در سال‌های اخیر هرگاه سخن از مشکلات اقتصادی به میان آمده، توجه‌ها عمدتاً به تولید، اشتغال، معیشت خانوارها و قدرت خرید مردم معطوف شده است. بدون تردید این موضوعات از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصاد ایران هستند، اما در میان این مباحث، کمتر درباره وضعیتی صحبت شده که امروز بخش بزرگی از بازرگانان و فعالان تجاری کشور […]

در سال‌های اخیر هرگاه سخن از مشکلات اقتصادی به میان آمده، توجه‌ها عمدتاً به تولید، اشتغال، معیشت خانوارها و قدرت خرید مردم معطوف شده است. بدون تردید این موضوعات از مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصاد ایران هستند، اما در میان این مباحث، کمتر درباره وضعیتی صحبت شده که امروز بخش بزرگی از بازرگانان و فعالان تجاری کشور با آن مواجه‌اند؛ گروهی که نقش آن‌ها در اقتصاد صرفاً خرید و فروش کالا نیست، بلکه اتصال تولیدکننده به بازار، تأمین مواد اولیه، واردات تجهیزات، توسعه صادرات و حفظ جریان تجارت را بر عهده دارند.

اقتصاد بدون تجارت پویا نمی‌تواند به رشد پایدار دست یابد. تولید زمانی معنا پیدا می‌کند که مواد اولیه، قطعات، تجهیزات و بازار فروش وجود داشته باشد. همان‌گونه که مصرف‌کننده به کالا نیاز دارد، تولیدکننده نیز برای ادامه فعالیت به شبکه‌ای کارآمد از تأمین‌کنندگان، واردکنندگان، صادرکنندگان و فعالان بازار وابسته است. به همین دلیل، هرگونه اختلال در تجارت دیر یا زود آثار خود را در تولید، اشتغال و معیشت مردم نشان خواهد داد.

امروز مسئله اصلی بسیاری از بازرگانان ایرانی صرفاً کاهش سود نیست. مسئله اصلی، افزایش ریسک و دشوار شدن فعالیت اقتصادی است. تجارت بر پایه پیش‌بینی، زمان‌بندی، اعتماد و امکان برنامه‌ریزی شکل می‌گیرد. بازرگان باید بتواند برای خرید، فروش، حمل‌ونقل، تأمین مالی و تحویل کالا برنامه‌ریزی کند. اما زمانی که هزینه‌ها دائماً در حال تغییر باشند، فرآیندها طولانی‌تر شوند و افق تصمیم‌گیری کوتاه‌تر شود، فعالیت تجاری نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.

در ماه‌های اخیر بسیاری از فعالان تجاری با مجموعه‌ای از هزینه‌های آشکار و پنهان مواجه شده‌اند. هزینه تأمین ارز افزایش یافته، زمان دسترسی به منابع ارزی طولانی‌تر شده، هزینه حمل‌ونقل و لجستیک رشد کرده و ریسک‌های ناشی از تحولات منطقه‌ای نیز بر تصمیمات اقتصادی سایه انداخته است. در چنین شرایطی، حتی انجام یک معامله عادی نسبت به گذشته به سرمایه بیشتر، زمان بیشتر و تحمل ریسک بالاتری نیاز دارد.

مشکل اما تنها به هزینه‌های مستقیم محدود نمی‌شود. بخش مهمی از سرمایه فعالان تجاری در فرآیندهای مختلف قفل شده است. سرمایه‌ای که می‌توانست صرف توسعه فعالیت، ورود به بازارهای جدید یا افزایش حجم تجارت شود، امروز صرف جبران هزینه‌های جانبی و مدیریت عدم قطعیت‌ها می‌شود. نتیجه آن است که بسیاری از شرکت‌های تجاری اگرچه هنوز فعال هستند، اما عملاً با حداقل ظرفیت خود فعالیت می‌کنند.

در ظاهر ممکن است چراغ بسیاری از شرکت‌ها روشن باشد، اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از آن‌ها از مرحله توسعه فاصله گرفته‌اند و به مرحله بقا رسیده‌اند. برنامه‌های توسعه‌ای متوقف شده، سرمایه‌گذاری‌های جدید به تعویق افتاده و بخش مهمی از انرژی مدیران صرف حفظ وضع موجود شده است. این وضعیت تنها مختص یک صنعت یا یک گروه خاص نیست و در بخش‌های مختلف تجارت داخلی و خارجی قابل مشاهده است.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که بازرگانان تنها برای خود فعالیت نمی‌کنند. زمانی که واردات مواد اولیه، قطعات، ماشین‌آلات یا تجهیزات با مشکل مواجه شود، آثار آن مستقیماً به واحدهای تولیدی منتقل خواهد شد. زمانی که صادرات دشوار شود، بازارهای خارجی از دست خواهند رفت و بازگرداندن آن‌ها هزینه‌های سنگینی به اقتصاد تحمیل خواهد کرد. تجارت حلقه‌ای است که اگر تضعیف شود، کل زنجیره اقتصاد آسیب خواهد دید.

شاید یکی از مهم‌ترین نکاتی که امروز باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان عبور از بحران و بازگشت به شرایط عادی باشد. حتی اگر فرض کنیم بخش مهمی از تنش‌ها و بی‌ثباتی‌های موجود کاهش یابد، بازگشت تجارت به شرایط گذشته نیازمند زمان و حمایت است. بسیاری از شرکت‌ها بخشی از سرمایه در گردش خود را مصرف کرده‌اند، بخشی از بازارهای خود را از دست داده‌اند و برای حفظ فعالیت اقتصادی هزینه‌های قابل توجهی را متحمل شده‌اند. بازسازی این ظرفیت‌ها به سادگی امکان‌پذیر نخواهد بود.

در چنین شرایطی، سیاست‌گذار باید بیش از گذشته به نقش تجارت در اقتصاد توجه کند. حمایت از تجارت الزاماً به معنای پرداخت یارانه یا اعطای امتیازات ویژه نیست. گاهی مهم‌ترین حمایت، کاهش هزینه‌های غیرضروری، تسهیل فرآیندها، کوتاه کردن زمان تصمیم‌گیری، افزایش شفافیت و فراهم کردن امکان برنامه‌ریزی برای فعالان اقتصادی است. بازرگانان بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیش‌بینی نیاز دارند؛ زیرا تجارت در فضایی شکل می‌گیرد که آینده آن تا حدی قابل ترسیم باشد.

اقتصاد ایران در سال‌های گذشته بارها نشان داده است که از ظرفیت بالایی برای تحمل فشارها برخوردار است. بازرگانان نیز بخشی از همین ظرفیت بوده‌اند. بسیاری از آن‌ها با وجود محدودیت‌ها و دشواری‌ها تلاش کرده‌اند جریان تأمین کالا، مواد اولیه و صادرات را حفظ کنند.

اما ادامه این مسیر بدون توجه به واقعیت‌های موجود دشوار خواهد بود.

امروز شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار تولید، اشتغال و معیشت، از تجارت نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد یاد شود. زیرا تجربه همه اقتصادهای موفق نشان می‌دهد که تولید بدون تجارت رشد نمی‌کند، صادرات بدون بازرگان شکل نمی‌گیرد و اقتصاد بدون جریان روان مبادلات اقتصادی، توان توسعه پایدار نخواهد داشت.

ساسان باقرپناه