میثم یزدی، استاد رشته نمایش و سینما، با تاکید بر ضرورت ارائه تصویری چندوجهی از ایران گفت: تاریخ و تمدن، «سرمایه نوستالژیک» ماست و در معرفی این سرزمین به دیگران، باید از آن بهره برد. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، «ایران‌ما»، سرزمین خردمندان و دانشوران، سرزمین دانایان و صاحب نظران، در سالی که گذشت، روزهای […]

میثم یزدی، استاد رشته نمایش و سینما، با تاکید بر ضرورت ارائه تصویری چندوجهی از ایران گفت: تاریخ و تمدن، «سرمایه نوستالژیک» ماست و در معرفی این سرزمین به دیگران، باید از آن بهره برد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، «ایران‌ما»، سرزمین خردمندان و دانشوران، سرزمین دانایان و صاحب نظران، در سالی که گذشت، روزهای پرفراز و نشیبی را گذراند، ایران زمین که خاستگاه فرهنگ و جایگاه فرهیختگان است، این روزها سرزمینی پر از سوال است که می‌خواهیم در جست‌وجوی پاسخی فرهنگی برای این سوالات، از ایران و روزگارانی که بر این سرزمین گذشته است با خردمندان گفت‌وگو کنیم و راهی برای بهتر شدن احوال امروز ایران بیابیم.

در ادامه گفت‌وگوهای ایران ما، میثم یزدی، عضو هیات علمی گروه نمایش و سینمای دانشگاه تهران مرکز و عضو هیات مدیره انجمن هنر و ادبیات تطبیقی مهمان ایرنا شد.

اگر ایران را به‌عنوان یک سوژه هنری در نظر بگیرید. هنر امروز، به‌ویژه تئاتر و سینما، چه تصویری از ایران ارائه کرده و چگونه این موضوع را روایت می‌کند؟

با بخش اول سوال شما کمی چالش دارم، اگر ایران را یک سوژه هنری تلقی کنیم، باید با توجه به شناختی که از کشور خودمان داریم و به قول محمد بهشتی (رییس اسبق سازمان میراث فرهنگی، پژوهشگر فرهنگ) به این پرسش‌ها فکر کنیم که اصلاً ایران کجاست و ایرانی کیست؟

آنچه من در جامعه‌ ایران می‌بینم، به قول بهشتی این است که «ایران سرزمین بی‌قراری‌ها» ست. این بی‌قراری در حوزه هنر و سینما نیز دیده می‌شود؛ ما در هنر و سینما هم فضایی بی‌قرار را تجربه می‌کنیم. اما منشأ این بی‌قراری کجاست؟ بخشی از آن به نوع نگاه ما به ایران بازمی‌گردد. آیا ایران صرفاً یک سوژه هنری است یا می‌توان خود ایران را اثری هنری دانست؟ نگاه دوم، ما را به حوزه‌ای شاعرانه و زیبایی‌شناختی می‌برد؛ گویی ایران خودِ هنر یا یک اثر هنری است. در مقابل، می‌توان از منظری دیگر به ایران نگاه کرد و آن را همچون یک رسانه یا مدیوم در نظر گرفت.

از این منظر، ایران رسانه‌ای برای هنر است؛ یعنی بستری که به ما امکان می‌دهد از زبان هنر، مضامین و مفاهیم جهانی و حتی محلی را مطرح کنیم. بنابراین، به‌جای آنکه بپرسیم آیا ایران سوژه هنری است یا نه، باید مسئله را در چارچوب دیگری بررسی کنیم: ایران با توجه به تنوع قومی، جغرافیایی و اقلیمی، و همچنین تفاوت سلیقه‌ها و ذائقه‌های فرهنگی، چه ظرفیت‌هایی برای آفرینش هنری دارد؟

در بحث زیبایی‌شناسی، مفهوم ذوق و سلیقه جایگاه محوری دارد؛ کانت نیز هنر را از منظر ذوق و سلیقه بررسی می‌کند. ایرانیان همواره به داشتن ذوق و سلیقه شناخته شده‌اند، این ویژگی را می‌توان در آشپزی، پوشش و صنایع دستی ما مشاهده کرد. صنایع دستی ایران از تنوع بسیاری برخوردارند و در عرصه جهانی، در کنار کشورهایی مانند چین و هند، جایگاه قابل‌توجهی دارند. بااین‌حال، از سوی دیگر، تنوع و چندگانگی هنر ایران نیز حاصل همین تفاوت‌ها و دگرگونی‌هایی است که در منطقه خود با آنها مواجهیم.