سوتیتر: اصلاح قیمت در بازار طلا حاکی از شناسایی سود معامله‌گران است و بازگشت ثبات پایدار به متغیرهای کلان پولی بستگی دارد

محمد خورسندی
بازارهای مالی کشور بار دیگر زیر بار سنگین متغیرهای سیستماتیک و سیگنال‌های ژئوپلیتیک، وارد فاز اصلاح شتابان و دست‌به‌عصا شدن فعالان اقتصادی شدند. تابلوی معاملات تالار شیشه‌ای در نخستین روزهای هفته، تصویری تمام‌قد از غلبه هیجان فروش و خروج پول خرد را به نمایش گذاشت؛ جایی که دماسنج بازار سرمایه با افت بیش از ۲۲ هزار واحدی، کانال‌های حمایتی پیشین را از دست داد و نشان داد که میل به نقدشوندگی، اولویت نخست سهامداران در شرایط کنونی است. هم‌زمان، بازارهای موازی نظیر طلا، سکه و ارز نیز رفتار متفاوتی از خود بروز دادند و پس از رالی صعودی روزهای گذشته، به فاز اصلاح تکنیکال و شناسایی سود توسط معامله‌گران کوتاه‌مدت وارد شدند.
ریشه افت شتابان بورس را نباید صرفاً در متغیرهای فنی یا ارزش‌گذاری سهام جست‌وجو کرد. در حال حاضر، نسبت قیمت به درآمد (P/E) بسیاری از صنایع بنیادین، پتروشیمی‌ها، فلزات اساسی و شرکت‌های صادرات‌محور در سطوح جذابی قرار دارد؛ با این حال، سایه سنگین سیاست‌های پولی انقباضی، نرخ‌های بهره گواهی سپرده و بازدهی اوراق درآمد ثابت، مانعی بزرگ در برابر ورود پول‌های هوشمند به سهام ایجاد کرده است. در کنار این چالش‌های درون‌زا، مخابره اخبار پیرامون تنش‌های منطقه‌ای، امنیت ترانزیت انرژی در خلیج فارس و نااطمینانی از چشم‌انداز روابط خارجی، ریسک سیستماتیک بازار را افزایش داده و معامله‌گران حقیقی را به سمت موقعیت‌های خروج و حفظ اصل سرمایه سوق داده است. فشار عرضه در نمادهای شاخص‌ساز و صف‌های فروش گسترده در صنایع کوچک، گواه بی‌اعتمادی فعالان به پیش‌بینی‌پذیری کوتاه‌مدت است.
در سوی دیگر میدان، بازار طلا و مسکوکات که در واکنش اولیه به تنش‌ها با جهش‌های پی‌درپی مواجه شده بود، امروز شاهد عقب‌نشینی معنادار قیمت‌ها به‌ویژه در قطعات کوچک‌تر نظیر ربع‌سکه و نیم‌سکه بود. این کاهش قیمت بیش از آنکه حاصل آرامش بنیادین متغیرهای کلان باشد، ناشی از تخلیه موقت حباب‌های سفته‌بازانه و استراتژی نوسان‌گیران حرفه‌ای در ثبت سودهای مقطعی ارزیابی می‌شود. فعالان بازار سکه با رسیدن دارایی‌ها به سقف‌های تاریخی ترجیح دادند دست به ماشه فروش ببرند تا نقدینگی خود را برای ورود مجدد در قیمت‌های پایین‌تر آزاد کنند. با این حال، حباب قیمتی بالا و تقاضای مداوم سنتی برای تبدیل نقدینگی ریالی به دارایی‌های امن، نشان می‌دهد که موتور انتظارات تورمی هنوز خاموش نشده و رفتار معامله‌گران طلا بسیار واکنشی و شکننده است.
مجموعه این رفتارها نشان می‌دهد که اقتصاد کشور در حال حاضر با یک «انتظار پرهزینه» مواجه است. پول سرگردان در دست بازیگران خرد، تمایلی به سرمایه‌گذاری مولد و ماندگاری بلندمدت در بورس نشان نمی‌دهد و هم‌زمان در مواجهه با اصلاح قیمت‌ها در بازار طلا نیز دچار سردرگمی تاکتیکی است. مدیریت این چرخه نیازمند ارسال سیگنال‌های مثبت و شفاف از سوی نهادهای سیاست‌گذار است؛ از کاهش فشار نرخ‌های سود غیرمعقول و اصلاح فرمول‌های نرخ خوراک صنایع در بودجه گرفته تا تقویت آرامش در بازارهای مرزی و بانکی. تا زمانی که چشم‌انداز روشنی از کنترل تورم، پیش‌بینی‌پذیری مقررات اقتصادی و کاهش تنش‌های برون‌مرزی پدیدار نشود، روند فرسایشی بازارهای مالی و ترجیح پول به ماندن در وضعیت نقد، چالش اصلی حکمرانی اقتصادی باقی خواهد ماند.