زهرا کوثرغلامی قلم اقتصاد بررسی کرد پس‌لرزه‌های نقدینگی در بازار ارز؛ ایستگاه بعدی دلار کجاست؟ بازار ارز ایران این روزها در وضعیتی شبیه به یک «تعلیقِ آگاهانه» قرار گرفته است؛ بازاری که نه توان ریزش‌های شارپ را دارد و نه اجازه جهش‌های پی‌درپی به او داده می‌شود. دلار در کریدور ۱۸۰ هزار تومانی حبس شده […]

زهرا کوثرغلامی

قلم اقتصاد بررسی کرد
پس‌لرزه‌های نقدینگی در بازار ارز؛ ایستگاه بعدی دلار کجاست؟
بازار ارز ایران این روزها در وضعیتی شبیه به یک «تعلیقِ آگاهانه» قرار گرفته است؛ بازاری که نه توان ریزش‌های شارپ را دارد و نه اجازه جهش‌های پی‌درپی به او داده می‌شود. دلار در کریدور ۱۸۰ هزار تومانی حبس شده و فعالان اقتصادی بیش از آنکه درگیر معاملات هیجانی باشند، در انتظار سیگنالی تازه هستند تا مسیر آتی را مشخص کند. اما فراتر از شایعات لحظه‌ای، آینده نرخ ارز به سه متغیر ساختاری و کلیدی گره خورده است که توازن آن‌ها، تعیین‌کننده سرنوشت بازار خواهد بود.

۱. دیپلماسی؛ موتور محرک یا ترمز بازار؟
واضح‌ترین عامل در نوسانات ارزی، تحولات سیاسی و مذاکرات خارجی است. در غیاب اخبار قطعی، بازار در نوعی «برزخ دیپلماتیک» به‌سر می‌برد. نه خوش‌بینیِ قاطعی برای گشایش‌های بزرگ وجود دارد و نه شوک منفی جدیدی که کف‌های حمایتی را بشکند. این ابهام، خود به یک سیگنال در بازار تبدیل شده است؛ سیگنالی که نشان می‌دهد تا زمان تعیین‌تکلیف نهاییِ فضای سیاسی، نوسان‌گیری تنها در محدوده‌های باریک امکان‌پذیر است. سؤال اساسی اینجاست که آیا بازار تا ابد به «سکون خبری» وفادار می‌ماند یا فرسایشی شدنِ این انتظار، زمینه‌سازِ واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی خواهد شد؟

۲. اراده بازارساز؛ بازی با منابع در محدوده‌ی قرمز
عامل دوم، قدرت مداخله‌گر یا همان «بازارساز» است. بانک مرکزی با مداخله‌های هدفمند و ابزارهای کنترلی، نشان داده که اراده‌ای جدی برای نگه‌داشتن دلار در محدوده فعلی دارد. این سیاست، اگرچه تا این لحظه مانع از جهش‌های سفته‌بازانه شده، اما هزینه‌بر است. «پایداری این سد» پرسشی است که ذهن تحلیلگران را به خود مشغول کرده؛ چرا که منابع ارزی محدودند و هر مداخله، بخشی از این دارایی‌ها را می‌بلعد. آیا این ثبات، ناشی از قدرت واقعیِ درآمدهای ارزی است یا صرفاً تلاشی برای خریدِ زمان؟ پاسخ به این سؤال، کلیدِ درکِ تداوم یا شکستِ کریدور ۱۸۰ هزار تومانی است.

۳. نقدینگی؛ متغیرِ غیرقابل انکار در بلندمدت
در نهایت، باید به بنیادی‌ترین عامل یعنی «رشد نقدینگی» اشاره کرد. اگر سیاست‌های ارزی را کوتاه‌مدت بدانیم، نقدینگی همان جریان قدرتمندی است که در بلندمدت مسیر اصلی را تعیین می‌کند. رشد مداوم نقدینگی به معنای افزایش فشارهای تورمی است که به‌طور اجتناب‌ناپذیر، ارزش پول ملی را تحت فشار قرار می‌دهد. بازارساز ممکن است با مهارتِ تمام، قیمت را در کوتاه‌مدت کنترل کند، اما هیچ‌کس نمی‌تواند در بلندمدت خلاف جریانِ رشد پول شنا کند. در نهایت، دلار باید خود را با واقعیت‌های تورمی تطبیق دهد، مگر آنکه سیاست‌های پولی با اصلاحات ساختاری همراه شود.

چشم‌انداز؛ نظاره‌گری فعال در نقطه تعادل
جمع‌بندی تحلیلگران نشان می‌دهد که در کوتاه‌مدت، بازار در محدوده ۱۸۰ هزار تومان نوسان خواهد کرد. با این حال، چنانچه ابهامات سیاسی تشدید شود و تقاضای سفته‌بازی دوباره اوج بگیرد، حرکت به سمت کریدور ۱۸۵ تا ۱۹۰ هزار تومان دور از ذهن نیست.
آلبرت بغزیان در رابطه پیش بینی نرخ دلار در خرداد ماه به قلم اقتصاد گفت: بازار ارز امروز نه جای هیجان است و نه جای سرمایه‌گذاری‌های پرریسک. هوشمندی اقتصادی در این شرایط، «نظاره‌گریِ فعال» است؛ یعنی رصد دقیق سیگنال‌های دیپلماتیک و ترازهای تورمی. دلارِ ۱۸۰ هزار تومانی، یک نقطه تعادلِ شکننده است که پایداری آن تنها به اراده بازارساز و زمان بستگی دارد؛ دو عنصری که در اقتصاد ایران، همواره در جدالی دائمی با واقعیت‌های بنیادی بوده‌اند.

سخن پایانی

در نگاه به آینده، گذار از کریدور فعلی به محدوده‌های بالاتر یا پایین‌تر، به دو «نقطه عطف» حیاتی بستگی دارد. نخست، میزان تاب‌آوریِ ارزیِ بازارساز؛ چرا که با تداوم رشد نقدینگی، فنرِ فشرده‌شده‌ی قیمت ارز هر روز انرژی بیشتری برای رها شدن ذخیره می‌کند. اگر نرخ تورم و رشد پایه پولی مهار نشود، هرگونه توقفِ کوتاه‌مدت در قیمت، صرفاً یک «تأخیر در انطباق» است و نه حل مسئله. دوم، وزنِ واقعیِ گشایش‌های سیاسی؛ هر تحول ملموس در این حوزه می‌تواند انتظارات تورمی را «در لحظه» فرو بنشاند. در نهایت، پیش‌بینی می‌شود که بدون اصلاح ساختاری در سیاست‌های پولی و دیپلماتیک، «نوسانِ پلکانی» به سمت سقف‌های بالاتر، محتمل‌ترین سناریو برای نیمه دوم سال خواهد بود.