سوتیتر: تکمیل ظرفیت مخازن سوخت مایع نیروگاهی تنها مسکنی موقت برای جبران شکاف روزانه تولید و تقاضای گاز کشور به شمار می‌رود

آیدا برخورداری
با نزدیک شدن به ماه‌های سرد سال، دماسنج اقتصاد انرژی ایران بار دیگر نشانه‌های هشداردهنده‌ای از تشدید ناترازی گاز را ثبت می‌کند. این شکاف فزاینده میان ظرفیت واقعی تولید و الگوی مصرف بی‌رویه، اکنون از مرز هشدارهای فصلی عبور کرده و به یک ابرچالش ساختاری برای امنیت انرژی و پایداری شبکه برق کشور بدل شده است. هشدارهای اخیر کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی و گزارش‌های آماری وزارت نفت نشان می‌دهند که در صورت عدم اتخاذ تدابیر فوری، کسری روزانه گاز در پیک زمستان می‌تواند از مرز ۲۰۰ میلیون مترمکعب فراتر رود؛ رکوردی نگران‌کننده که تبعات مستقیم آن نخست گریبان‌گیر بخش مولد، پتروشیمی‌ها و صنایع مادر خواهد شد.
هسته اصلی این معما در افت طبیعی فشار مخازن میدان مشترک پارس جنوبی نهفته است. در شرایطی که طرح‌های ملی فشارافزایی به دلیل موانع جذب سرمایه‌گذاری خارجی و محدودیت‌های فناورانه با تأخیر در اجرا روبه‌رو هستند، توان تزریق گاز به شبکه سراسری با نرخ رشد مصرف خانگی و تجاری همخوانی ندارد. سیاست‌گذار در چنین موقعیتی، سنتی‌ترین و در عین حال پرهزینه‌ترین راهکار را برمی‌گزیند: قطع گاز پتروشیمی‌ها، کارخانه‌های فولاد و سیمان برای حفظ گرمایش خانه‌ها. این رویکرد انقباضی، علاوه بر تحمیل خسارات چند میلیارد دلاری به درآمدهای ارزی غیرنفتی دولت، زنجیره ارزش تولید داخل را مختل کرده و صورت‌های مالی بنگاه‌های حاضر در بازار سرمایه را با افت چشمگیر سودآوری مواجه می‌سازد.
در این میان، آرایش و مانور ذخایر سوخت نیروگاهی، حساس‌ترین حلقه این معادله راهبردی محسوب می‌شود. شبکه نیروگاهی کشور برای تأمین بار پایه برق، وابستگی بیش از ۹۰ درصدی به خوراک گاز طبیعی دارد. با آغاز فصل یخبندان و هدایت بخش عمده گاز به بخش غیرمولد، نیروگاه‌ها ناچار به تغییر آرایش مشعل‌ها و سوزاندن سوخت‌های مایع جایگزین نظیر گازوئیل و نفت‌کوره (مازوت) می‌شوند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که تدبیر فعلی وزارت نیرو و نفت برای تزریق حداکثری ۱۱۷ میلیون مترمکعب گاز در روزهای جاری به بخش نیروگاهی، تلاشی حیاتی برای صیانت از مخازن گازوئیل و رساندن سطح ذخیره‌سازی به حداکثر ظرفیت پیش از فرارسیدن نخستین موج سرما است.
با این حال، جایگزینی مازوت و گازوئیل با چالش‌های فنی و زیست‌محیطی عمیقی همراه است. از یک‌سو، لجستیک و حمل‌ونقل میلیون‌ها لیتر سوخت مایع از پالایشگاه‌ها به نیروگاه‌های دورافتاده در سرمای زمستان، به دلیل محدودیت‌های ناوگان ریلی و جاده‌ای، با ریسک‌های عملیاتی بالایی دست‌به‌گریبان است. از سوی دیگر، آلودگی شدید هوا و بازتاب‌های اجتماعی مصرف مازوت در کلان‌شهرها، هزینه تصمیم‌گیری را برای ستادهای مدیریت بحران انرژی به‌شدت افزایش می‌دهد. علاوه‌بر این، مصرف این حجم از فرآورده‌های باارزش در مشعل نیروگاه‌ها، فرصت ارزشمند صادرات منطقه‌ای فراورده‌های نفتی را می‌سوزاند.
حل پایدار معمای ناترازی گاز، از مسیر انکار یا سهمیه‌بندی‌های سالانه نمی‌گذرد. تمرکز فوری بر بهینه‌سازی مصرف با ابزارهای غیرقیمتی، ارتقای راندمان نیروگاه‌های گازی به سیکل ترکیبی، تسریع واقعی در پروژه‌های ۵ هزار مگاواتی انرژی‌های تجدیدپذیر، و گره‌گشایی از پروژه‌های فشارافزایی دریایی، تنها راهکارهای خروج از این بن‌بست فصلی هستند. تا زمان تحقق این برنامه‌ها، اقتصاد ایران همچنان در زمستان‌ها باید میان دوگانه نامطلوب «خاموشی برق و صنایع» یا «فرسایش منابع سوخت و آلودگی محیط زیست» دست به انتخاب بزند.