«خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد» این بیت مولانا را می‌توان امروز نیز در بسیاری از عرصه‌های مدیریتی و اقتصادی به‌عنوان یک هشدار جدی دید. مسئله، مخالفت با استفاده از تجربه کشورهای دیگر نیست؛ مسئله زمانی آغاز می‌شود که تجربه دیگران را بدون توجه به تفاوت‌های جامعه […]

«خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد»

این بیت مولانا را می‌توان امروز نیز در بسیاری از عرصه‌های مدیریتی و اقتصادی به‌عنوان یک هشدار جدی دید. مسئله، مخالفت با استفاده از تجربه کشورهای دیگر نیست؛ مسئله زمانی آغاز می‌شود که تجربه دیگران را بدون توجه به تفاوت‌های جامعه خود، به نسخه‌ای آماده برای تصمیم‌گیری تبدیل کنیم.

مدیری که در فرانسه، روسیه، ترکیه یا هر کشور دیگری تحصیل کرده است، قطعاً می‌تواند دانش و تجربه ارزشمندی با خود به همراه داشته باشد؛ اما تحصیل در یک کشور خارجی به این معنا نیست که تمام سیاست‌ها و تصمیم‌های آن کشور برای ایران نیز مناسب است. دانش، ابزار تصمیم‌گیری است؛ نه جایگزین شناخت جامعه.

اقتصاد هر کشور ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ ساختار تولید، بازار کار، فرهنگ اقتصادی، نظام بانکی، سطح درآمد، منابع طبیعی و حتی رفتار مصرف‌کننده در جوامع مختلف یکسان نیست. بنابراین سیاستی که در یک کشور نتیجه داده، ممکن است اگر بدون مطالعه و اصلاح در کشور دیگری اجرا شود، نتیجه‌ای کاملاً متفاوت داشته باشد.

مشکل از جایی جدی می‌شود که «خارجی بودن» یک ایده، به جای «کارآمد بودن» آن، معیار تصمیم‌گیری قرار گیرد. گاهی تصور می‌کنیم چون یک سیاست در فرانسه یا ترکیه موفق بوده، حتماً باید در ایران نیز اجرا شود؛ در حالی که سیاست‌گذاری موفق، کپی‌برداری نیست؛ شناخت، آزمون و بومی‌سازی است.

مدیر کارآمد کسی نیست که بیشترین تعداد الگوهای خارجی را وارد سازمان یا کشور کند؛ مدیری است که بتواند از تجربه دیگران بیاموزد، نقاط قوت و ضعف آن را بشناسد و سپس آن را با واقعیت‌های جامعه خود تطبیق دهد.

البته ایران نباید از تجربه جهانی فاصله بگیرد. برعکس، استفاده از دانش و تجربه سایر کشورها برای پیشرفت ضروری است. اما باید میان «یادگیری از جهان» و «تقلید از جهان» تفاوت گذاشت. یادگیری، قدرت انتخاب ایجاد می‌کند؛ تقلید، قدرت تشخیص را از بین می‌برد.

پیش از اجرای هر تصمیم باید پرسید: این سیاست برای چه جامعه‌ای طراحی شده است؟ چه مسئله‌ای را حل کرده؟ آیا زیرساخت اجرای آن در ایران وجود دارد؟ مردم و بنگاه‌های ایرانی چه واکنشی به آن نشان خواهند داد؟

اقتصاد ایران بیش از نسخه‌های وارداتی، به تصمیم‌هایی متناسب با واقعیت‌های خودش نیاز دارد. مدیران باید جهان را بشناسند، اما پیش از آن باید جامعه‌ای را که برای آن تصمیم می‌گیرند، به‌درستی بشناسند.

تجربه دیگران چراغ راه است، نه نقشه‌ای که باید بدون تغییر از روی آن حرکت کرد.

خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد