هر بار که نرخ ارز کاهش پیدا می‌کند، یک پرسش تقریباً بلافاصله در جامعه مطرح می‌شود: اگر دلار ارزان شده، چرا قیمت کالاها پایین نمی‌آید؟ پرسشی کاملاً قابل فهم؛ زیرا در دوره‌های افزایش نرخ ارز بارها دیده‌ایم که بخشی از قیمت‌ها با سرعت زیادی واکنش نشان می‌دهند. بنابراین طبیعی است انتظار داشته باشیم همین مسیر […]

هر بار که نرخ ارز کاهش پیدا می‌کند، یک پرسش تقریباً بلافاصله در جامعه مطرح می‌شود: اگر دلار ارزان شده، چرا قیمت کالاها پایین نمی‌آید؟ پرسشی کاملاً قابل فهم؛ زیرا در دوره‌های افزایش نرخ ارز بارها دیده‌ایم که بخشی از قیمت‌ها با سرعت زیادی واکنش نشان می‌دهند. بنابراین طبیعی است انتظار داشته باشیم همین مسیر در جهت عکس نیز طی شود. با این حال، سازوکار قیمت‌گذاری در اقتصاد به این سادگی و تقارن نیست. کاهش نرخ ارز می‌تواند بر قیمت بسیاری از کالاها اثر بگذارد، اما نه روی همه کالاها، نه بلافاصله و نه الزاماً به همان نسبتی که ارز کاهش یافته است.

نخست باید به این نکته توجه کرد که نرخ ارز تنها یکی از اجزای قیمت تمام‌شده یک کالا است. مواد اولیه، دستمزد، اجاره، انرژی، حمل‌ونقل، بیمه، مالیات، هزینه تأمین مالی، انبارداری و توزیع نیز در شکل‌گیری قیمت نهایی نقش دارند. بنابراین تأثیر کاهش نرخ ارز بر کالایی که بخش عمده آن وارداتی است، طبیعتاً بیشتر از محصولی خواهد بود که بیشتر هزینه‌های آن در داخل کشور شکل می‌گیرد. حتی در یک صنعت مشخص نیز ممکن است سهم ارز در قیمت تمام‌شده محصولات مختلف یکسان نباشد.

از سوی دیگر، بازار با نرخ ارز امروز کالا نخریده است. واردکننده یا تولیدکننده ممکن است موجودی فعلی خود را هفته‌ها یا ماه‌ها قبل و با نرخ بالاتری تهیه کرده باشد. هزینه حمل، بیمه و سایر مخارج نیز قبلاً پرداخت شده و سرمایه برای مدتی درگیر بوده است. بنابراین کاهش نرخ ارز در وهله نخست بیشتر بر هزینه سفارش‌های جدید اثر می‌گذارد و تا زمانی که موجودی جدید وارد زنجیره فروش نشود، نمی‌توان انتظار داشت تمام اثر آن فوراً در قیمت مصرف‌کننده مشاهده شود.

اینجاست که می‌توان با زبان ساده از نوعی «حافظه قیمتی» صحبت کرد. قیمت‌ها گذشته خود را فوراً فراموش نمی‌کنند. بنگاهی که مدتی با هزینه‌های بالاتر فعالیت کرده، قرارداد بسته، موجودی خریده و ساختار هزینه خود را با شرایط قبلی تنظیم کرده است، نمی‌تواند همه آن هزینه‌ها را با تغییر چندروزه نرخ ارز به عقب برگرداند.

در اقتصاد، بخشی از این رفتار با مفهوم «چسبندگی قیمت‌ها» توضیح داده می‌شود. برخی قیمت‌ها و هزینه‌ها به آسانی و با همان سرعتی که افزایش یافته‌اند، کاهش پیدا نمی‌کنند. اجاره یک واحد تجاری با افت دلار پایین نمی‌آید، حقوق نیروی انسانی کاهش پیدا نمی‌کند، نرخ بسیاری از خدمات فوراً تغییر نمی‌کند و هزینه تأمین مالی نیز لزوماً هم‌جهت با ارز حرکت نمی‌کند. به همین دلیل کاهش یک جزء از هزینه، الزاماً به معنای کاهش متناسب کل قیمت تمام‌شده نیست.

موضوع مهم دیگر، نامتقارن بودن واکنش بازار است. در بسیاری از موارد، افزایش نرخ ارز سریع‌تر از کاهش آن به قیمت‌ها منتقل می‌شود. وقتی ارز گران می‌شود، فروشنده یا تولیدکننده نگران هزینه جایگزینی موجودی خود است. کالایی را که امروز می‌فروشد باید فردا دوباره بخرد و اگر تصور کند خرید بعدی گران‌تر خواهد بود، زودتر قیمت خود را تعدیل می‌کند. اما در مسیر عکس، معمولاً منتظر می‌ماند تا مطمئن شود کاهش نرخ ارز پایدار است.

اینجا پای «انتظارات» به میان می‌آید. اگر فعال اقتصادی تصور کند دلار امروز کاهش پیدا کرده اما ممکن است چند هفته بعد دوباره افزایش یابد، طبیعی است که در کاهش قیمت محتاط‌تر باشد. او نمی‌خواهد امروز قیمت را پایین بیاورد و مدت کوتاهی بعد دوباره مجبور به افزایش آن شود. بنابراین گاهی آنچه بازار بیش از کاهش نرخ ارز نیاز دارد، ثبات و قابلیت پیش‌بینی آن است.

اگر نرخ ارز برای مدتی در سطح پایین‌تر تثبیت شود، سفارش‌های جدید با هزینه کمتر انجام شوند، موجودی‌های قبلی به تدریج جای خود را به کالاهای جدید بدهند و فعالان اقتصادی نیز نسبت به ماندگاری شرایط اطمینان بیشتری پیدا کنند، احتمال انتقال کاهش ارز به قیمت‌ها بیشتر خواهد شد. در مقابل، نوسان مداوم حتی در سطوح پایین‌تر، ممکن است اجازه ندهد این اثر به شکل کامل ظاهر شود.

رقابت در بازار نیز عامل مهم دیگری است. در بازاری که فروشندگان متعدد حضور دارند و مصرف‌کننده امکان انتخاب دارد، کاهش هزینه می‌تواند سریع‌تر به قیمت نهایی منتقل شود؛ زیرا هر بنگاه برای حفظ سهم بازار انگیزه دارد بخشی از کاهش هزینه را به مشتری منتقل کند. اما هرجا رقابت محدودتر باشد یا عرضه با مشکلات دیگری مواجه باشد، انتقال این کاهش ممکن است کندتر صورت گیرد.

البته تمام این توضیحات نباید به این برداشت منجر شود که کاهش نرخ ارز هیچ اثری بر سطح قیمت‌ها ندارد. چنین نتیجه‌ای نیز درست نیست. کاهش پایدار نرخ ارز می‌تواند هزینه واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای را کاهش دهد، هزینه جایگزینی موجودی را پایین بیاورد و از شدت فشار بر قیمت برخی کالاها کم کند. در بعضی بازارها حتی ممکن است کاهش اسمی قیمت نیز اتفاق بیفتد. اما در بخش دیگری از اقتصاد، اثر اصلی ممکن است نه به صورت ارزان شدن، بلکه در قالب کندتر شدن سرعت افزایش قیمت‌ها دیده شود.

تفاوت مهمی میان «کاهش قیمت» و «کاهش تورم» وجود دارد. ممکن است نرخ ارز پایین بیاید و قیمت بسیاری از کالاها به سطح گذشته بازنگردد، اما سرعت افزایش آنها کمتر شود. برای خانواری که منتظر ارزان شدن است، این تفاوت شاید چندان محسوس نباشد، اما از منظر اقتصادی دو پدیده متفاوت هستند.

به همین دلیل نمی‌توان انتظار داشت با کاهش نرخ دلار، کل اقتصاد مانند یک ماشین حساب عمل کند و درصد مشخصی از تمام قیمت‌ها کم شود. اقتصاد شبکه‌ای از قراردادها، هزینه‌ها، انتظارات و تصمیم‌های میلیون‌ها مصرف‌کننده و بنگاه است.

پس پاسخ به سؤال اصلی نه «بله» مطلق است و نه «خیر» مطلق. کاهش نرخ ارز می‌تواند قیمت برخی کالاها را کاهش دهد و فشار تورمی را در بخش‌هایی از اقتصاد کمتر کند، اما شدت و سرعت این اثر به سهم ارز در قیمت تمام‌شده، موجودی‌های قبلی، ساختار هزینه، میزان رقابت و مهم‌تر از همه پایداری کاهش نرخ ارز بستگی دارد.

بازار فقط به عددی که امروز روی تابلو دیده می‌شود واکنش نشان نمی‌دهد؛ به این هم فکر می‌کند که فردا آن عدد کجا خواهد بود. شاید به همین دلیل، برای اقتصاد و معیشت مردم، بیش از یک کاهش مقطعی، ثبات و قابل پیش‌بینی شدن آینده اهمیت دارد.

ساسان باقرپناه