به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری شنیدن روایتهای جامعه، پارادایم نوین تابآوری روانشناختی و احیای سرمایه اجتماعی است.
شنیدن روایتهای جامعه فرآیندی آگاهانه، روشمند و همدلانه است که طی آن، تجارب زیسته، احساسات، معانی، رنجها و امیدهای اقشار مختلف مردم از زاویه دید خود آنها دریافت، درک و معتبر شمرده میشود.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری شنیدن روایتهای جامعه، پارادایم نوین تابآوری روانشناختی و احیای سرمایه اجتماعی است. شنیدن روشمند و فعال روایتهای زیسته جامعه، فراتر از یک رویکرد همدلانه، پارادایم نوینی در ارتقای تابآوری روانشناختی و مدیریت راهبردی بحران است؛ الگویی کارآمد که با اعتباربخشی به تجارب مردم و ترمیم سرمایه اجتماعی، زمینه بازسازی روانی جامعه و عبور پایدار از عدمقطعیتها و تروماهای جمعی را فراهم میسازد.
این مفهوم فراتر از دریافت ساده اطلاعات آماری، نظرسنجیهای کمی یا شنیدن انفعالی صداهاست؛ شنیدن روایتهای جامعه اغلب به معنای ایجاد بستری امن، بدون قضاوت و فراگیر است تا اعضای جامعه بتوانند داستان مواجهه خود با رویدادها، چالشها و دگرگونیها را بازگو کنند. در چارچوب تابآوری و علوم اجتماعی، شنیدن روایتهای جامعه شامل سه لایه اساسی است:
۱. اعتباربخشی روانی و اجتماعی: به رسمیت شناختن احساسات، رنجها و تجارب زیسته افراد، بهویژه گروههای آسیبپذیر یا حاشیهای، که حس دیدهشدن، کرامت و عاملیت را در آنان تقویت میکند.
۲. کشف معانی و ظرفیتهای بومی: درک شیوهای که مردم بحرانها و رویدادها را تفسیر میکنند و شناسایی سازوکارهای پنهان و الگوهای خودجوشی که برای انطباق، همبستگی و بقا به کار میگیرند.
۳. پایهگذاری سیاستگذاری آگاهانه: تبدیل روایتهای کیفی و ملموس به دادههای زنده و عمیق برای تصمیمگیریها، مداخلات اجتماعی و برنامهریزیهای کلان، بهگونهای که تصمیمات نه از بالا به پایین و انتزاعی، بلکه مبتنی بر واقعیت جاری در متن جامعه باشند.
در جهان پرشتاب و پر از عدمقطعیت امروز، بحران بخش جداییناپذیر زیست انسانی و سازوکارهای اجتماعی به شمار میآیند. از حوادث طبیعی و نوسانات اقتصادی گرفته تا شوکهای روانی، بهداشتی و دگرگونیهای ساختاری، جوامع پیوسته در معرض فشارهایی قرار دارند که تعادل آنها را به چالش میکشد. در میان تمامی رویکردهای مدیریتی، ابزارها و تکنیکهای مداخله در بحران، یک مؤلفه بنیادین و بنیادینترین زیرساخت روانشناختی و فرهنگی اغلب نادیده انگاشته میشود و آن، قدرت شنیدن روایتهای جامعه است.
روایتها صرفاً واژههایی در قالب گفتوگو یا دلنوشتههای گذرا نیستند؛ بلکه انعکاس تجربه زیسته، نظام معنایی، رنجها، امیدها و منابع پنهان بازیابی روانی یک ملت به شمار میروند. اگر مدیریت بحران را تنها در سطح توزیع منابع مادی و مداخلات مکانیکی متوقف کنیم، تابآوری اجتماعی در سطح پوستهای شکننده باقی خواهد ماند. برای عبور موفقیت آمیز از طوفانهای سهمگین، نخستین و مهمترین گام، فراهم آوردن بستری برای شنیده شدن صادقانه، امن و همهجانبه صداهایی است که از دل بحران سر برمیآورند.
روایتگری اجتماعی در حقیقت پلی میان فرد و ساختار جامعه است.
هنگامی که یک بحران فراگیر رخ میدهد، پیوستگی معنایی در ذهن افراد از هم میگسلد. انسانها در شوک حادثه، احساس میکنند کنترل خود بر شرایط و سرنوشت را از دست دادهاند. در چنین وضعیتی، شکلگیری فضای شنیدن به معنای بازگرداندن حس دیدهشدن، عاملیت و اعتبار روانی به شهروندان است. شنیدن کنشپذیرانه یا ابزاری، نمیتواند شفابخش باشد؛ آنچه جامعه به آن نیاز دارد، «شنیدن فعال، همدلانه و مشارکتجویانه» از سوی نهادها، نخبگان، رهبران فکری و حتی ارکان درونفردی جامعه است. وقتی روایت دردها، سوگواریها، شکستها و مقاومتهای مردم فضایی برای بیان بیابد، نخستین جرقه پالایش جمعی زده میشود. التیام زخمهای اجتماعی زمانی آغاز میگردد که رنج، در تاریکی سکوت و انزوا حبس نشود، بلکه به عنوان یک تجربه جمعی به رسمیت شناخته شود. این به رسمیت شناختن، پیشنیاز ساخت معنایی مشترک برای گذر از وضعیت بغرنج کنونی است.
تابآوری اجتماعی بیش از آنکه صرفاً بازگشت به وضعیت پیشین یا تحمل سرسختانه سختیها تعریف شود، توانایی سازگاری پویا، تحولیابندگی و رشد در دل نامرادیها است. ارتقای تابآوری مستلزم این است که سرمایه اجتماعی و اعتماد میانفردی و بیننهادی تقویت شود. هیچ عاملی به اندازه حس ناشنیده ماندن، پایههای اعتماد را ویران نمیکند. هنگامی که جامعه احساس کند تجارب، هشدارها و عواطف واقعیاش در سیاستگذاریها، رسانهها و برنامهریزیهای رسمی انعکاس ندارد، فاصله میان متن جامعه و ساختارهای حمایتی عمیقتر میشود و شکافهای ادراکی پدیدار میگردد. در مقابل، گشودن درگاههای شنیدن روایتها، این پیام روشن را مخابره میکند که جامعه یک کل بههمپیوسته و زنده است و هر صدایی در بازسازی آینده نقشی اساسی دارد. از همین نقطه است که سرمایه اجتماعی که سوخت موتور محرک تابآوری است، احیا میشود.
روایتهای جامعه آیینهای بیواسطه از ظرفیتهای تابآوری بومی و سنتی هستند.
بسیاری از راهکارهای گذر از بحران درون کتابهای نظری یا پروتکلهای سازمانی انتزاعی یافت نمیشوند؛ بلکه در سازوکارهای خودجوش، حکمت عملی و همبستگیهای خرد محلی نهفتهاند. وقتی روایتهای افراد، گروههای آسیبپذیر، خانوادهها و فعالان میدانی شنیده میشود، متوجه میشویم که مردم در دل دشوارترین تنگناها، چگونه شبکههای حمایتی غیررسمی ایجاد کردهاند، چطور منابع اندک را به اشتراک گذاشتهاند و با چه الگوهای معنابخشی امید را در محیط خود زنده نگه داشتهاند. این روایتها منبع غنی دادههای کیفی و انسانی برای تحلیل بحران هستند. سیاستگذاری که مبتنی بر شنیدن روایتهای واقعی میدان شکل بگیرد، خصلتی بومی، منعطف و پایدار پیدا میکند؛ امری که تابآوری ساختاری و اجتماعی را چند برابر میسازد.
شنیدن روایتهای جامعه کارکردی بیبدیل در پیشگیری از فرسودگی روانی و آسیبهای پس از سانحه دارد.
خاموشی اجباری، تحمیل سکوت یا بیتفاوتی نسبت به تجارب تلخ جمعی، رنج را به عمق لایههای روانی افراد و جوامع پس میزند و بستری برای بیتفاوتی مزمن، خشم انباشته و احساس درماندگی آموختهشده فراهم میآورد. درماندگی آموختهشده درست در نقطه مقابل تابآوری قرار دارد و هرگونه انگیزه برای بهبود، ساختن دوباره و مشارکت را نابود میسازد. اما جریان آزاد روایتها، اجازه میدهد تا هیجانات ابراز شوند و پردازش شناختیِ رخدادها در بستر جمعی اتفاق بیفتد. جامعه با بازگویی مکرر قصههای رنج و ایستادگی، از جایگاه «قربانی منفعل» به جایگاه «کنشگر تابآور و راوی مقاوم» تغییر موقعیت میدهد. این دگرگونی هویت، پایدارترین بنیان روانی برای گذر سالم از بحرانها است.
رسانهها، سازمانهای مردمنهاد، تشکلهای حمایتی و نهادهای علمی در این مسیر مسئولیتی خطیر بر دوش دارند.
وظیفه این نهادها صرفاً تولید دادههای آماری، بخشنامههای اداری یا تجویز نسخههای کلینگر نیست؛ بلکه فراهم آوردن سکوهایی امن و شفاف برای جاری شدن روایتهای زیسته مردم است. ایجاد چنین سکوهایی به معنای اعطای تریبون به حاشیهنشینان، اقشار کمتر دیدهشده و آن دسته از افرادی است که بیشترین هزینه بحران را متحمل شدهاند. در غیاب این رویکرد، روایتها مصادره به مطلوب میشوند و واقعیتهای میدانی جای خود را به آمارسازیهای گمراهکننده میدهند؛ وضعیتی که آسیبپذیری جامعه را در مواجهه با شوکهای آینده دوچندان میکند.
دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری تاکید میکند عبور از بحران یک رخداد خطی و ناگهانی نیست، عبور از بحران فرآیندی پویا، زمانبر و عمیقاً پیوندخورده با تاروپود فرهنگی جامعه است. تابآوری حاصل ارادههای تحمیلی یا شعارهای مثبتاندیشی سطحی نیست؛ تابآوری واقعی از دل رویارویی شجاعانه با واقعیت، پذیرش سوگ و درد، و سپس بازسازی افق معنایی جوانه میزند. شنیدن روایتهای جامعه، نقطه عزیمت این رویارویی شجاعانه است. جامعهای که جرئت و توان شنیدن صدای درون خود را بیابد، جامعهای است که در تاریکترین تنگناها، کورسوهای امید و مسیرهای نوین تابآوردن و احیا شدن را کشف خواهد کرد و قادر خواهد بود نه تنها از ورطه بحران به سلامت عبور کند، بلکه قدرتمندتر، منسجمتر و آگاهتر از پیش در مسیر رشد و تعالی گام بردارد.









Saturday, 10 October , 2026