به بیان دکتر محمدرضا مقدسی مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور مسیر «از فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد» یک شعار ساده نیست؛ یک چارچوب برای بازاندیشی در توسعه است.

تاب‌آوری فرهنگی چیست و چرا اهمیت دارد؟

تاب‌آوری فرهنگی توانایی یک جامعه برای حفظ، بازآفرینی و انتقال ارزش‌ها، معناها، زبان، حافظه جمعی و شیوه‌های زندگی خود در مواجهه با تغییرات و بحران‌هاست. جامعه‌ای که از تاب‌آوری فرهنگی برخوردار است، می‌تواند در برابر فشارهای اقتصادی، تحولات فناوری، جابه‌جایی جمعیت و دگرگونی روابط اجتماعی، پیوند خود را با ریشه‌های فرهنگی حفظ کند و هم‌زمان برای مسائل تازه پاسخ‌های متناسب بیابد. در این نگاه، فرهنگ پدیده‌ای زنده و پویاست که از طریق گفت‌وگو، یادگیری و تجربه مشترک تداوم پیدا می‌کند. اهمیت تاب‌آوری فرهنگی در همین ظرفیت نهفته است: کمک به انسان‌ها برای سازگار شدن با شرایط جدید، همراه با حفظ احساس هویت، تعلق و تداوم زندگی جمعی.

به بیان دکترمحمدرضا مقدسی مشاورعالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور و معاونت علمی پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران تاب‌آوری فرهنگی، توانایی ریشه‌دار ماندن در دل تغییر است؛ بعبارت دیگر گذشته را زنده نگه می‌داریم و برای آینده، معانی تازه می‌آفرینیم

برای درک دقیق‌تر مفهوم تاب‌آوری فرهنگی، باید فرهنگ را فراتر از آثار تاریخی، پوشش‌های محلی یا مراسم سنتی در نظر گرفت.

فرهنگ، شیوه معنا بخشیدن به جهان، الگوهای ارتباطی، آداب همکاری، دانش بومی، روایت‌های خانوادگی و معیارهای زندگی مطلوب را نیز در بر می‌گیرد.

هنگامی که بحرانی نظم روزمره را برهم می‌زند، همین منابع فرهنگی می‌توانند به افراد کمک کنند تجربه خود را بفهمند، درباره آن سخن بگویند و راهی برای ادامه زندگی بیابند. برای مثال، سنت همیاری در یک محله ممکن است پس از وقوع حادثه‌ای طبیعی، زمینه تقسیم مسئولیت‌ها و حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده را فراهم کند. در چنین موقعیتی، فرهنگ به منبعی عملی برای رویارویی با دشواری‌ها تبدیل می‌شود.

تاب‌آوری فرهنگی به معنای پافشاری بر ثابت ماندن همه سنت‌ها نیست.

هیچ فرهنگی بدون تغییر باقی نمی‌ماند و تلاش برای متوقف کردن تحولات می‌تواند فاصله میان نسل‌ها را افزایش دهد.

تاب‌آوری زمانی شکل می‌گیرد که جامعه بتواند میان عناصر معنادار میراث خود و نیازهای امروز پیوند برقرار کند. ممکن است شیوه اجرای یک آیین تغییر کند، اما کارکرد آن در ایجاد همبستگی همچنان حفظ شود. ممکن است یک زبان محلی به فضای دیجیتال راه پیدا کند و مخاطبان تازه‌ای به دست آورد. در این فرایند، پاسداشت فرهنگ با خلاقیت و نوآوری همراه می‌شود. معیار اصلی، تداوم معنا، مشارکت مردم و انتقال تجربه است؛ حتی اگر شکل بیان فرهنگی در گذر زمان دگرگون شود.

یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت تاب‌آوری فرهنگی، نقش آن در تقویت هویت فرهنگی است.

انسان‌ها برای درک جایگاه خود به روایت‌هایی درباره گذشته، روابط و ارزش‌های مشترک نیاز دارند. آشنایی با زبان مادری، داستان‌های خانوادگی، ادبیات، هنر و تجربه‌های محلی می‌تواند احساس پیوستگی میان گذشته، حال و آینده را تقویت کند. این پیوستگی در دوره‌های تغییر سریع اهمیت بیشتری می‌یابد؛ زیرا ممکن است فرد بسیاری از نشانه‌های آشنای زندگی خود را از دست بدهد. هویت فرهنگی منعطف به او امکان می‌دهد ضمن پذیرش تجربه‌های تازه، احساس نکند که برای حضور در جهان امروز باید تمام پیشینه خود را کنار بگذارد. چنین هویتی ظرفیت گفت‌وگو، سازگاری و یادگیری را نیز افزایش می‌دهد.

احساس تعلق، حلقه ارتباطی مهمی میان فرهنگ و تاب‌آوری اجتماعی است.

زمانی که افراد خود را عضوی پذیرفته‌شده و ارزشمند از یک جمع بدانند، احتمال مشارکت آنان در فعالیت‌های مشترک افزایش می‌یابد. جشن‌های محلی، فضاهای فرهنگی، خاطرات مشترک و همکاری‌های داوطلبانه می‌توانند فرصت‌هایی برای دیدار، شناخت متقابل و اعتمادسازی فراهم کنند. بااین‌حال، وجود مراسم یا نمادهای مشترک به‌تنهایی برای شکل‌گیری همبستگی کافی نیست؛ کیفیت روابط و امکان حضور برابر نیز اهمیت دارد. فرهنگی که تجربه‌ها و صداهای گروه‌های مختلف را به رسمیت می‌شناسد، زمینه گسترده‌تری برای احساس تعلق فراهم می‌کند. در مقابل، نادیده گرفتن یا حذف بخشی از جامعه می‌تواند شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کند؛ حتی اگر نمادهای فرهنگی مشترک همچنان پررنگ باشند.

اهمیت تاب‌آوری فرهنگی در دوران بحران آشکارتر می‌شود. حوادث طبیعی، بیماری‌های فراگیر یا دشواری‌های معیشتی ممکن است افزون بر خسارت‌های مادی، احساس امنیت و نظم زندگی را نیز مختل کنند. در چنین شرایطی، روایت‌ها، آیین‌ها و شبکه‌های فرهنگی می‌توانند برای بیان اندوه، حفظ ارتباط و سازمان‌دهی حمایت‌های جمعی به کار گرفته شوند. برگزاری متناسب مراسم یادبود، استمرار فعالیت‌های هنری و بازگشایی فضاهای جمعی می‌تواند بخشی از فرایند بازیابی زندگی اجتماعی باشد. بااین‌حال، منابع فرهنگی جایگزین خدمات درمانی، حمایت اقتصادی یا زیرساخت‌های ایمن نیستند. نقش آن‌ها زمانی مؤثرتر است که در کنار این امکانات قرار گیرند و نیازهای واقعی مردم را بازتاب دهند.

رابطه تاب‌آوری فرهنگی و سلامت روان نیز از مسیر معنا، ارتباط و حمایت اجتماعی قابل درک است.

افراد در موقعیت‌های دشوار به فرصتی برای روایت تجربه‌های خود و احساس شنیده شدن نیاز دارند. قصه‌گویی، موسیقی، نوشتن، هنرهای نمایشی و گفت‌وگوهای جمعی می‌توانند چنین فرصتی را فراهم کنند. همچنین، آشنایی با تجربه نسل‌های پیشین ممکن است به افراد یادآوری کند که زندگی جمعی در گذشته نیز با دشواری‌هایی روبه‌رو شده و راه‌هایی برای ادامه دادن یافته است. بااین‌حال، نباید از این، ع برای کوچک شمردن رنج افراد، عادی‌سازی فشار یا تحمیل تحمل استفاده کرد. فرهنگ زمانی به سلامت و بهزیستی روانی کمک می‌کند که آسیب‌پذیری انسان را بپذیرد و درخواست کمک را با شرم، ضعف یا سرزنش همراه نسازد.

تنوع فرهنگی یکی از منابع مهم تاب‌آوری است؛ زیرا شیوه‌های متفاوتی برای شناخت مسائل و پاسخ دادن به آن‌ها فراهم می‌کند. جامعه‌ای برخوردار از زبان‌ها، مهارت‌ها، سنت‌ها و تجربه‌های گوناگون، به مجموعه گسترده‌تری از دانش، دیدگاه‌ها و راه‌حل‌ها دسترسی دارد. این ظرفیت زمانی فعال می‌شود که میان گروه‌ها امکان تعامل محترمانه و برابر وجود داشته باشد. صرف حضور فرهنگ‌های مختلف، بدون اعتماد و ارتباط، الزاماً به همکاری منجر نمی‌شود. تقویت تاب‌آوری فرهنگی مستلزم آن است که تفاوت‌ها شنیده و به رسمیت شناخته شوند و همه گروه‌ها فرصت مشارکت در ساختن زندگی مشترک را داشته باشند. احترام به تنوع همچنین به جامعه کمک می‌کند هویت جمعی خود را به شکلی گسترده‌تر، منعطف‌تر و پذیراتر تعریف کند.

انتقال بین‌نسلی فرهنگ یکی دیگر از پایه‌های تاب‌آوری فرهنگی است. بسیاری از مهارت‌ها، واژه‌ها، خاطرات و شیوه‌های روابط از طریق روابط روزمره میان نسل‌ها منتقل می‌شوند. اگر این ارتباط ضعیف شود، بخشی از دانش فرهنگی ممکن است بدون ثبت، انتقال یا بازآفرینی از میان برود. تقویت ارتباط میان نسل‌ها به معنای انتظار اطاعت کامل جوانان از الگوهای گذشته نیست. گفت‌وگوی مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که سالمندان فرصت روایت کردن داشته باشند و جوانان نیز بتوانند پرسش کنند، تفسیرهای تازه ارائه دهند و در تولید فرهنگ سهم بگیرند. ثبت تاریخ شفاهی خانواده‌ها، یادگیری هنرهای بومی و تولید مشترک محتوای دیجیتال، نمونه‌هایی از پیوند دادن تجربه‌های گذشته با امکانات امروز هستند.

خانواده و نظام آموزشی می‌توانند تاب‌آوری فرهنگی را از سطح یک مفهوم انتزاعی به تجربه‌ای روزمره تبدیل کنند. در خانواده، گفت‌وگو درباره ریشه نام‌ها، خاطرات مهاجرت، شیوه‌های معیشت و رسم‌های محلی، آشنایی کودکان با پیشینه خود را افزایش می‌دهد. در محیط آموزشی نیز ادبیات، هنر و تاریخ محلی زمانی اثرگذارترند که با تجربه زیسته دانش‌آموزان پیوند داشته باشند. آموزش فرهنگی نباید به حفظ کردن اطلاعات محدود شود؛ توانایی شنیدن روایت‌های متفاوت، بررسی انتقادی سنت‌ها و همکاری با دیگران نیز بخشی از آن است. مدرسه‌ای که تفاوت‌های زبانی و فرهنگی دانش‌آموزان را محترم می‌شمارد، می‌تواند محیط مناسب‌تری برای یادگیری، مشارکت و شکل‌گیری احساس تعلق فراهم کند.

رسانه‌ها و فناوری‌های دیجیتال فرصت‌ها و چالش‌های تازه‌ای برای تاب‌آوری فرهنگی پدید آورده‌اند. فضای آنلاین امکان ثبت میراث ناملموس، آموزش زبان‌های محلی، معرفی هنرمندان و برقراری ارتباط میان اعضای پراکنده یک جامعه را فراهم می‌کند. درعین‌حال، سرعت گردش محتوا ممکن است روایت‌های فرهنگی را به تصاویری سطحی، ساده‌سازی‌شده یا کلیشه‌ای تقلیل دهد. تقویت سواد رسانه‌ای به مخاطبان کمک می‌کند اعتبار روایت‌ها را بررسی کنند و میان بازنمایی جذاب و شناخت دقیق تفاوت بگذارند. تولید محتوای فرهنگی مسئولانه نیز نیازمند توجه به زمینه تاریخی و اجتماعی، حقوق صاحبان آثار و صدای اعضای همان جامعه است. حضور دیجیتال زمانی به تداوم فرهنگ کمک می‌کند که با مشارکت واقعی حاملان آن فرهنگ همراه باشد.

مهاجرت یکی از موقعیت‌هایی است که اهمیت تاب‌آوری فرهنگی را به‌روشنی نشان می‌دهد. فرد مهاجر ممکن است هم‌زمان با یادگیری زبان، قواعد ارتباطی و سبک زندگی جدید، نگران کمرنگ شدن پیوندهای فرهنگی خود باشد. حفظ ارتباط با زبان مادری، غذاها، هنرها و روایت‌های خانوادگی می‌تواند به تداوم احساس هویت کمک کند. از سوی دیگر، شناخت فرهنگ محیط تازه برای شکل‌گیری روابط و مشارکت اجتماعی ضروری است. تاب‌آوری فرهنگی در این وضعیت به توانایی ایجاد پیوند میان این تجربه‌ها مربوط می‌شود. فراهم بودن فضاهای گفت‌وگو و پذیرش هویت‌های چندلایه می‌تواند فشار ناشی از انتخاب اجباری میان تعلق‌های مختلف را کاهش دهد.

ابعاد اقتصادی فرهنگ نیز در تقویت یا تضعیف تاب‌آوری نقش دارند. صنایع‌دستی، فعالیت‌های هنری، گردشگری مسئولانه و کسب‌وکارهای محلی می‌توانند به تداوم مهارت‌ها و ایجاد درآمد کمک کنند. بااین‌حال، تبدیل میراث فرهنگی به محصول اقتصادی نیازمند دقت و ملاحظه است. اگر منافع اصلی به تولیدکنندگان و جامعه محلی نرسد یا یک آیین صرفاً مطابق انتظار بازار تغییر کند، ممکن است پیوند آن با زندگی مردم تضعیف شود. پایداری اقتصادی فعالیت‌های فرهنگی به دسترسی منصفانه به بازار، آموزش، ابزار تولید و امکان تصمیم‌گیری صاحبان فرهنگ وابسته است. تأمین معیشت مناسب حاملان میراث نیز اهمیت دارد؛ زیرا انتقال دانش فرهنگی به زمان، انگیزه و فرصت نیاز دارد.

دانش بومی بخش دیگری از ظرفیت تاب‌آوری فرهنگی است که می‌تواند در مواجهه با مسائل محیطی کاربرد داشته باشد.

شیوه‌های محلی مدیریت آب، معماری سازگار با اقلیم، نگهداری مواد غذایی و همکاری در کشاورزی، حامل تجربه‌هایی هستند که در گذر زمان شکل گرفته‌اند. بهره‌گیری از این دانش نیازمند بررسی شرایط امروز و گفت‌وگو با دانش علمی و تخصصی است. هر روش قدیمی لزوماً برای وضعیت کنونی مناسب نیست؛ اما کنار گذاشتن شتاب‌زده آن نیز ممکن است جامعه را از تجربه‌های ارزشمند محروم کند. رویکرد سنجیده آن است که این دانش ثبت و ارزیابی شود و متناسب با نیازهای امروز توسعه یابد. در این مسیر، مشارکت دارندگان دانش محلی ضروری است.

برای تقویت تاب‌آوری فرهنگی، ابتدا باید موانع تداوم و مشارکت فرهنگی را شناخت. محدود شدن دسترسی به فضاهای فرهنگی، تضعیف زبان‌های محلی، افزایش فاصله نسلی، فشارهای معیشتی و بازنمایی تحقیرآمیز برخی گروه‌ها می‌توانند این ظرفیت را کاهش دهند. اقدام مؤثر از شناخت تجربه مردم آغاز می‌شود: چه کدام روابط آنان معنادار است؟ کدام روابط در حال گسستن است؟ و چه فرصت‌هایی برای بازسازی وجود دارد؟ حمایت از کتابخانه‌ها، کارگاه‌های هنری ثبت خاطرات‌های محلی و برنامه‌های ثبت خاطرات جمعی می‌تواند بخشی از پاسخ باشد. کیفیت این اقدامات به دسترس‌پذیری، استمرار و مشارکت جامعه وابسته است. برنامه‌ای که مردم در طراحی و اجرای آن سهم داشته باشند، بهتر می‌تواند با نیازهای واقعی آنان ارتباط برقرار کند.

ارزیابی تاب‌آوری فرهنگی نیز باید فراتر از شمار جشنواره‌ها یا بناهای مرمت‌شده باشد. میزان استفاده زنده از زبان، فرصت انتقال مهارت‌ها، دسترسی گروه‌های مختلف به فعالیت‌های فرهنگی و کیفیت ارتباط میان نسل‌ها، شاخص‌های معنادارتری به شمار می‌آیند. همچنین باید بررسی کرد که مردم تا چه اندازه می‌توانند روایت خود را بیان کنند، در تولید و بازآفرینی فرهنگ نقش داشته باشند و هنگام رویارویی با دشواری‌ها از حمایت روابط جمعی برخوردار شوند. تاب‌آوری فرهنگی ظرفیتی قابل پرورش است که در بستر زندگی روزمره ساخته می‌شود. جامعه با فراهم کردن امکان گفت‌وگو، حفظ حافظه جمعی و پذیرش خلاقیت نسل‌های تازه می‌تواند میراث خود را به منبعی برای فهم تغییرات و ساختن آینده‌ای معنادار تبدیل کند.