فرهنگ عامه و آیینهای عاشورایی به عنوان نقطه اتکای هویت جمعی ایرانیان، فرایندی از پایین به بالا دارند که استانداردسازی دستوری و دولتی کردن آنها، فلسفه وجودی و اجتماعیشان را مخدوش میکند. یک پژوهشگر فرهنگ عامه با تشریح دوگانه «دین رسمی و دین زیسته»، مرز میان پویایی طبیعی فولکلور و تحریف آیینها را تبیین کرده […]
فرهنگ عامه و آیینهای عاشورایی به عنوان نقطه اتکای هویت جمعی ایرانیان، فرایندی از پایین به بالا دارند که استانداردسازی دستوری و دولتی کردن آنها، فلسفه وجودی و اجتماعیشان را مخدوش میکند. یک پژوهشگر فرهنگ عامه با تشریح دوگانه «دین رسمی و دین زیسته»، مرز میان پویایی طبیعی فولکلور و تحریف آیینها را تبیین کرده و به واکاوی رسوم نوظهوری چون حلواپزان بازار و نذورات مدرن در سوگواری محرم پرداخت.
به گزارش ایسنا، عاشورا در جغرافیای ایران، صرفا یک واقعه تاریخی یا مناسبت تقویمی نیست؛ رویدادی است که در طول قرنها با تاروپود فرهنگ عامه گره خورده و تکیهگاه هویت جمعی ایرانیان شده است. ویژگی بزرگ این فرهنگ عامه، زنده بودن، پویایی و تکثر آن است؛ همان روحی که باعث میشود یک ماتم واحد در یزد به شکل نخلگردانی، در بوشهر با نوای سنج و دمام جاشوها و در تکیههای تهران در قالب تعزیه و حلواپزان تجلی پیدا کند. زیبایی فولکلور محرم در همین بستر داوطلبانه، بومی و درونجوش آن است که نسل به نسل و دهان به دهان چرخیده تا به امروز رسیده است.
با این حال، در دهههای اخیر و با گسترش شهرنشینی، پای نهادهای رسمی نیز به مدیریت و انتظامبخشی این مناسک باز شده است؛ پدیدهای که در کنار نکات مثبت، بعضا چالشهایی را در حفظ اصالتهای محلی پدید آورده است. مریم سامعی – پژوهشگر فرهنگ عامه و یکی از نویسندگان کتاب «تقویم آیینی ماههای قمری» واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صداوسیما – از منظر انسانشناسیِ دین به این موضوع پرداخته است.
جایگاه محرم در فرهنگ عامه
مریم سامعی – معاون علمی «دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران» دایرهالمعارف بزرگ اسلامی – در بخش اول گفتوگوی تفصیلی با ایسنا، با اشاره به جایگاه ویژه ماه محرم در فرهنگ عامه ایرانیان و کارکردهای فراتر از یک سوگواری معمولیِ آن، اظهار کرد: محرم همواره فراتر از یک سرگرمی یا دورهمی صرف بوده و از گذشته، پیوند اجتماعی عمیقی را میان مردم در این ایام شکل داده است. این مناسبت، بهانهای پایدار برای تجمیع مردم و بازآفرینی هویت اجتماعی آنها محسوب میشود تا بتوانند مناسبات و اشتراکات اجتماعی خود را در قالب این آیین مذهبی به اشتراک بگذارند.
او به سیر تحول این پیوندها از گذشته تا دوران معاصر پرداخت و تصریح کرد: در گذشته، این آیینها مایۀ شکلگیری حس تعلق به یک محله بود؛ اما در دوره معاصر و با خروج از فضای سنتی محلهها، این تعلق خاطر به سطح منطقه، شهر و حتی کشور انتقال یافته است؛ به طوری که امروزه حتی شاهد نوعی رقابتهای شهری در نحوه برگزاری آیینهای محرم هستیم.
تنوع و تکثر در روایت فرهنگ عامه از واقعه عاشورا
این پژوهشگر فرهنگ عامه با تاکید بر اینکه یکی از ویژگیهای بارز فولکلور، ارائه روایت خاص هر منطقه از یک واقعۀ واحد است، گفت: واقعه عاشورا، اصل بلا و باور ما به امام حسین (ع) امری ثابت و تغییرناپذیر است، اما هر منطقه از ایران بر اساس کارکردها و ویژگیهای بومی خود، روایتی متفاوت از این واقعه ارائه میدهد؛ روایتی که لزوما به معنای واقعیتی متفاوت نیست، بلکه شکل تجلی آن فرق میکند.
او در تشریح این تنوع آیینی افزود: به عنوان نمونه، آیین «نخلگردانی» از استان یزد باب شد، آیین «تشتگذاری» در میان آذریزبانها شکل گرفت و هنر «تعزیه» نیز در ابتدا بیشتر در مناطق مرکزی ایران مرسوم بود و اکنون در تمام نقاط کشور فراگیر شده است؛ همین ویژگیها سبب شده تا محرم به آیینی متمایز و فراتر از سایر مناسک مذهبی تبدیل شود.
سامعی
تبیین انسانشناختی تنوع آیینهای محرم در ایران
نویسنده کتاب «تقویم آیینی ماههای قمری» به تبیین این پدیده از منظر جامعهشناسی و انسانشناسی پرداخت و بیان کرد: بسیاری از انسانشناسان و جامعهشناسان بزرگ جهان به این نکته اشاره دارند؛ از جمله «برانیسلاو مالینوفسکی» معتقد است که آیینها باید نیاز هر دوره و گروه را برآورده کنند. در خصوص آیین مذهبی محرم نیز، فارغ از اصل واقعه تاریخی، پدیدهای که جریان دارد، بازخوانی و روایت آن بر اساس مقتضیات هر منطقه است؛ یعنی آیین نخلگردانی در یزد یا رسوم تبریز، هر کدام پاسخگوی نیازهای اجتماعی همان جامعه است.
او در ادامه با استناد به آرای «آلن دانس»، از مردمشناسان برجسته جهان، یادآور شد: به تعبیر این مردمشناس، مجموعه فولکلور صرفا مجموعهای از سنتهای به ارثرسیده نیست، بلکه هر گروه انسانی، سنتهای مشترک را متناسب با شرایط و هویت خود بازآفرینی میکند.
معاون علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران افزود: شیوه سوگواری ما برای شخصیتهای تاثیرگذار مذهبی، کاملا برگرفته از شرایط اقتصادی، زیستبوم و حتی شرایط آبوهوایی هر منطقه است. به عنوان مثال، در گذشته سبک و ساختار هیئتها و تکیهها در مناطق مرکزی کشور با دیگر نقاط متفاوت بود. این مسئله در موضوع نذورات و خوراکهای آیینی نیز بسیار بارز است؛ چراکه در گذشته برخلاف امروز، دسترسی به همهگونه مواد غذایی در همه جا مقدور نبود و هر منطقه بر اساس خوراکهای بومی و دسترسیهای زیستمحیطی خود، نذری متفاوتی را ارائه میداد. این دقیقا همان فرایند بازآفرینی رسم مشترک و تبدیل آن به پدیدهای قابل قبول و در دسترس برای مردم همان منطقه است که در نهایت منجر به این حجم از تنوع و تکثر میشود.
بازآفرینی سنتها بر اساس تغییرات جامعه
او با تاکید بر اینکه سنتها متناسب با نیاز روز جامعه و گروه بازآفرینی میشوند، به تشریح تغییرات ملموس آیینهای محرم در دهههای اخیر پرداخت و اظهار کرد: در دهههای گذشته، دسترسی محدود به مواد غذایی باعث میشد که هر منطقه بر اساس زیستبوم خود اقدام به ادای نذر کند؛ به عنوان نمونه در گذشته، خورش قیمه بیشتر در مرکز کشور مرسوم بود، در حالی که شمالیها و جنوبیها عمدتا از ماهی و ماکیان برای خیرات در هیئتها استفاده میکردند. همچنین پایۀ حلوا در مناطق جنوبی خرما و در مناطق مرکزی شیره انگور بود.
سامعی اضافه کرد: امروزه با افزایش دسترسی به انواع مواد غذایی در سراسر کشور، این تمایزهای بومی تا حد زیادی کمرنگ شده است؛ هرچند هنوز در برخی روستاها و شهرهای کوچکتر، سنت خوراکهای بومی حفظ شده، اما پدیدهای مثل خورش قیمه اکنون به یک غذای کشوری و نمادین برای ماه محرم تبدیل شده است.









Wednesday, 8 July , 2026