سوتیتر: راهبردهای نظامی ایران در تنگه هرمز و واکنش‌های بین‌المللی به تداوم تنش‌ها، افق روشنی از ثبات در بازارهای جهانی را نشان نمی‌دهد

آیدا برخورداری
در شرایطی که اقتصاد جهانی هنوز از پیامدهای دوره‌های رکود تورمی پس از بحران‌های ژئوپلیتیک سال‌های اخیر رهایی نیافته است، بازگشت تنش‌های نظامی به جغرافیای انرژی خاورمیانه، بار دیگر زنگ خطر را برای زنجیره تأمین جهانی به صدا درآورده است. عملیات اخیر علیه تأسیسات آرامکو در ینبع و ریاض، صرفاً یک کنش نظامی نیست؛ بلکه حامل پیامی اقتصادی برای بازارهایی است که به شدت نسبت به تغییرات عرضه در خلیج فارس حساس هستند.
بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد که بلافاصله پس از مخابره اخبار حملات، قیمت آتی نفت برنت با یک جهش ناگهانی روبرو شد. این واکنشِ آنی بازار، ناشی از هراس سرمایه‌گذاران درباره تداوم عرضه از سوی تولیدکنندگان اصلی منطقه است. وقتی صحبت از امنیت انرژی به میان می‌آید، باید توجه داشت که بازار نفت تنها با «کمبود فیزیکی» دچار بحران نمی‌شود؛ بلکه «ادراکِ ریسک» در بازارهای مالی می‌تواند قیمت‌ها را حتی سریع‌تر از توقف واقعی جریان نفت، بالا ببرد. در گزارش‌های تحلیلگران بزرگ، عبور از مرز روانی قیمت‌ها در واکنش به کوچکترین ناامنی در نزدیکی تأسیسات حیاتی، نشان‌دهنده شکنندگی ساختار فعلی اقتصاد جهانی است.
در کنار قیمت‌گذاری مستقیم نفت، «هزینه‌های بیمه دریایی» یا همان War Risk Insurance، متغیر پنهانی است که می‌تواند معادلات ترانزیت را تغییر دهد. با افزایش تنش‌ها در اطراف تنگه هرمز، شرکت‌های بیمه دریایی در لندن و سایر مراکز مالی جهان، ریسک تردد نفتکش‌ها در این مسیر استراتژیک را بازنگری کرده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که نرخ حق بیمه برای کشتی‌هایی که وارد حوضه خلیج فارس می‌شوند، با رشد قابل‌توجهی همراه بوده است. این یعنی حتی اگر عرضه نفت کاهش نیابد، «هزینه تمام‌شده» انتقال هر بشکه نفت به بازارهای مقصد، از جمله به مقاصد شرق آسیا، به‌طور مستقیم افزایش می‌یابد. برای ایران که به عنوان بازیگر اصلی در تامین امنیت یا تهدید احتمالی این شریان شناخته می‌شود، این شرایط به معنای قدرت چانه‌زنی بالاتر در معادلات منطقه‌ای، اما در عین حال، لزوم مدیریت دقیق صادرات در شرایط تحریمی است.
از سوی دیگر، واکنش‌های دفاعی و امنیتی ایران که در روزهای اخیر توسط مقامات ارشد نیروهای مسلح تأکید شده، نشان‌دهنده آن است که تهران ابتکار عمل در تنگه هرمز را بخشی از «امنیت ملی» خود می‌داند. در حالی که کشورهای غربی به دنبال ائتلاف‌سازی برای حفظ امنیت مسیرهای آبی هستند، واقعیت اقتصادی این است که هیچ سازوکار امنیتی در خلیج فارس بدون مشارکت فعال بازیگران منطقه‌ای، پایدار نخواهد بود. تداوم تنش، نه تنها برای مصرف‌کنندگان نهایی در غرب، بلکه برای اقتصادهای نوظهور بریکس که به انرژی ارزان برای رشد صنعتی نیاز دارند، یک تهدید جدی است.
در نهایت، گزارش‌ها نشان می‌دهد که ما در یک نقطه عطف قرار داریم. اگر تنش‌ها در یمن و سایر جبهه‌ها به سرعت مدیریت نشود، شاهد انتقال هزینه ناامنی از بخش دفاعی به بخش انرژی خواهیم بود. در این میان، هرگونه خلل در جریان صادرات انرژی می‌تواند در بلندمدت، استراتژی‌های گذار انرژی جهان را به سمت منابع غیرفسیلی تسریع کند، که این خود چالشی میان‌مدت برای درآمدهای ارزی کشورهای تولیدکننده در منطقه محسوب می‌شود. امنیت انرژی، اکنون بیش از هر زمان دیگری با دیپلماسی سخت گره خورده است و بازارها چاره‌ای جز انتظار برای کاهش دما در فضای سیاسی ندارند.