زهرا کوثرغلامی شبکه برق کشور در آستانه ورود به یکی از حساس‌ترین مقاطع تابستان قرار گرفته است. برآوردهای فنی نشان می‌دهد روزهای ابتدایی مرداد می‌تواند نقطه اوج مصرف برق در کشور باشد؛ مقطعی که هم‌زمانی گرمای شدید، افزایش استفاده از تجهیزات سرمایشی، فشار بر شبکه توزیع و رشد مصرف خانگی و تجاری را به سطحی […]

زهرا کوثرغلامی
شبکه برق کشور در آستانه ورود به یکی از حساس‌ترین مقاطع تابستان قرار گرفته است. برآوردهای فنی نشان می‌دهد روزهای ابتدایی مرداد می‌تواند نقطه اوج مصرف برق در کشور باشد؛ مقطعی که هم‌زمانی گرمای شدید، افزایش استفاده از تجهیزات سرمایشی، فشار بر شبکه توزیع و رشد مصرف خانگی و تجاری را به سطحی کم‌سابقه می‌رساند. در این میان، میانگین دمای سراسری نزدیک به ۴۰ درجه و ثبت دماهای نزدیک به ۴۹ درجه در استان‌های گرمسیر، زنگ هشدار را برای مدیریت بار، پایداری تولید و تأمین برق صنایع به صدا درآورده است.
ساعات طلایی بحران
الگوی مصرف نشان می‌دهد دو بازه زمانی بیشترین فشار را به شبکه وارد می‌کند؛ از ساعت ۱۱ تا ۱۷ و سپس از ۲۰ تا ۲۳. این دو پنجره زمانی، عملاً تعیین‌کننده وضعیت پایداری برق در کشور هستند. در بازه نخست، بار سرمایشی ناشی از گرمای روز به اوج می‌رسد و در بازه دوم، هم‌زمانی مصرف خانگی، روشنایی و تجهیزات سرمایشی، شبکه را دوباره به مرز حداکثر ظرفیت می‌برد.
اگرچه از منظر فنی، این وضعیت هر سال در تابستان تکرار می‌شود، اما تفاوت امسال در شدت گرما، کشیدگی موج حر و فرسودگی بخشی از زیرساخت‌هاست. به همین دلیل، بازه دو هفته پایانی تیر تا نیمه نخست مرداد به عنوان دوره بحرانی شبکه تعریف شده؛ دوره‌ای که کوچک‌ترین اختلال در توازن تولید و مصرف می‌تواند به خاموشی‌های موضعی، افت ولتاژ و محدودیت برای مشترکان بزرگ منجر شود.
صنعت زیر فشار برق
پیامد نخست اوج مصرف، فشار مستقیم بر بخش تولید است. هر زمان شبکه وارد وضعیت ناپایدار می‌شود، اولین محل اعمال محدودیت، صنایع انرژی‌بر هستند. این موضوع تنها یک مسأله فنی نیست؛ یک مسأله اقتصادی جدی است. هر ساعت کاهش برق در کارخانه‌ها، یعنی افت تولید، تأخیر در تحویل، افزایش هزینه سربار و کاهش بهره‌وری سرمایه.
در شرایطی که بخش صنعت برای حفظ رشد تولید، صادرات و تثبیت اشتغال به برق پایدار نیاز دارد، محدودیت‌های انرژی می‌تواند زنجیره‌ای از آثار منفی ایجاد کند. فولاد، سیمان، پتروشیمی، معادن، صنایع غذایی و حتی واحدهای کوچک و متوسط، همگی از اختلال برق آسیب می‌بینند. در نتیجه، مسأله برق دیگر فقط موضوع خانوار نیست؛ به‌طور مستقیم با رشد اقتصادی، قیمت تمام‌شده کالا و تعادل بازار داخلی گره خورده است.
کشاورزی هم در خط خطر
گرمای شدید تنها مصرف برق خانگی را بالا نمی‌برد. در بخش کشاورزی نیز نیاز به پمپاژ آب، راه‌اندازی چاه‌ها، نگهداری محصولات در زنجیره سرد و فعالیت تأسیسات وابسته به انرژی افزایش می‌یابد. اگر در چنین شرایطی محدودیت برق تشدید شود، هزینه تولید در بخش کشاورزی بالا می‌رود و فشار تازه‌ای به امنیت غذایی وارد می‌شود.
برای استان‌های گرم و کم‌آب، این چالش عمیق‌تر است. کشاورزی در این مناطق، هم به آب وابسته است و هم به برق. بنابراین هر اختلال در تأمین برق، می‌تواند به کاهش راندمان آبیاری، افت کیفیت محصول و بالا رفتن ریسک هدررفت منجر شود. این مسأله در نهایت خود را در قیمت مواد غذایی و فشار بیشتر بر سبد مصرف خانوار نشان می‌دهد.
ریشه بحران در کجاست
واقعیت این است که فشار فعلی فقط محصول گرمای هوا نیست. بخش مهمی از این تنش به شکاف میان رشد مصرف و رشد سرمایه‌گذاری در زیرساخت بازمی‌گردد. تقاضای برق در سال‌های اخیر با سرعت بالاتری نسبت به نوسازی شبکه، توسعه نیروگاه‌ها و بهینه‌سازی مصرف رشد کرده است. نتیجه روشن است؛ هر موج گرما به یک بحران بالقوه تبدیل می‌شود.
راه‌حل پایدار نیز صرفاً در توصیه به صرفه‌جویی خلاصه نمی‌شود. مدیریت مصرف ضروری است، اما کافی نیست. شبکه برق کشور نیازمند سرمایه‌گذاری مستمر در توسعه نیروگاه‌های جدید، تقویت خطوط انتقال، نوسازی تجهیزات فرسوده و گسترش برق خورشیدی است. اگر ظرفیت‌های جدید به‌موقع وارد مدار نشود، هر تابستان می‌تواند پرهزینه‌تر از سال قبل باشد.
مسیر عبور از مرداد داغ
در کوتاه‌مدت، کاهش مصرف در ساعات اوج، جابه‌جایی بار صنایع، کنترل مصارف پرهدررفت و همراهی مشترکان می‌تواند به حفظ پایداری شبکه کمک کند. اما در میان‌مدت و بلندمدت، نسخه اصلی، افزایش بهره‌وری و جهش سرمایه‌گذاری در صنعت برق است. اقتصاد ایران برای رشد پایدار، به برق پایدار نیاز دارد. مرداد امسال بار دیگر این واقعیت را یادآوری می‌کند که امنیت انرژی، پیش‌شرط امنیت تولید است.

سوتیتر:
جهش دما و رشد مصرف در ساعات بحرانی، ریسک فشار تازه بر صنعت و خانوار را بالا برده است