سوتیتر: ابلاغیه تازه وزارت راه و شهرسازی، انبوه‌سازان را به طراحی سازه‌های مقاوم در برابر تهدیدات نوین و انفجاری وادار کرد

زهرا کوثرغلامی
تغییر ماهیت تهدیدات منطقه‌ای و گذار به الگوهای ترکیبی منازعه، رویکرد تاب‌آوری زیرساختی کشور را از سطح مفاهیم صرفاً امنیتی به حوزه کالبد و مقررات فنی ساختمان کشانده است. در همین راستا، ابلاغ اخیر وزارت راه و شهرسازی پیرامون بازنگری جامع مبحث بیست‌ویکم مقررات ملی ساختمان و تعیین ضوابط سخت‌گیرانه برای تعبیه الزامی پناهگاه در ساخت‌وسازهای جدید و انبوه‌سازی‌ها، نقطه عطفی در پیوند میان مهندسی عمران، شهرسازی و پدافند غیرعامل به شمار می‌رود.
مبحث بیست‌ویکم مقررات ملی که سال‌ها متنی کم‌اثر تلقی می‌شد، اکنون به سندی الزام‌آور بدل شده که طراحان سازه، معماری و تأسیسات را ناگزیر به گنجاندن لایه‌های تاب‌آوری فیزیکی می‌کند. در ساختار جدید، ایجاد فضاهای امن زیرسطحی صرفاً به منزله یک طبقه منفی یا انبار ذخیره کاربری ندارد؛ بلکه تعبیه سامانه‌های مستقل تهویه مطبوع با فیلتراسیون ضدهوابرد، تأمین انرژی اضطراری، مقاومت پوسته باربر در برابر امواج ضربه‌ای ناشی از انفجار و تعبیه درگاه‌های ایمن ضدانفجار به الزامات قطعی اخذ پروانه ساخت و پایان‌کار تبدیل می‌شود.
از منظر فنی و مهندسی، این گذار ساختاری با چالش‌های ژئوتکنیکی و طراحی سازه‌ای متعددی همراه است. ارتقای مقاومت مصالح به بتن‌های الیافی توانمند، افزایش ضخامت دیوارهای حائل و بازمهندسی گودبرداری‌های عمیق شهری، رفتار لرزه‌ای و دینامیکی کل بنا را دگرگون می‌کند. در بافت‌های فشرده و کلان‌شهرهایی که با فقر فضا، معابر کم‌عرض و تراکم بالای ساختمانی مواجه‌اند، پیاده‌سازی این الزامات نه تنها پیچیدگی‌های استاتیکی طرح‌ها را دوچندان می‌کند، بلکه مسیرهای دسترسی ایمن و تخلیه سریع ساکنان را به آزمونی دشوار برای طراحان شهری بدل می‌سازد.
با این حال، وجه مناقشه‌برانگیز این دستورالعمل در حوزه اقتصاد مسکن نمایان می‌شود. برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهد تجهیز هر بلوک ساختمانی به حداقل‌های دفاعی استاندارد و سازگار با مبحث ۲۱، می‌تواند هزینه اجرای سفت‌کاری و تأسیسات مکانیکی را تا ۱۵ درصد افزایش دهد. در شرایطی که صنعت مسکن با تورم نهاده‌های ساختمانی و چالش قدرت خرید اقشار مواجه است، تحمیل این بار مالی ممکن است به افزایش قیمت نهایی متراژ بنا بینجامد؛ مگر آنکه نهادهای سیاست‌گذار برای مشوق‌های تراکمی، معافیت‌های عوارضی یا تسهیلات بانکی خاص در فاز صدور مجوز چاره‌اندیشی کنند.
افزون بر جنبه‌های سازه‌ای، دغدغه کلیدی در پایداری این فضاها، کاربری دوگانه آن‌ها در زمان صلح است. تجارب ناموفق گذشته نشان داده پناهگاه‌هایی که در روزمرگی به عنوان پارکینگ یا انباری بلااستفاده رها شوند، در لحظات بحران دچار اختلال کارکردی خواهند شد. بنابراین، بازنگری مبحث ۲۱ باید سازوکار روشنی برای نگهداری، پایش دوره‌ای تأسیسات حیاتی و هوشمندسازی سامانه‌های پاسخ به رخداد تدوین نماید تا اطمینان حاصل شود این مستحدثات همواره در چرخه خدمت‌رسانی عملیاتی باقی می‌مانند.
در نهایت، چرخش راهبردی پدافند غیرعامل به سمت لایه‌های زیرین معماری شهری، پاسخی اجتناب‌ناپذیر به واقعیت‌های امنیتی معاصر است. شهرهای مدرن به همان اندازه که نیازمند توسعه عمودی و مدرنیزاسیون کالبدی هستند، باید توان مقاومت و بازگشت‌پذیری پس از بحران را نیز در ژرفای کالبدی خود تثبیت کنند؛ امری که اگر با تعادل اقتصادی، پیوست‌های فنی دقیق و نظارت نظام‌مهندسی همراه نگردد، در سطح یک دستورالعمل روی کاغذ متوقف خواهد ماند.