علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها بستهشدنِ کاملِ همزمانِ دو گلوگاه حیاتی جهان که مهمترین نقاط این کره خاکی هستند، یعنی تنگههای هرمز و بابالمندب، نه یک تهدید نظامیِ صرف، بلکه یک فروپاشیِ اقتصادیِ تمامعیار برای غرب و وابستگان آن است. اگر چنین سناریویی در بستر تنشهای نظامی ایران و […]
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
بستهشدنِ کاملِ همزمانِ دو گلوگاه حیاتی جهان که مهمترین نقاط این کره خاکی هستند، یعنی تنگههای هرمز و بابالمندب، نه یک تهدید نظامیِ صرف، بلکه یک فروپاشیِ اقتصادیِ تمامعیار برای غرب و وابستگان آن است. اگر چنین سناریویی در بستر تنشهای نظامی ایران و آمریکا رقم بخورد، پیامدهای آن فراتر از میدان نبرد خواهد بود و ستونهای رفاه اقتصادی قاره اروپا و آمریکا را بهلرزه درمیآورد.
۱. شوک نفتی؛ خاموشی چراغهای صنعت
حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از نفت جهان و همچنین بخش زیادی از گاز اروپا از تنگهی هرمز عبور میکند و حجم قابلتوجهی از سوخت اروپا نیز از مسیر بابالمندب تأمین میشود. بستهشدنِ کاملِ همزمانِ این دو مسیر، بهمعنای قطع ناگهانی عرضهی نفت و گاز به بازارهای غربی استغ این شوک، قیمت نفت، گاز و بنزین را بهسطحی بیسابقه خواهد رساند و موجی از تورم بیسابقه را به اقتصاد اروپا و آمریکا تزریق میکند.
۲. بحران زنجیرهی تأمین؛ از قفسههای خالی تا کارخانههای تعطیل
امروز، تنها نفت از این آبراهها عبور نمیکند؛ حجم عظیمی از کالاهای اساسی، از غلات و مواد غذایی گرفته تا قطعات الکترونیکی و دارو، از طریق دریای سرخ و خلیج فارس جابهجا میشود. بستهشدنِ همزمانِ این دو مسیر، بهمعنای فلجشدن کشتیرانی جهانی و اختلال کامل در زنجیرهی تأمین کالاهای مصرفی و صنعتی غرب است. کارخانهها بهخاطر کمبود مواد اولیه، تعطیل میشوند و قفسههای فروشگاهها با کمبود کالا مواجه خواهند شد.
۳. تورم وارداتی و رکود قریبالوقوع
ایالات متحده و اروپا در حال حاضر با تورم نسبتاً بالایی دستبهگریبان هستند. افزایش سرسامآور قیمت انرژی و اختلال در زنجیرهی تأمین، تورم را بهمراتب دوسویه خواهد برد و قدرت خرید مردم جهان غرب را بهشدت کاهش میدهد. این وضعیت، که به “رکود تورمی” معروف است، معضلی است که مهار آن بهمراتب دشوارتر از تورمِ صرف است و میتواند اعتراضات اجتماعیِ گستردهای را در اروپا و آمریکا کلید بزند.
۴. هزینههای سرسامآور نظامی و دیپلماتیک
دولت آمریکا برای تأمین امنیت کشتیرانی و شکستن محاصرهی احتمالی، ناگزیر به اعزام ناوگانهای جنگی بیشتر و هزینههای سرسامآور نظامی به منطقه خواهد بود؛ همچنین، این بحران، اروپا را در موضعی ضعیفتر در برابر ایالات متحده قرار میدهد و همپیمانیِ آنها را با چالشهای بیسابقهای مواجه میسازد؛ در این میان، حتی متحدان آمریکا در منطقه که جزو تولیدکنندگان اصلی نفت هستند، بهدلیل بستهبودن مسیرهای صادراتی، با کاهش درآمد مواجه خواهند شد.
نتیجهگیری
بستهبودنِ کاملِ همزمانِ تنگههای هرمز و بابالمندب، مانند فروگذاشتن یک پایهی اصلی در معادلهی قدرت جهانی غرب است؛ این سناریو، آمریکا و اروپا را در باتلاقی از تورم فزاینده، اختلال اقتصادی و بحران انرژی گرفتار میکند. بهنظر میرسد هزینههای اقتصادی چنین رویاروییای، برای غرب، بسیار گرانتر از هر دستاورد نظامیِ احتمالی باشد. مسلما شروع جنگ با ایران، مخالفان زیادی را داشته و غالب نخبگان غربی، این جنگ را اشتباه و به ضرر غرب میدانند. جنگی که ترامپ با توصیهها و وسوسههای نتانیاهو و بن سلمان علیه ایران آغاز کرد، باتلاقی ایجاد کرده است که به ضرر تمامی کشورهای منطقه خواهد بود. ایران میداند که این دو تنگه، مهمترین اهرم قدرت برای فشار بر جهان غرب است و معادل دهها بمب اتم عمل خواهد کرد؛ لذا در صورت تمایل ایران به بستن کامل این دو تنگه، غرب راهی بهجز کوتاه آمدن در برابر خواستههای ایران نخواهد داشت.









Saturday, 15 August , 2026