سوتیتر: پافشاری تهران بر صیانت از حقوق راهبردی خود در آبراهه هرمز، معادله تأمین انرژی جهان را وارد فاز تازه ای از تنش کرده است

آیدا برخورداری
ژئوپلیتیک خلیج فارس بار دیگر در کانون توجه تحولات بین‌المللی قرار گرفته است؛ جایی که تلاقی مناقشات نظامی، فشارهای فزاینده اقتصادی و سیاست‌های بازدارندگی منطقه‌ای، آبراهه استراتژیک تنگه هرمز را به حساس‌ترین نقطه اصطکاک میان ایران و ایالات متحده بدل کرده است. موضع‌گیری اخیر مقامات ارشد دفاعی کشور مبنی بر استمرار محدودیت‌های تردد دریایی در صورت نادیده‌گرفته شدن حقوق حاکمیتی ایران، پیامی صریح به ائتلاف‌های غربی ارسال کرده است که امنیت در این شاهراه حیاتی انرژی، امری تفکیک‌ناپذیر و دوجانبه است. این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که خزانه داری ایالات متحده از وضع دور جدید تحریم‌ها علیه شخصیت‌ها و نهادهای کلیدی مرتبط با شبکه اقتصادی ایران خبر داده و راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» را با شدت بیشتری پیگیری می‌کند؛ رویکردی که کارشناسان آن را تلاش برای موازنه‌سازی در برابر کارت‌های بازی منطقه‌ای تهران ارزیابی می‌کنند.
از منظر اقتصاد سیاسی انرژی، تنگه هرمز شاهرگی است که روزانه میلیون‌ها بشکه نفت خام و فرآورده‌های سوختی از آن عبور می‌کند و هرگونه نوسان امنیتی در این دالان باریک، بلافاصله بازارهای جهانی را با شوک‌های قیمتی و بیمه‌های گزاف دریانوردی مواجه می‌سازد. گزارش‌های نهادهای بین‌المللی رصد تجارت دریایی، از جمله مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO)، حاکی از اختلال در الگوهای سنتی تردد و افزایش ضریب ریسک برای نفت‌کش‌هاست. در این میان، بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانند چین و اتحادیه اروپا نیز با نگرانی به این اصطکاک فرسایشی می‌نگرند؛ چرا که ثبات بهای انرژی در بازارهای آسیا و اروپا به‌شدت به آرامش این آبراه وابسته است. تلاش‌های دیپلماتیک فشرده در مجامع چندجانبه، از جمله نشست‌های سازمان همکاری اسلامی و رایزنی‌های منطقه‌ای، نشان‌دهنده تلاش دستگاه دیپلماسی برای مدیریت تنش و خنثی‌سازی سناریوهای جنگ روانی غرب است.
با این همه، تقابل میان تهران و واشنگتن فراتر از ابعاد نظامی، به یک جنگ اراده‌ها در بستر اقتصاد سیاسی مبدل شده است. تحریم‌های جدید با هدف قطع دسترسی به منابع مالی و محدود کردن تجارت خارجی طراحی شده‌اند، اما تجربه سال‌های گذشته ثابت کرده است که ساختار اقتصادی ایران مکانیزم‌های انطباقی متعددی برای دور زدن و بی‌اثرسازی این فشارها توسعه داده است. استمرار پایداری در این کارزار، نیازمند انسجام داخلی، تقویت دیپلماسی همسایگی و بهره‌برداری هوشمندانه از اهرم‌های ژئوپلیتیک است. تا زمانی که معادله امنیت در خلیج فارس به‌صورت یک‌طرفه و به نفع منافع غرب تعریف شود، واکنش‌های متقابل ایران و اصرار بر استیفای حقوق ملی، تضمین‌کننده توازن قوا در این پهنه آبی استراتژیک خواهد باقی ماند؛ رویکردی که پیام روشن آن برای نظام بین‌الملل، غیرقابل‌چشم‌پوشی بودن نقش تهران در امنیت پایدار انرژی جهان است.