حسین ترابنژاد معتقد است که آثار نمایشی تولید شده درباره جنگ اخیر کیفیت مطلوبی نداشته و آثار غیرنمایشی تأثیرگذاری بیشتری داشتهاند. حسین ترابنژاد فیلمنامهنویس سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره نقش هنرمند در شرایط بحران و وضعیت فعلی کشور که درگیر تجاوزات دشمن و جنگ شده است، اظهار کرد: نقش هنرمند در […]
حسین ترابنژاد معتقد است که آثار نمایشی تولید شده درباره جنگ اخیر کیفیت مطلوبی نداشته و آثار غیرنمایشی تأثیرگذاری بیشتری داشتهاند.
حسین ترابنژاد فیلمنامهنویس سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره نقش هنرمند در شرایط بحران و وضعیت فعلی کشور که درگیر تجاوزات دشمن و جنگ شده است، اظهار کرد: نقش هنرمند در شرایط حاضر بیش از هر چیز به هنری مربوط است که در آن حوزه فعالیت میکند؛ اینکه هنر او در لحظه حاضر میتواند قابل استفاده باشد یا خیر و آیا میتواند هنرش تأثیرگذار باشد یا فاقد این ویژگی است. مثلاً کارهایی که آقای میرفتاح انجام دادن و نقاشیهای دیواری جالبی خلق کردند به اندازه خود تأثیرگذاری داشت یا اشعار متعددی که آقای افشین علاء در این مدت سرودند واقعاً آثار تأثیرگذاری بودند. این آثار زودبازده بودند و تأثیر خودشان را داشتند و افراد زیادی هم به زعم بنده با این آثار ارتباط برقرار کردند.
ترابنژاد خاطرنشان کرد: به نظر من در شرایط حاضر نمیتوان آثار سینمایی و تلویزیونی چندانی داشت، این آثار برای تأثیرگذاری نیازمند زمان هستند؛ موضوعات و اتفاقات باید کمی تهنشین شوند و متأسفانه مدیریت فرهنگی ما در عرصه سینما و تلویزیون این مسئله را چندان مدنظر ندارد و تولید فلهای را در اولویت قرار داده و متأسفانه این وضعیت باعث شده که خروجیها کیفیت مطلوبی نداشته باشند. به نظر من تمام مجموعههای اپیزودی درباره جنگ که در تلویزیون و نمایش خانگی شاهد هستیم به اندازه سه شعر افشین علا نتوانستهاند تأثیرگذار باشند. در حوزه تولیدات بصری به نظر من بهتر است به سمت تولید مستند برویم، فیلم مستد، هم زودبازده است و هم در حال حاضر زمان خوبی برای ساخت این آثار است.
وی افزود: بخشهایی از شهر تخریب شده، نیروهای نظامی درگیر فعالیتهای نظامیاند و خانوادههایی داغدار شدهاند، میتوان از همه این اتفاقات مستند ساخت. فیلم مستند میتواند کارکردی تبیینی داشته باشد یا منبع الهامی باشد برای ساخت اثر نمایشی در آینده. تأثیرگذاری آثار نمایشی با دیگر آثار هنری متفاوت است. در آثار نمایشی اگر شما از اتفاقات واقعی بگویید هم مخاطب میداند که این روایت از فیلتر تخیل نویسنده عبور کرده ولی وقتی در شرایط جنگ سراغ یک آتشنشان میروید و او را مقابل دوربین قرار میدهید و با او صحبت میکنید و میگوید وقتی به محل ماموریت رسیده متوجه شده خانه پدرزنش ویران شده، تأثیرگذاریاش به شکلی دیگر و بسیار تأثیرگذارتر است چون مخاطب مستقیماً با واقعیت روبرو شده و حتی کسی که نسبت به جمهوری اسلامی زاویه داشته باشد یا صداوسیما را رسانه میلی بداند یا وزارت ارشاد را اصلاً قبول نداشته باشد هم نمیتواند آن واقعیتی که روایت و دیده میشود را انکار کند. به نظر من در حوزه تصویر ما مسیر را اشتباه رفتیم.
وی افزود: باید تمرکزمان را روی فیلمهای مستند میگذاشتیم، حتی برای آثار مستند مثل مستندهایی که برای تشییع رهبر شهید ساخته شد از کارگردانهای سینما استفاده کردیم در صورتیکه مستندسازهای درجه یک ما بیکار هستند یا حداقل کم کار هستند.
فیلمنامهنویس فیلم سینمایی «صیاد» در ادامه درباره جنس تأثیرگذاری آثار هنری گفت: حداقل تأثیری که میتوان از آثار هنری داشت این است که به آن دسته از افراد جامعه که هنوز قدرت تمییز درست از غلط را پیدا نکرده اند، بفهمانند که جنگ وجود دارد، ما در نبرد حق و باطل هستیم، افراد بسیاری در این جنگ مظلوم واقع شدهاند، خانوادههایی از دست رفتهاند، بچههایی یتیم شدهاند و این جنگ همچنان ادامه دارد. تأثیر کوتاهمدت این آثار همین است که مظلومیت ما را نشان بدهد و ما این واقعیت را هم به مردم خودمان باید نشان دهیم و هم به مردم دنیا. متأُسفانه واقعیت این است که هنوز در کشورمان برخی افراد هستند که با دیدن اینهمه جنایت امریکا را خیرخواه ما و پیام اور دموکراسی میدانند و باور نکردهاند که آمریکا به دنبال منافع خودش و ریشه کن کردن ایران ست.
وی تصریح کرد: در دهه ۱۳۶۰ فیلمهایی سینمایی داشتیم که این فیلمها در مورد جنگ و دفاع مقدس بودند و اولین کارکردشان تهییج مردم برای مقاومت و حضور در جبهههای جنگ بود. وقتی کشور درگیر جنگ بود، این احتمال وجود داشت کسانیکه از آسیبهای جنگ مصون ماندهاند از تب و تاب جنگ خارج شوند و این آثار نمایشی حداقل یادآوری میکردند که حواس مردم به جنگ باشد اما جنگ فعلی با جنگ هشتساله متفاوت است، مقطعی است، در مدتی کوتاه شکل میگیرد، متوقف میشود و دوباره به جریان میافتد. شکل و شمایل جنگ هم متفاوت است و برای درک کامل آن نیاز به زمان داریم، همانطور که در جنگ هشتساله هم آثار با کیفیت سینمایی در اوایل دهه ۱۳۷۰ و پس از جنگ ساخته شد. به همین دلیل من فکر میکنم آثار هنری زود بازده انتخابهای بسیار مناسبتری برای تأثیرگذاری بر جامعه هستند و لازم است فعالان حوزه داستانی و نمایش کمی صبر کنند و به نگاهشان عمق بیشتری بدهند.
وی افزود: اتفاقاتی که رخ داده، ماجراهایی که شنیدیم و هرآنچه مربوط به جنگ است باید به مرور زمان در نگاه هنرمند عمق پیدا کند، نویسنده یا کارگردان فیلم سینمایی و سریال میتواند پشت پردهها را روایت کند، از پشت پردههای نظامی و سیاسی بگوید و نگاه و روایتی تازه از اتفاقات رخ داده در خیابان ارائه دهد. مثلاً یک فیلمساز اگر میخواهد از ظاهر اتفاقات و آنچه که همه میبینند فراتر برود و وارد عمق ماجراها شود، به پرسشهایی که مطرح است بپردازد، مثلاً بررسی کند انگیزه آدمهایی که با حداقل درآمد و مشکلات معیشتی فراوان هر شب به خیابانها میایند، چیست؟ کسانیکه در تجمعات حضور دارند زندگیشان و دنیایشان چقدر به وجود جمهوری اسلامی وابسته است؟ اگر جمهوری اسلامی نباشد، آیا آن کارمند یا کارگری که هر شب به خیابان میآید، بیکار میشود؟ باید دلایل این حضور را به عنوان مثال واکاوی کرد. یک سینماگر میتواند عمیقتر نگاه کند و نشان دهد چه چیزی این مردم را تا ساعات پایانی شب به خیابان کشانده است. دستیابی به این واقعیتها نیازمند تحقیق، مصاحبه و پژوهش است که به نظر من در کوتاه مدت دست یافتنی نیست.









Tuesday, 21 July , 2026