علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها تصور کنید نظم جهانی یک صفحهشطرنج است؛ سی سال پیش، آمریکا هم وزیر بود، هم رخ، هم اسب؛ امروز اما مهرهها عوض شدهاند؛ نه اینکه آمریکا از صفحه حذف شده باشد، بلکه دیگر «تنهاترین ابرقدرت» نیست؛ پایان هژمونی آمریکا بهمعنای سقوط این کشور نیست، […]
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
تصور کنید نظم جهانی یک صفحهشطرنج است؛ سی سال پیش، آمریکا هم وزیر بود، هم رخ، هم اسب؛ امروز اما مهرهها عوض شدهاند؛ نه اینکه آمریکا از صفحه حذف شده باشد، بلکه دیگر «تنهاترین ابرقدرت» نیست؛ پایان هژمونی آمریکا بهمعنای سقوط این کشور نیست، بلکه بهمعنای پایان «یکدنیای آمریکایی» است؛ عصری که در آن هیچ تصمیم بزرگی بدون اجازه یا اجماع واشنگتن گرفته نمیشد. برای درک این پایان، باید سه تغییر بنیادین را روایت کنیم.
نخست: شکستِ مداخلهی محور
هژمونی آمریکا بر دو پایه استوار بود: قدرت نظامی بیرقیب و تمایل متحدان برای پذیرش رهبری. شکست در افغانستان (پس از بیست سال و دو تریلیون دلار هزینه) و عقبنشینی آشفته از عراق، این پیام را به جهان فرستاد: «آمریکا نمیتواند بهتنهایی نظم دلخواه خود را بسازد». مهمتر از آن، خروج از افغانستان نشان داد که متحدان سنتی (از اروپا تا ژاپن) دیگر بدون چونوچرا از واشنگتن پیروی نمیکنند؛ وقتی فرانسه و آلمان آشکارا از سیاست خاورمیانهای آمریکا فاصله میگیرند، یا عربستان سعودی با چین قراردادهای راهبردی امضا میکند، معنایش روشن است: هژمون دیگر حرف اول و آخر را نمیزند.
دوم: ظهور رقبای بیبازگشت
چین دیگر فقط کارخانهی جهان نیست؛ چین بانکدار جهان، سرمایهگذار زیرساختهای جهان و در بسیاری از فناوریهای نوین (۵جی، هوش مصنوعی، انرژی خورشیدی و …) پیشتاز یا همپای آمریکاست؛ ابتکار کمربند–راه، شبکهای از وابستگی اقتصادی را ایجاد کرده که بیش از ۱۴۰ کشور را به پکن پیوند میدهد؛ روسیه هم با وجود تحریمها، با ایجاد بلوک بریکس بهعلاوه و تقویت کریدور شمال–جنوب، قطب تازهای از قدرت پولی و انرژی ساخته است. نکتهی کلیدی: این رقبا بهدنبال جایگزینی کامل آمریکا نیستند، اما بهوضوح از «جهان تکقطبی» عبور کردهاند؛ در جهان چندقطبی امروز، هیچ کشوری نمیتواند مانند دههی نود میلادی، تمام تختهشطرنج را در اختیار داشته باشد.
سوم: بحران درونهژمونیک
شاید مهمترین عامل، نه بیرون که درون خود آمریکاست؛ دو دهه جنگ فرسایشی، کسری بودجهی مزمن (بیش از ۳۴ تریلیون دلار بدهی)، شکاف طبقاتی عمیق و از همه مهمتر، دوپارگی سیاسیِ فلجکننده. وقتی هواداران یک رئیسجمهور به کنگره حمله میکنند (۶ ژانویه ۲۰۲۱)، یا فرمانداران ایالتها دستورهای فدرال را نادیده میگیرند، دیگر نمیتوان «مدل آمریکایی» را بهعنوان الگوی صادراتی پیشنهاد داد؛ هژمونی نیازمند «جذابیت» است؛ امروز، جذابیت آمریکا حتی در میان متحدان سنتی کاهش یافته است؛ نظرسنجیهای مرکز پیو نشان میدهد در اکثر کشورهای اروپایی، اعتماد به رهبری آمریکا، به پایینترین سطح در دو دههی اخیر رسیده است.
اما پایان هژمونی، پایان آمریکا نیست
اینجا باید یک تفاوت ظریف را روشن کنیم: آمریکا همچنان فعلا بزرگترین اقتصاد جهان (از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی)، قدرتمندترین ارتش (با پایگاههایی در ۸۰ کشور) و تاثیرگذارترین فرهنگِ عامهپسند را دارد؛ اما هژمونی یعنی «قدرتِ بیچونوچرایِ تعیینکنندهی قواعد بازی»؛ آن دوران تمام شده است؛ امروز قواعد بازی را گفتوگوی چین و آمریکا، مقاومت روسیه و نقشآفرینی قدرتهای منطقهای مثل ایران، ترکیه، هند و برزیل تعیین میکنند.
جهان وارد عصر «هژمونیِ همکاریجویانه» یا بهتر بگوییم «مدیریت جمعیِ بحرانها» شده است؛ هیچ کشوری نمیتواند بهتنهایی جلوی تغییرات اقلیمی را بگیرد، اقتصاد دیجیتال را تنظیم کند، یا یک همهگیری را مهار نماید؛ این یعنی آمریکا ناچار است بیاموزد که با دیگران مذاکره کند، نه اینکه آنها را تحریم یا تهدید کند.
نتیجهگیری برای سیاستگذاران و شهروندان
برای ما در ایران و منطقه، پایان هژمونی آمریکا، یک فرصت و یک هشدار همزمان است؛ فرصت آنکه دیگر همهی معادلات امنیتی حول «بله یا نه به آمریکا» تعریف نمیشود؛ هشدار آنکه در جهان چندقطبی، هیچ قدرت خودخواستهای بهطور خودکار، کاملا جایگزین آمریکا نمیشود؛ بلکه باید کارایی، نوآوری و دیپلماسی هوشمند را اثبات کرد.
عقاب تنها مانده، اما هنوز چنگالهایی تیز دارد؛ پایان هژمونی بهمعنای آغاز هرجومرج نیست، بلکه آغاز «سازوکارهای تازهی قدرت» است؛ زمان آن رسیده که بهجای نوحهخوانی برای نظم کهنه، برای جهان جدید نقشه بکشیم؛ جهانی که در آن، هیچ کشوری، حتی آمریکا، نمیتواند بهتنهایی بگوید «آخرین حرف با من است».
برچسب:
علیرضا محمودی فرد، پایان هژمونی، آمریکا، نظم چندقطبی، شکست افغانستان، ظهور چین، ابتکار کمربند-راه، بریکس، بحران درون آمریکایی، دوپارگی سیاسی، بدهی ۳۴ تریلیون دلاری، کاهش اعتماد متحدان، جهان تکقطبی، قدرت نظامی آمریکا، مداخلهگری، کریدور شمال-جنوب، مدیریت جمعی بحرانها، دیپلماسی هوشمند، عقاب تنها، نظم نوین جهانی، پساآمریکا









Wednesday, 8 July , 2026