درباره نرخ بهره آمریکا نقش مهمی دارد. احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در ایالات متحده، جذابیت دلار را بیشتر کرده و فشار مضاعفی بر ارزهایی مانند روپیه اندونزی، روپیه هند و پزوی فیلیپین وارد آورده است. در نتیجه، نرخ‌هایی که تنها چند ماه پیش غیرقابل تصور به نظر می‌رسیدند، حالا به واقعیت نزدیک شده‌اند: روپیه اندونزی در محدوده ۱۷۷۰۰، روپیه هند نزدیک به ۹۷ و پزو در حوالی ۶۲ در برابر دلار قرار گرفته‌اند؛ سطوحی که هر کدام برای دولت‌های مربوطه نوعی خط قرمز روانی محسوب می‌شود.
دولت‌ها و بانک‌های مرکزی آسیایی هنوز ابزارهایی برای دفاع دارند. برخی هنوز فضای افزایش نرخ بهره را حفظ کرده‌اند و ذخایر ارزی‌شان نیز به صفر نرسیده است. اما این ابزارها نامحدود نیستند و استفاده بیش از حد از آن‌ها می‌تواند پیامدهای بلندمدت نگران‌کننده‌ای داشته باشد. برای مثال، افزایش مکرر نرخ بهره می‌تواند جریان سرمایه‌گذاری داخلی را مختل کرده و زمینه رکود را فراهم کند. از طرف دیگر، مداخله سنگین در بازار ارز نیز موجب کاهش ذخایر و آسیب‌پذیری بیشتر در برابر شوک‌های بعدی می‌شود.
بازارهای جهانی meanwhile پیام روشنی می‌فرستند سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند ارزهای آسیایی با ثبات بالاتر را بر ارزهای در حال سقوط ترجیح دهند. در نتیجه، موجی از معاملات جابه‌جایی ارزش شکل گرفته که ارزش ارزهای قدرتمند آسیا را نسبت به همسایگان ضعیف‌تر بالا برده است. این روند دو پیام دارد: نخست اینکه بازار، بحران را جدی گرفته و انتظار تداوم نوسان را دارد؛ دوم اینکه ارزهای ضعیف‌تر، به‌ویژه در کشورهای نفت‌واردکننده، همچنان در معرض فشار خواهند بود مگر آنکه آرامش در بازار انرژی برقرار شود.
در نهایت، بحران کنونی بیش از آنکه یک چالش صرفاً اقتصادی باشد، آزمونی برای هماهنگی و تصمیم‌گیری سریع دولت‌هاست. تجربه نشان داده است که در زمانی که قیمت‌های جهانی سوخت بالا می‌روند و مسیرهای انتقال انرژی ناامن می‌شوند، واکنش‌های کند می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری به رشد اقتصادی وارد کند. بنابراین دولت‌های آسیایی نیاز دارند با مجموعه‌ای از سیاست‌های هم‌زمان از تنوع‌بخشی در سبد انرژی گرفته تا مدیریت هوشمندانه نرخ بهره این دوران متلاطم را پشت سر بگذرانند.
در لحظه‌ای که بازارها نفس حبس کرده‌اند و تنگه هرمز دوباره به محور تحلیل‌ها تبدیل شده، ارزهای آسیایی در خط مقدم میدان قرار گرفته‌اند. پرسش اصلی این است: آیا این کشورها می‌توانند با ترکیبی دقیق از سیاست‌های پولی، مالی و انرژی، خود را از زیر باران نفت بیرون بکشند؟ پاسخ این سؤال هنوز روشن نیست؛ اما چیزی که واضح است این‌که روزهای پیش‌رو برای اقتصاد آسیا روزهای آزمون، اضطراب و تصمیم‌های بزرگ خواهد بود.