شمس لنگرودی، شاعر با تاکید بر اینکه ریشههای زبان را در ادبیات کهن باید جست، گفت: قصدم از انتخاب کتاب «صبور مثل بذر زمستان» بازگشت به ادبیات کهن نیست، نگاه به ادبیات کهن است. شعر و داستان، ادبیات نیست، ادبیات وسیله از قوه به فعل درآوردن شعر و داستان است. کتاب «صبور مثل بذر زمستان» […]
شمس لنگرودی، شاعر با تاکید بر اینکه ریشههای زبان را در ادبیات کهن باید جست، گفت: قصدم از انتخاب کتاب «صبور مثل بذر زمستان» بازگشت به ادبیات کهن نیست، نگاه به ادبیات کهن است. شعر و داستان، ادبیات نیست، ادبیات وسیله از قوه به فعل درآوردن شعر و داستان است.
کتاب «صبور مثل بذر زمستان» گزیدهای از داستانهای کتاب «فرج بعد از شدت» نوشته قاضی ابوعلی محسن تنوخی و ترجمه حسین بن اسعد دهستانی به انتخاب شمس لنگرودی، با تصویرگری فرشید پارسیکیا است که در قطع رقعی، کاغذ بالکی، جلد سخت با ۲۸۶ صفحه در سال ۱۴۰۵ توسط انتشارات وزن دنیا منتشر شده است.
خبرنگار کتاب ایرنا درباره این کتاب با شمس لنگرودی شاعر و فرشید پارسیکیا تصویرگر به گفتوگو پرداخت.
جوهر تاریخ عوض نشده، عرض و صورتش عوض شده
در ادامه مصاحبه شمس لنگرودی را میخوانید:
مقداری درباره کتاب «صبور مثل بذر زمستان» توضیح بدهید.
از جمله کتابهای خواندنی کتاب مفصلی به اسم «فرج بعد از شدت» است. این کتاب جالب، جذاب و از نظر ادبی آموزنده است. همچنین داستانهایی در آن وجود دارد و انسان با خواندن آنها متوجه میشود که جنایت تا چه اندازه در آن دوران عادی بوده است. نویسنده به شکلی درباره جنایت مینویسد که انگار عادی است.
کتاب «فرج بعد از شدت» نشان میدهد که چگونه بعد از مشکلات لحظاتی فرا میرسد و انسان نجات پیدا میکند و در این کتاب امیدواری است. داستانهای این کتاب آموزنده است زیرا انسان دُورِ دنیا را نمیشناسد.
شما در جایی گفتید در کتاب «صبور مثل بذر زمستان» گزیدهای از داستانهای «فرج بعد از شدت» را انتخاب کردید تا راه آشتی برای کتابخوانهای امروز با ادبیات کهن ایجاد شود. به نظر شما چرا باید به ادبیات کهن خود بازگردیم؟ آیا سیر ادبیات ایران تکاملی نبوده است؟ آیا ادبیات امروز نمیتواند مخاطب را به خود جذب کند؟
قصدم بازگشت به ادبیات کهن نیست. نگاه به ادبیات کهن است. شعر و داستان ادبیات نیست، ادبیات وسیله از قوه به فعل درآوردن شعر و داستان است. کسی که کار ادبی میکند خوب است وسایل کارش را بشناسد. اینکه میپرسید آیا ادبیات و هنر ما سیرتکاملی داشته یا خیر؟ باید بگویم خیر. هیچ جا ادبیات و هنر سیرتکاملی ندارد. متحول میشود و تحول لزوما تکامل نیست. بهویژه ادبیات و هنر ما که با صادق هدایت و نیما یوشیج مسیرش تعییر کرده است. اما به هر حال وسیله همان زبان است. و ریشههای زبان را در ادبیات کهن باید جست. شاعر و نویسنده بهتر است بداند که فرق کویر، بیابان، صحرا و نمکزار چیست. باید بداند فرق دراز، بلند و طولانی چیست. اینها را در ادبیات کهن میشود خواند.









Sunday, 19 July , 2026