در بخش نخست برنامه «روبروی تصویر» تابناک با احسان صالحی، فعال رسانهای، درباره نسبت میان میدان و دیپلماسی، جایگاه مذاکره، نحوه مواجهه با جامعه و ضرورت حفظ تنوع اجتماعی سخن گفته شد و او به عملکرد دولت، ضرورت ترمیم کابینه، فرماندهی اقتصادی و ضعف دولت در گفتوگو با مردم پرداخت. احسان صالحی به موضوعات دیگری […]
در بخش نخست برنامه «روبروی تصویر» تابناک با احسان صالحی، فعال رسانهای، درباره نسبت میان میدان و دیپلماسی، جایگاه مذاکره، نحوه مواجهه با جامعه و ضرورت حفظ تنوع اجتماعی سخن گفته شد و او به عملکرد دولت، ضرورت ترمیم کابینه، فرماندهی اقتصادی و ضعف دولت در گفتوگو با مردم پرداخت.
احسان صالحی به موضوعات دیگری از جمله ضرورت اصلاح رویکرد رسانهای و تقویت ارتباط رسمی با جامعه، نحوه مواجهه با چهرههای اجتماعی و رسانهای، نقش صداوسیما و مدیریت چهرهها و نسبت ایران با روسیه و چین میپردازد. او همچنین درباره تصویری که از قدرت و جایگاه ایران پس از تحولات اخیر شکل گرفته و نقش رهبری در ایجاد و حفظ این قدرت سخن میگوید؛ موضوعاتی که روایت او از تحولات اخیر را وارد زاویهای متفاوت میکند.
تابناک: تصویر مربوط به آقای ثابتی است، اخیراً یک رفتوبرگشت میان شما و کانال منتسب به ایشان که قاعدتاً متعلق به خودشان است، شکل گرفت و با وجود اینکه شما سالها با یکدیگر رفاقت دارید، اختلاف نظری ایجاد شد، در واقع، تعامل میان سیستم حاکمیت که اکنون مستقر است از یک سو و دوستانی که مسیر دیگری را دنبال میکنند از سوی دیگر، چگونه باید باشد؟ نظر شما درباره آقای ثابتی، که دستکم نماینده بخشی از جریان مجلس هستند، چیست؟
آقای ثابتی از دوستان قدیمی هستند و نیروی مخلصی هم هستند. آن چیزی را که به ذهنشان میرسد و فکر میکنند برای کشور درست است، بیان میکنند و آن را پیش میبرند. اختلافی که بهخصوص بعد از این ایام جنگ ایجاد شد البته پیش از جنگ هم من نسبت به نوع کنش برخی از این دوستان در قبال دولت اشکال داشتم، بالاخره ما یک دورهای تجربه کار در دولت را داشته ایم. شما تصوراتی درباره اداره کشور دارید، اما وقتی وارد دولت میشوید، محدودیتها، موانع و مضایق را از نزدیک میبینید.
دولت آقای خاتمی، واضح بود که با آیتالله خامنهای زاویه دارد
اینگونه نیست که شما هر کاری را که اراده کنید، بتوانید انجام دهید. بنابراین، اداره کشور نیازمند این است که همه به دولت کمک کنند. رهبر شهید ما، چون خودشان هشت سال رئیسجمهور بودند و کار اجرایی را بهطور کامل از نزدیک لمس کرده و با مسائل آن آشنا بودند و بعد از آن نیز با رؤسای جمهور مختلف کار کرده بودند، بنای ایشان در همه دولتها این بود که به دولت کمک شود؛ حتی در دولتهایی که از لحاظ سیاسی با ایشان زاویه داشتند و این زاویه نیز کاملاً واضح بود.
در دولت آقای خاتمی، واضح بود که با آیتالله خامنهای زاویه دارد. در دولت آقای روحانی نیز این مسئله وجود داشت. درباره دولت آقای احمدینژاد هم از مقطعی به بعد، تقابل جدی و در نهایت علنی و پشت تریبون با رهبر شهید شکل گرفت اما دغدغه ایشان این بود که دولت و اداره کشور کار سختی است و همه باید به دولت کمک کنند.
ایشان مثالی از دوره خودشان میزدند که رئیسجمهور بودند و امام خمینی(ره) رهبر بودند. میگفتند عدهای خدمت امام میآمدند و درباره اشکالات دولت صحبت میکردند؛ اینکه دولت در اینجا این کار را انجام نداده و در آنجا باید فلان کار را انجام میداده و انجام نداده است. امام به همه این صحبتها گوش میدادند و میفرمودند: «حالا بعضی از این مواردی که شما گفتید هم درست است، اما دولتداری کار سختی است و اینگونه نیست که به این راحتی باشد.» امام تعبیری دیگری هم دارند که بعضی از کسانی که ایراد میگیرند، نمیتوانند یک نانوایی را اداره کنند. واقعاً نیز همینطور است. وقتی بیرون نشستهاید، اشکال و ایراد گرفتن راحتترین کار است. البته این کار در مجموع میتواند به نفع کشور باشد و اگر چارچوب آن رعایت شود، میتواند به پیشرفت کشور کمک کند، اما کار سختی نیست. وقتی در جایگاه اجرا قرار میگیرید، با انواع مسائل مواجه میشوید.
تابناک: در واقع مرز میان نقد و تخریب نیز موضوعی است که رهبر شهید بر آن تأکید زیادی داشتند. این مسئله باید بیشتر مورد توجه دوستان قرار گیرد.
حتی ممکن است در جایی، نقد شما نقد درستی باشد، اما طرح آن در آن مقطع فایدهای نداشته باشد و موجب دلسردی مردم شود. در چنین شرایطی باید موضوع را از مسیر خودش دنبال کنید؛ ببینید آیا میتوانید آن را حل کنید یا خیر.
تابناک: برای کسی که تریبون و رسانه دارد، اینکه خبری به او برسد و بخواهد آن را لاپوشانی کند، واقعاً دشوار است…
بله، بخصوص با توجه به فضای رسانههای اجتماعی که در آن باید حرف متفاوتی بزنید تا دیده شوید. این کار واقعاً سخت است. من پیش از جنگ نیز با این دوستان اختلافنظرهایی داشتم و همچنان دارم. این نوع مواجهه با دولت، هر دولتی که باشد و بهطور کلی با دولت جمهوری اسلامی، غلط است.
اینکه شما منتظر بمانید ببینید دولت چه زمانی زودتر سقوط میکند، رویکرد درستی نیست. البته من لزوماً درباره شخص ایشان چنین برداشتی ندارم و نمیگویم ایشان چنین نگاهی دارند، اما اگر جریانی منتظر باشد که دولت چه زمانی زودتر سقوط میکند، این رویکرد غلط است. مبنای رهبر شهید ما نیز این نبود. شما در فاصله میان جنگ ۱۲ روزه تا ۹ اسفند، بیانات ایشان را ملاحظه کنید؛ بخش زیادی از آن سرشار از حمایت از دولت است.
در یک مورد، چند روز پیش تلویزیون به مناسبت سخنرانی رهبر شهید در روز شهادت امام رضا(ع) بخش از سخنانشان را پخش میکرد. ایشان میفرمایند کاری که این افراد انجام دادهاند و جنگی که به راه انداختهاند، در مرحله بعد با این هدف دنبال میشود که میان مردم اختلاف ایجاد کند. بنابراین، همه باید اتحاد خود را بیشتر کنیم و کمک به مسئولان نیز باید افزایش پیدا کند.
در اواخر حیات شریف ایشان نیز، در مجلس، نسبت به رئیسجمهور توهینهایی صورت گرفت. چند نفر چنین اقدامی کردند و ایشان در سخنرانی خود فرمودند: «من راضی نیستم به این کارها.» ایشان تأکید کردند که نسبت به چنین اقداماتی هیچ رضایتی ندارند و توهین به رئیسجمهور و مقامات کشور را نادرست دانستند. بنابراین، با این مدل کنش نسبت به دولت که ما آرزو داشته باشیم این دولت هرچه زودتر سقوط کند، ناکارآمد شود یا کاری انجام دهیم که نتواند وظایف خود را بهدرستی انجام دهد، مشکل داشته و دارم.
نسبت به حوادث بعد از جنگ نیز ایرادی که به برخی از این دوستان دارم، این است که آرمان و واقعیت را در کنار یکدیگر نمیبینند. شما باید امکانات و محدودیتهای خود، امکانات و محدودیتهای طرف مقابل را ببینید و همچنین مسیری را که اکنون و در آینده در حال طی شدن است، در نظر بگیرید. باید ببینید با مسیری که در پیش گرفتهایم، ما به کجا میرسیم و طرف مقابل به کجا خواهد رسید و متناسب با این شرایط تصمیم بگیرید. یعنی شما یک آرمان دارید. آرمان همان چیزی است که اشاره کردید؛ آقای قالیباف میگوید آمریکا و اسرائیل از بین بروند. این آرمان ماست. در کنار آن، مجموعهای از واقعیتها، ابزارها و امکانات نیز در اختیار دارید. اگر این دو را متوازن نبینید، هر دو حالت، یعنی افراط و تفریط، میتواند موجب هلاکت شود.
اگر فقط آرمان را ببینید، این مسئله را در تاریخ اسلام نیز داشتهایم. در تاریخ اسلام افرادی بودهاند که این مرز میان آرمان و واقعیت را درک نمیکردند و فقط نگاهشان به آرمان بود. در نتیجه، تبدیل به یک شیعه انقلابی و مخلص میشدند؛ مانند حُجر بن عَدی که انسان درستی بود و در نهایت نیز به شهادت رسید، اما برای نمونه، امام حسین(ع) نسبت به او اعتراض میکنند. در مجلسی که او نسبت به امام حسن(ع) اعتراض میکند، حضرت سیدالشهدا(ع) با او برخورد میکنند و میفرمایند سخنی که میگویی، سخن اشتباهی است. دلیل این مسئله آن بود که او فقط آرمان را میدید.
از سوی دیگر، اگر شما فقط واقعیت را ببینید، آن نیز نادرست است. این همان نوع نگاهی است که برخی از این عزیزان نسبت به صحنه داشتند و میگفتند آمریکا با یک دکمه میتواند کل تسلیحات نظامی ما را از کار بیاندازد، یا اینکه اصلاً نمیتوانیم در برابر آمریکا حرفی داشته باشیم و هرچه او میگوید باید بپذیریم، هر دو نگاه نادرست است. به نظر من، باید هر دو را در کنار یکدیگر متوازن دید. کشور نیز در حال طی کردن این مسیر بهصورت متوازن است. ما که تریبون در اختیار داریم، اگر این توازن را رعایت نکنیم، نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است که دستاوردهای کشور در ذهن مخاطب ما به شکست تبدیل میشود یا پیروزیهای کشور در ذهن مخاطب ما رواج پیدا نمیکند. رهبر شهید ما در پایان یکی از سخنرانیهایشان دعا میکنند خداوند انشاءالله بهزودی احساس پیروزی را در ذهن ملت ما رواج دهد. اتفاقی که در این جنگ رخ داده، واقعاً اتفاقی بیسابقه است و این پیروزی، پیروزی بسیار مهمی است.
دچار دوگانه خودتحقیری و خودمقصرپنداری شدهایم
اگر پیروزی در ذهن بخشی از مردم ما به اندازه کافی تثبیت نشده و جای خود را پیدا نکرده، اشکال از ما رسانههاست زیرا به نوعی دچار دوگانه خودتحقیری و خودمقصرپنداری شدهایم و دائماً دستاوردهای خودمان را کوچک جلوه میدهیم. برای مثال، ممکن است بگوییم اگر ما فلان کار را انجام میدادیم، پیروزی بزرگتر میشد. در عالم احتمالات میتوان دائماً از این سخنان مطرح کرد، اما کشور با امکانات و مقدورات خود، ضربه مهمی به دشمن وارد کرده و او را متوقف کرده است.
در حال حاضر نیز دشمن را در وضعیتی قرار داده که برای هر اقدام جدید، باید محاسبه کند که اگر این کار را انجام دهد، نتیجه آن چه خواهد بود و ایران در واکنش به آن چه اقدامی انجام خواهد داد و آیا این اقدام دستاوردی برای او خواهد داشت یا خیر. این کار، اقدام بسیار مهمی است و ما نباید این دستاوردها را تخفیف دهیم.









Sunday, 4 October , 2026