علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفه‌ای آینده‌پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه‌ها اگرچه تصویر رایج از ایالات متحده، «قدرتی با زرادخانه‌های تمام‌نشدنی» بوده است، اما واقعیت میدانی علی‌الخصوص در نبردهای اخیر امریکا و ایران، به‌ویژه درگیرهای طولانی و هم‌زمان، نشان می‌دهد که این انبارهای عظیم نیز نقطه‌ی پایانی دارند. اتمام ذخایر استراتژیک نظامی آمریکا، به‌ویژه در […]

علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفه‌ای آینده‌پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه‌ها

اگرچه تصویر رایج از ایالات متحده، «قدرتی با زرادخانه‌های تمام‌نشدنی» بوده است، اما واقعیت میدانی علی‌الخصوص در نبردهای اخیر امریکا و ایران، به‌ویژه درگیرهای طولانی و هم‌زمان، نشان می‌دهد که این انبارهای عظیم نیز نقطه‌ی پایانی دارند. اتمام ذخایر استراتژیک نظامی آمریکا، به‌ویژه در بحبوحه‌ی یک جنگ تمام‌عیار با ایران، سناریویی است که می‌تواند معادلات قدرت را به نفع تهران، ورق بزند.
۱. بحران مهمات؛ «خون سرد» ارتش آمریکا
ارتش آمریکا در دو دهه‌ی اخیر، جنگ‌های فرسایشی گسترده‌ای را در عراق و افغانستان تجربه کرده و ذخایر مهمات هوشمند و موشک‌های دوربردِ خود را به‌شدت، کاهش داده است؛ این مهمات که ستون اصلی تاکتیک‌های «ضربت جراحی» و «جنگ هواییِ دقیق» هستند، برای نبرد با ایران -که از سامانه‌های پدافندی پیشرفته و تاکتیک‌های نامتقارن بهره می‌برد- حیاتی‌اند. بسته‌شدنِ خطوط تولید برخی از این موشک‌ها و محدودیت شدید زنجیره‌ی تأمین مواد اولیه، به این معناست که هر موشک شلیک‌شده، با دشواری بیشتری جایگزین خواهد شد. یک تحلیلگر ارشد پنتاگون (با استناد به ارزیابی‌های داخلی) هشدار داده که در یک درگیریِ گسترده، ذخایر موشک‌های تاماهاوک می‌تواند تنها چند هفته دوام بیاورد. جنگ‌های امریکا با ایران نشان داد، که در مدت کوتاهی ذخایر موشکی ایالات متحده چه درخصوص موشک‌های تهاجمی و چه پدافندی، به پایان می‌رسد و این کشور را با بحران ذخایر موشکی مواجه می‌کند؛ ترس و واهمه از درگیری امریکا با چین و روسیه، هزینه بالای طراحی و ساخت موشک‌های جدید و همچنین زمان‌بر بودن تولید تسلیحات، همواره مسئولین این کشور را برآن داشته که نتوانند از تمامی ذخایرشان برای نبرد با ایران استفاده کنند.
۲. بحران در زنجیره‌ی تولید؛ از «کارخانه» تا «میدان نبرد»
تنها شمار مهمات، مشکل اصلی نیست؛ بلکه «نرخ جایگزینی» و «سرعت تولید» نیز عامل کلیدی دیگری است. صنایع دفاعی آمریکا که برای جنگ‌های نامتقارنِ صرف طراحی شده‌اند، امروز با مشکل «ظرفیت مازاد محدود» مواجهند. بسیاری از خطوط تولید موشک‌های بالستیک و کروز، به‌خاطر کمبود قطعات خاص و وابستگی به واردات مواد نادر (که غالبا از شرق آسیا و علی‌الخصوص چین تامین می‌شود)، با کاهش شدید توان تولیدی مواجه هستند. در تقابل با ایران، که خود را برای یک «جنگ فرسایشی طولانی و تمام عیار» آماده کرده است، آمریکا با بحران «تامین مجدد» در جبهه‌ای دوردست، دست‌به‌گریبان خواهد شد.
۳. هزینه‌های سرسام‌آور جایگزینی؛ تکانه‌ای به بودجه‌ی دفاعی
جایگزینی موشک‌ها و مهمات مصرف‌شده در جنگ، نه‌تنها زمان‌بر، بلکه گران‌ترین بخش هر درگیری است. تخمین زده می‌شود که بازسازی ذخایر راهبردی آمریکا پس از یک جنگ شش‌ماهه با ایران (در صورت امکان)، می‌تواند بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه‌ی اضافی را به بودجه‌ی پنتاگون تحمیل کند؛ این فشار مالی، بسیاری از پروژه‌های مدرن‌سازی ارتش این کشور را معطل خواهد کرد و به‌طور کامل، «شکاف قدرت» بین آمریکا و رقبایی مانند چین را عمیق‌تر می‌سازد؛ امریکا در نبرد با ایران، خود را بسیار عقب خواهد انداخت و چین گوی سبقت را خواهد ربود.
۴. فروپاشی «بازدارندگی» در سایر جبهه‌ها
آمریکا، «ابرقدرتی جهان‌گیر» است و باید در چندین جبهه به‌طور هم‌زمان، قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند. تحلیل موجودیِ مهمات در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بسیاری از زرادخانه‌های کلیدیِ آمریکا – از جمله موشک‌های ضد کشتی و بمب‌های سرنگون‌کننده‌ی پناهگاه – به خطرناک‌ترین سطح در تاریخ خود رسیده‌اند. خالی شدن انبارها در جنگ با ایران، به‌معنای «تهدید خالی» در برابر قدرت‌های بزرگی مانند چین و روسیه است. از دست‌رفتن قدرت بازدارندگی، پیامدهای استراتژیک جبران‌ناپذیری برای نظم جهانی تحت رهبری آمریکا خواهد داشت.
نتیجه‌گیری
تردیدی نیست که امریکا با نبرد با ایران، خود را در تله‌ای گرفتار کرد که از چند جهت، ضعف‌های این کشور را عیان کرد و انتقادات زیادی را نسبت به این ابرقدرت هسته‌ای جهان، وارد کرده است. اتمام ذخایر استراتژیک آمریکا در جنگ با ایران، مانند خالی‌شدن «مجله‌ی یک تیرانداز»، او را با «وحشت ضد حمله» مواجه می‌کند؛ این بحران، پنتاگون را در موقعیتی قرار می‌دهد که به‌جای «پیروزی قاطع»، به فکر «مدیریت ضرر» باشد. تجربه‌ی جنگ‌های گذشته نشان داده که «زرادخانه‌های خالی»، میدان نبرد را به سود دشمنی تغییر می‌دهد که خود را برای یک جنگ طولانی و بی‌پایان، آماده کرده است؛ ضمن اینکه در صورت درگیری مستقیم نظامی امریکا با چین، روسیه یا کره شمالی، ضعف‌های ایالات متحده، بیش از پیش عیان و عمیق خواهد داشت و مسئولین این کشور را در نگرانی‌های بزرگی فرو برده است.

برچسب:
علیرضا محمودی فرد، ذخایر استراتژیک، مهمات هوشمند، موشک توماهاوک، نرخ جایگزینی، زنجیره تأمین، ظرفیت تولید، جنگ فرسایشی، بودجه پنتاگون، بازدارندگی نظامی، فروپاشی بازدارندگی، هزینه جایگزینی، تحلیل موجودی مهمات، شکاف قدرت با چین، جبهه‌های هم‌زمان، بحران تولید، محدودیت مواد اولیه، ضدحمله ایران، مدیریت ضرر، زرادخانه خالی، بقای قدرت