خاورمیانه در حال عبور از یک نقطه عطف تاریخی است. ایالات متحده هم‌زمان با استمرار تبعات تجاوز نظامی به ایران و بی‌اعتمادی گسترده کشورهای عربی منطقه به تعهدات امنیتی واشنگتن، با پافشاری بر راهبرد ادغام اسرائیل در منطقه و ایجاد ائتلاف‌های نظامی خصمانه علیه ایران درصدد تحمیل یک نظم جدید فوق‌العاده شکننده بر منطقه است؛ […]

خاورمیانه در حال عبور از یک نقطه عطف تاریخی است. ایالات متحده هم‌زمان با استمرار تبعات تجاوز نظامی به ایران و بی‌اعتمادی گسترده کشورهای عربی منطقه به تعهدات امنیتی واشنگتن، با پافشاری بر راهبرد ادغام اسرائیل در منطقه و ایجاد ائتلاف‌های نظامی خصمانه علیه ایران درصدد تحمیل یک نظم جدید فوق‌العاده شکننده بر منطقه است؛ در برابر، تهران اصرار دارد که معماری امنیتی آینده منطقه باید در چارچوب یک نظام فراگیر همکاری دسته‌جمعی با مشارکت همه کشورهای منطقه شکل بگیرد.

دولت آمریکا بار دیگر تلاش‌ها برای شکل دادن به یک ائتلاف نظامی ضد ایرانی در منطقه خاورمیانه با مشارکت برخی از کشورهای عربی و اسرائیل را از سر گرفته‌است. به نظر می‌رسد تحرکات جدید واشنگتن در منطقه، تلاشی برای تعمیق همکاری‌های امنیتی میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی و ایجاد چارچوبی منطقه‌ای برای مهار ایران باشد. هم‌زمان، آمریکا می‌کوشد گسترش عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی را به یکی از دستاوردهای سیاست خارجی دولت ترامپ در دوره پس از جنگ تبدیل کند.

این تلاش‌ها در شرایطی انجام می‌شود که نشست برنامه ریزی شده هفته گذشته میان ۸ کشور ساحلی خلیج فارس برای بررسی ترتیبات اداره تنگه هرمز، به درخواست عربستان سعودی به تعویق افتاد. این نشست قرار بود با حضور ایران و ۷ کشور عربی دیگر کرانه خلیج فارس روز دوشنبه ۲۳ شهریور در شهر صلاله عمان برگزار شود تا توافق ایران و عمان برای تعیین مسیرهای جدید تردد در تنگه هرمز به اطلاع دیگر کشورهای ساحلی برسد. بر اساس اعلام رسمی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، این نشست به دلیل درخواست عربستان به بهانه درگیری‌ها در یمن به تعویق افتاد.

بر اساس گزارش اکسیوس هفته گذشته نشستی محرمانه با حضور فرماندهان ارشد نیروهای مسلح اسرائیل و ۷ کشور عربی (عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر) به میزبانی فرمانده سنتکام در آلمان برگزار شده‌است. اکسیوس اشاره کرده‌است این نخستین نشست ارشد نظامی از زمان آغاز جنگ ۶ ماهه آمریکا و اسرائیل با ایران است. کوپر در این نشست تلاش کرده به اعراب اطمینان دهد آمریکا نیروهای خود را از منطقه خارج نخواهد کرد و برنامه‌ای برای ایمن‌سازی تردد در تنگه هرمز دارد.

این رسانه روز پنج‌شنبه هم گزارش داد دونالد ترامپ قصد دارد سه‌شنبه آینده در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل با سران یا وزرای خارجه ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس دیدار کرده و راهبرد خود را برای «روز بعد از جنگ» مطرح کند. اکسیوس دو هفته پیش در این مورد گزارش داده‌بود که دولت ترامپ در حال تدوین راهبردی برای دوره پس از جنگ با ایران است که بر ایجاد یک چارچوب منطقه‌ای برای مهار ایران و گسترش عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای منطقه تمرکز دارد.

تحرکات جدید در حالی انجام می‌شود که کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی در طول جنگ متحمل ضربات سنگین متقابل به زیرساخت‌های نفت و گاز و خسارات اقتصادی جدی شدند. واشنگتن در حالی کشورهای منطقه را بار دیگر به جلسات نظامی و امنیتی دعوت می‌کند که پیش از آغاز تجاوز نظامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ایران هیچ خبری از مشورت مؤثر و فراگیر واشنگتن با دولت‌های منطقه پیش از آغاز عملیات منتشر نشده است و آمریکا در مقابل ناامنی‌های ایجاد شده به دلیل استفاده از خاک این کشورها برای تجاوز نظامی به ایران، تعهدی روشن و فراگیر برای دفاع مستقیم از این کشورها اعلام نکرد.

به نظر می‌رسد که تحرکات جدید واشنگتن در منطقه، تلاش مجددی برای شکل دادن به یک ائتلاف نظامی عربی-اسرائیلی برای تشدید خصومت میان کشورهای عربی با ایران و متحدانش است. در عین حال به نظر می‌رسد واشنگتن تلاش می‌کند که طرح عادی‌سازی اسرائیل در منطقه و ادغام این رژیم اشغالگر در خاورمیانه را به عنوان یک دستاورد سیاست خارجی برای دولت ترامپ در قالب چنین اتحاد نظامی محقق کند.

این نخستین بار نیست که آمریکا برای ایجاد یک ائتلاف نظامی تحت حمایت آمریکا در خاورمیانه تلاش می‌کند. این طرح‌ها تاکنون نتوانسته‌اند به یک پیمان دفاع جمعی منسجم و پایدار در سطح ناتو تبدیل شوند؛ هرچند برخی از آن‌ها به ایجاد سازوکارهای محدود عملیاتی، دریایی یا پدافندی انجامیده‌اند.

از پیمان بغداد و سازمان سنتو در دهه ۱۹۵۰ تا تلاش دولت نخست ترامپ برای ایجاد «ائتلاف استراتژیک خاورمیانه» یا MESA، که به ناتوی عربی مشهور شد، و طرح‌های اخیر برای یکپارچه‌سازی پدافند هوایی با مشارکت اسرائیل، همگی نمونه‌هایی از تلاش واشنگتن برای ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای بوده‌اند. پس از انقلاب اسلامی ایران، در بسیاری از این طرح‌ها ایران به‌عنوان یکی از تهدیدهای اصلی تعریف شده و برخی از آنها نیز صراحتاً کارکرد ضدایرانی پیدا کرده‌اند.
فرسایش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا و افول بازدارندگی واشنگتن

تجاوزات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ‌های متقابل ایران به پایگاه‌ها و مراکز مورد استفاده برای این تجاوز نظامی در خاک کشورهای عربی منطقه، توهم مصونیت تحت چتر آمریکا را برای کشورهای عربی خلیج فارس از بین برد و این پرسش را برای کشورهای منطقه پررنگ کرد که آیا حضور پایگاه‌های آمریکایی الزاماً به امنیت بیشتر منجر می‌شود یا خود می‌تواند خطر هدف قرار گرفتن زیرساخت‌ها را افزایش دهد.

اندیشکده شورای خاورمیانه در امور جهانی قطر در سند ارزیابی وضعیت ماه اوت این اندیشکده که در تاریخ ۱۹ اوت منتشر شد تاکید کرد: «افتادن در دام وابستگی امنیتی غرب، کشورها را وارد ناامنی و درگیری‌هایی می‌کند که خود انتخاب نکرده‌اند… فرضیه‌ای که بر اساس آن ضمانت‌های امنیتی غرب پایدار و معتبر تلقی می‌شد، به‌شدت فرسوده شده است. هنگامی که شهرهای خلیج فارس هدف قرار گرفتند و چتر حمایتی آمریکا نتوانست بازدارندگی قاطعی ایجاد کند، اعتبار بازدارندگی گسترده فروپاشید.»

رمزی عزالدین رمزی، دیپلمات ارشد مصری بهار امسال در نشریه المجله نوشت: «برای دهه‌ها، امنیت عربی بر این فرض استوار بود که واشنگتن از شرکای خاورمیانه‌ای خود دفاع خواهد کرد و در مقابل آنها میزبان پایگاه‌های آمریکایی خواهند بود. این فرض فقط تضعیف نشده، بلکه کاملاً فروپاشیده است… وابستگی به واشنگتن خطرناک است. پایگاه‌های آمریکایی نه‌تنها چتر نجات نبودند، بلکه به دلیلی برای هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های خلیج فارس تبدیل شدند.»

ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور ارشد اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی CSIS هفته گذشته در یادداشتی در پایگاه اینترنتی این اندیشکده تاکید کرد: «تخریب پایگاه‌های نظامی آمریکا و آسیب به سیستم‌های راداری در خلیج فارس، تردیدهای جدی درباره توانایی و حتی تمایل آمریکا برای دفاع از خلیج فارس ایجاد کرده است. کشورهای عربی پایگاه‌های آمریکا را بیش از آنکه پوشش حمایتی بدانند، نوعی بدهی، عامل جذب خطر و مسبب آسیب به اقتصاد بومی خود ارزیابی می‌کنند.»

برای کشورهای منطقه آنچه بیش از هر چیز باعث بدبینی به معماری امنیتی تحت سلطه آمریکا می‌شود، نحوه تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در چنین ساختاری است. این کشورها بعد از تجاوز نظامی اخیر به عینه مشاهده کردند که در چنین ساختاری هیچ نقش مدیریتی و سیاست‌گذاری برای آنها در نظر گرفته‌نشده‌است.