ذوب‌آهن اصفهان، به عنوان یکی از کلیدی‌ترین سرمایه‌های ملی، این روزها در معرضِ حملاتی سازمان‌یافته قرار دارد. حملاتی که نه برآمده از نقدِ سازنده، بلکه ریشه در نشر اکاذیب و تلاش برای ایجاد تفرقه دارد. آنچه بیش از خودِ این حملات، ذهن هر ناظرِ دلسوزی را به خود مشغول می‌دارد، این پرسشِ اساسی است: چرا […]

ذوب‌آهن اصفهان، به عنوان یکی از کلیدی‌ترین سرمایه‌های ملی، این روزها در معرضِ حملاتی سازمان‌یافته قرار دارد. حملاتی که نه برآمده از نقدِ سازنده، بلکه ریشه در نشر اکاذیب و تلاش برای ایجاد تفرقه دارد. آنچه بیش از خودِ این حملات، ذهن هر ناظرِ دلسوزی را به خود مشغول می‌دارد، این پرسشِ اساسی است: چرا مدیران این مجموعه، با وجودِ شفافیتِ عملکردشان و آگاهی از این تخریب‌ها، همچنان سکوت اختیار کرده و اجازه می‌دهند که عده‌ای با نشر اطلاعاتِ کذب، به دنبالِ «باج‌خواهی» باشند؟

آیا این مماشات، نشانه‌ای از ضعف است؟ یا شاید، بخشی از یک استراتژیِ ناکارآمد؟ در شرایطی که قانون، ابزارهای لازم را برای مقابله با نشر اکاذیب و تخریبِ وجهه یک مجموعه اقتصادیِ استراتژیک در اختیار مدیران قرار داده است، عدمِ استفاده از این ابزارها، قابل‌تأمل است. شکایت از مسببانِ نشر اطلاعاتِ نادرست، نه تنها حقِ قانونیِ شرکت، بلکه وظیفه‌ای بر گردنِ مدیران برای حفظِ منافعِ سهامداران، کارکنان و در نهایت، سرمایه‌های ملی است.

اینکه افرادی با پوششِ «عدالت‌خواهی» یا «دغدغه کارگران»، با طرحِ ادعاهایِ بی‌اساس، سعی در ایجادِ ناامیدی و تضعیفِ روحیه در بدنه کارشناسی و مدیریتیِ ذوب‌آهن دارند، امری نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این افراد، با ایجادِ فضایی پر از سوءظن و بی‌اعتمادی، عملاً مانعِ تمرکز بر اولویت‌های اصلیِ شرکت، یعنی «تولیدِ پایدار» و «بهبودِ مستمرِ شاخص‌ها» می‌شوند.

پرسشِ کلیدی اینجاست: چه منافعی پشتِ پرده‌ی این «باج‌خواهیِ رسانه‌ای» نهفته است؟ و چرا مدیرانِ ذوب‌آهن، علیرغمِ آگاهی از این رویه، نسبت به طرحِ شکایت و پیگیریِ قضاییِ این افراد، اقدامِ قاطعی انجام نمی‌دهند؟ آیا ترس از واکنش‌هایِ احتمالیِ
بیشتر، یا شاید، نگاهی اشتباه به «مدیریتِ بحران»، باعثِ این سکوتِ مرگبار شده است؟

جامعه‌ی کارگریِ زحمتکشِ ذوب‌آهن، سهامدارانِ این مجموعه، و عمومِ مردم که ذوب‌آهن را بخشی از هویتِ صنعتیِ کشور می‌دانند، حق دارند بدانند که چرا با چنین جریاناتی برخوردِ قاطع صورت نمی‌گیرد. انتظار می‌رود مدیرانِ ارشدِ ذوب‌آهن، هرچه سریع‌تر با شفاف‌سازیِ دلایلِ این سکوت، و اقدامِ عملی در جهتِ احقاقِ حقوقِ قانونیِ مجموعه، پاسخِ روشنی به این نگرانی‌ها بدهند. توقفِ نشرِ اکاذیب و پایان دادن به سازوکارهایِ باج‌خواهی، گامی حیاتی در جهتِ حفظِ آرامش و تمرکز بر شکوفاییِ هرچه بیشترِ این صنعتِ ملی است.
مژده ایزدی خبرنگار روزنامه قلم اقتصاد