در روزهایی که جنگ، زیرساخت‌های انرژی را هدف گرفته بود و محدودیت‌های ناشی از محاصره و دشواری واردات، تامین فرآورده‌های نفتی را به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های کشور تبدیل کرده بود، دولت چهاردهم ماموریت حیاتی را دنبال کرد تا نگذارد جنگ به پمپ‌بنزین‌ها برسد. مختل کردن زنجیره تامین انرژی ایران یکی از اهداف آمریکا و […]

در روزهایی که جنگ، زیرساخت‌های انرژی را هدف گرفته بود و محدودیت‌های ناشی از محاصره و دشواری واردات، تامین فرآورده‌های نفتی را به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های کشور تبدیل کرده بود، دولت چهاردهم ماموریت حیاتی را دنبال کرد تا نگذارد جنگ به پمپ‌بنزین‌ها برسد.

مختل کردن زنجیره تامین انرژی ایران یکی از اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه بود زیرا توقف سوخت‌رسانی می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان، حمل‌ونقل، تولید، خدمات عمومی و حتی امدادرسانی را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، روایت عملکرد دولت چهاردهم در این دوره، روایت توقف نیست؛ روایت مدیریت یک زنجیره حیاتی کشور در شرایطی است که بخشی از زیرساخت‌های انرژی آسیب دید و حتی مسیرهای تامین و انتقال سوخت نیز با محدودیت‌های جدی مواجه بودند.

آزمونی که یک سوی آن حمله به زیرساخت‌های انرژی و از سوی دیگر، محدودیت‌های ناشی از جنگ، تحریم و دشواری دسترسی به مسیرهای واردات و جابه‌جایی سوخت قرار داشت.

بنزین؛ سوختی که نباید قطع می‌شد

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، یکی از مهم‌ترین ماموریت‌های وزارت نفت حفظ جریان سوخت‌رسانی به کشور بود. محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، در جریان بازدید رئیس‌جمهوری از وزارت نفت اعلام کرد که صنعت نفت در جریان این جنگ پایدار ایستاد و سوخت‌رسانی بدون وقفه در سراسر کشور انجام شد.

این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که حملات نظامی، زیرساخت‌های مرتبط با انرژی را نیز در معرض آسیب قرار داده بود. در ادامه جنگ ۴۰ روزه نیز وزیر نفت اعلام کرد که بخشی از تأسیسات گاز و مخازن تأمین سوخت مورد هدف قرار گرفته است.

حمله به انبارهای نفت در تهران و کرج با هدف اختلال در تامین بنزین و گازوئیل در نیمه شمالی کشور، از مهمترین موارد بود.

با وجود این آسیب‌ها، شبکه توزیع سوخت متوقف نشد. گزارش‌های منتشرشده از عملکرد شبکه سوخت‌رسانی در هر دو جنگ نشان می‌دهد در روزهای ابتدایی بحران، توزیع بنزین در برخی مناطق افزایش یافت و برای مدیریت تقاضا و کاهش فشار بر جایگاه‌ها، ظرفیت سوخت‌رسانی در مناطق مختلف تقویت شد.

این یعنی مسئله فقط داشتن بنزین نبود؛ مسئله مهم‌تر، رساندن بنزین به نقطه مصرف بود.

جنگ ۴۰ روزه؛ آزمونی سخت‌ برای زنجیره انرژی

اگر جنگ ۱۲ روزه را نخستین آزمون جدی شبکه سوخت‌رسانی در شرایط حمله مستقیم به زیرساخت‌ها بدانیم، جنگ ۴۰ روزه آزمونی پیچیده‌تر بود زیرا استمرار درگیری، فشار بیشتری بر ذخایر، تولید، حمل‌ونقل و زنجیره تامین وارد می‌کرد.

محسن پاک‌نژاد در تشریح عملکرد صنعت نفت در این دوره گفت که در طول ۴۰ روز جنگ، تولید بنزین کاهش پیدا نکرد. او همچنین تاکید کرده است که در روزهای پس از محاصره، کشور با چالش‌هایی مواجه شد، اما برای آنها تدابیر لازم اتخاذ شد.

اهمیت این اظهارات در آن است که حفظ تولید تنها یکی از حلقه‌های زنجیره تامین سوخت است. پس از تولید، سوخت باید ذخیره، انتقال و در نهایت در جایگاه‌ها توزیع شود. زنجیره‌ای که در شرایط جنگی می‌تواند با آسیب به مخازن، خطوط انتقال، مسیرهای جاده‌ای و مراکز توزیع با اختلال مواجه شود.

با این حال، هدف اصلی یعنی استمرار عرضه سوخت به مردم حفظ شد.

مسعود پزشکیان نیز درباره عملکرد دولت در این دوره گفت: در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هیچ‌کس در کشور احساس کمبود بنزین نکرد.

این اظهارنظر را می‌توان از منظر سیاست‌گذاری عمومی نیز بررسی کرد. در بحران‌های بزرگ، دولت فقط زمانی موفق نیست که هیچ آسیبی رخ ندهد؛ بلکه موفقیت زمانی معنا پیدا می‌کند که با وجود آسیب، خدمت حیاتی به جامعه متوقف نشود.

در صنعت نفت نیز همین منطق حاکم بود؛ بخشی از تأسیسات آسیب دید، مسیرهای تأمین با محدودیت مواجه شد، اما زنجیره سوخت‌رسانی ادامه پیدا کرد.

این جمله در واقع یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی عملکرد شبکه سوخت‌رسانی است چرا که در شرایط جنگی، موفقیت تنها با میزان تولید سنجیده نمی‌شود، بلکه با این معیار سنجیده می‌شود که آیا اختلال در زندگی مردم ایجاد شده است یا خیر.

وقتی پالایشگاه و مخزن هم هدف قرار می‌گیرد

اهمیت عملکرد دولت چهاردهم در تامین سوخت زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم حمله به زیرساخت‌های انرژی بخشی از فشار نظامی در طول جنگ بود. در جریان جنگ ۴۰ روزه، برخی تاسیسات گاز و مخازن تامین سوخت مورد حمله قرار گرفتند. همچنین گزارش‌های بعدی از آسیب به چند پالایشگاه گاز و خروج موقت بخشی از ظرفیت پالایش گاز از مدار تولید حکایت دارد.

در چنین شرایطی، مدیریت سوخت نمی‌توانست بر تولید روزانه پالایشگاه‌ها متکی باشد. دولت پزشکیان ناچار بود همزمان حفظ تولید، استفاده از ذخایر، جابه‌جایی فرآورده‌ها، اولویت‌بندی مصرف، توزیع منطقه‌ای و بازگرداندن سریع تاسیسات آسیب‌دیده به مدار را مدیریت کند.

به بیان دیگر، شبکه سوخت کشور در جنگ باید به یک شبکه تاب‌آور تبدیل می‌شد؛ شبکه‌ای که با از مدار خارج شدن یک حلقه، کل زنجیره آن متوقف نشود.

یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های ماجرا، تامین فرآورده‌هایی بود که کشور در شرایط عادی برای تامین بخشی از آن به واردات نیاز دارد.

در شرایط جنگی، واردات سوخت دیگر یک عملیات معمول تجاری نیست. حمل‌ونقل دریایی با ریسک بالاتری مواجه می‌شود، بیمه و حمل‌ونقل دشوارتر می‌شود و دسترسی به مسیرهای تجاری تحت تأثیر شرایط امنیتی قرار می‌گیرد. در این شرایط، اتکا به تولید داخلی، ذخایر راهبردی و مدیریت مصرف اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

وزیر نفت نیز پس از جنگ با اشاره به شرایط ایجادشده در دوره محاصره اعلام کرد که کشور با چالش‌هایی در این زمینه مواجه بوده و برای مدیریت آن تدابیر لازم اتخاذ شده است. از این منظر، استمرار عرضه بنزین و گازوئیل را نمی‌توان نتیجه یک عامل دانست بلکه حاصل مجموعه‌ای از اقدامات در زنجیره تولید، ذخیره‌سازی، انتقال و توزیع است.

با این حال، در جنگ، حتی اگر تولید و ذخایر کافی باشد، افزایش ناگهانی مصرف می‌تواند شبکه را تحت فشار قرار دهد. تجربه روزهای نخست جنگ ۱۲ روزه نیز نشان داد که رفتار مصرف‌کنندگان می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران داشته باشد.

بنابراین دولت در کنار افزایش ظرفیت توزیع در برخی مناطق، بر مدیریت مصرف نیز تاکید کرد. پاک‌نژاد پس از جنگ نیز با اشاره به آسیب برخی زیرساخت‌ها خواستار همراهی مردم برای مصرف بهینه سوخت شد.

در واقع، یکی از عوامل جلوگیری از شکل‌گیری بحران سوخت، تبدیل نشدن نگرانی مردم به هجوم گسترده برای ذخیره‌سازی بود. اگر چنین رفتاری شکل می‌گرفت، حتی یک شبکه پایدار نیز می‌توانست در مدت کوتاهی با فشار مضاعف مواجه شود.

از همین رو، مدیریت افکار عمومی در کنار مدیریت فنی شبکه سوخت، بخشی از مدیریت بحران انرژی محسوب می‌شود.

آزمونی برای امنیت انرژی

در شرایط عادی، سوخت‌رسانی ممکن است یک فرآیند روزمره و کم‌حاشیه به نظر برسد اما در زمان جنگ، هر مرحله از این فرآیند می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شود. پالایشگاه باید کار کند؛ مخزن باید در دسترس باشد، خطوط انتقال باید برقرار بمانند، نفتکش‌ها و ناوگان حمل‌ونقل زمینی باید حرکت کنند، جایگاه‌ها باید فعال باشند و در نهایت، سوخت باید به دست مصرف‌کننده برسد.

در جنگ ۱۲ روزه، وزارت نفت اعلام کرد که سوخت‌رسانی بدون وقفه انجام شده است. در جنگ ۴۰ روزه نیز وزیر نفت از تداوم تولید بنزین خبر داد. بنابراین، پشت صحنه تامین پایدار سوخت مورد نیاز مردم، یک عملیات پیچیده مدیریتی و لجستیکی بود.

وزیر نفت عملکرد کارکنان صنعت نفت در این دوره را قابل توجه دانست و بر نقش نیروهای صنعت در حفظ پایداری تولید و تأمین انرژی تاکید کرد.