یک رسانه مستقر در بنگلادش در گزارشی نوشت که تداوم بحران در تنگه هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد جهان همچنان برای نفت و گاز فراوان و مقرون‌به‌صرفه خاورمیانه جایگزین فوری و عملی ندارد و هرچه جنگ در این منطقه طولانی‌تر شود، هزینه‌های آن برای اقتصادهای واردکننده انرژی بیشتر خواهد شد. روزنامه‌ انگلیسی‌زبان «بیزینس‌ استاندارد/ tbsnews» […]

یک رسانه مستقر در بنگلادش در گزارشی نوشت که تداوم بحران در تنگه هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد جهان همچنان برای نفت و گاز فراوان و مقرون‌به‌صرفه خاورمیانه جایگزین فوری و عملی ندارد و هرچه جنگ در این منطقه طولانی‌تر شود، هزینه‌های آن برای اقتصادهای واردکننده انرژی بیشتر خواهد شد.

روزنامه‌ انگلیسی‌زبان «بیزینس‌ استاندارد/ tbsnews» چاپ داکا در این گزارش آورده است: هر درگیری بزرگ در منطقه خلیج فارس، همان هراس همیشگی را زنده می‌کند؛ نه صرفا به‌واسطه افزایش قیمت نفت، بلکه از این بابت که آیا منطقه‌ای که حدود یک‌-سوم نفت خام دریایی(حمل‌شده از طریق دریا) جهان را تامین می‌کند، همچنان می‌تواند زیربنای اقتصاد جهانی باقی بماند یا نه.

به گزارش عصر شنبه ایرنا، با این حال، این بار پرسش عمیق‌تر است. در صورتی که جنگ طولانی شود و همچنان به تاسیسات تولید، پایانه‌های صادراتی یا مسیرهای حیاتی کشتیرانی آسیب برساند، آیا عصر نفت خاورمیانه به پایان خود نزدیک می‌شود؟ آیا جهان آماده است به‌طور کامل از نفت، گاز و خاورمیانه فاصله بگیرد و بدون آنها به بقای خود ادامه دهد؟

اقتصاد نوین بر پایه سوخت‌های فسیلی فراوان و ارزان شکل گرفت. زغال‌سنگ موتور انقلاب صنعتی بود، اما پس از جنگ جهانی دوم، نفت از آن سبقت گرفت؛ زمانی که تولیدکنندگان خلیج فارس به‌سرعت تولید خود را افزایش دادند. پس از آن نوبت گاز طبیعی بود و به سوختی ضروری برای تولید برق، صنایع و مصارف خانگی تبدیل شد. نفت و گاز در مجموع همچنان بیش از نیمی از مصرف انرژی جهان را تشکیل می‌دهند، هرچند انرژی‌های تجدیدپذیر با سرعت زیادی در حال رشد هستند.

آیا دوران نفت واقعا رو به افول است؟

گرچه انتظار می‌رود که قرن بیست‌ویکم متعلق به انرژی‌های تجدیدپذیر باشد، سوخت‌های فسیلی احتمالا تا چندین دهه همچنان بخش غالب سبد انرژی جهان خواهند بود. حتی با پاک‌تر شدن انرژی برق، نفت و گاز همچنان برای حمل‌ونقل، صنایع سنگین، پتروشیمی و گرمایش اجتناب‌پذیر خواهند ماند.

انرژی‌های تجدیدپذیر به‌سرعت در حال رونق هستند، اما برق تنها بخشی از نیاز انرژی جهان را تامین می‌کند. صنعت هوانوردی همچنان به سوخت هواپیما متکی است. صنعت کشتیرانی هنوز عمدتا با نفت کار می‌کند. صنایع پتروشیمی به نفت خام نیاز دارند. ماشین‌آلات سنگین و صنایع دفاعی نیز همچنان به فرآورده‌های نفتی وابسته‌ هستند.

به نوشته این رسانه، به‌رغم کاهش تدریجی سهم نفت، اهمیت راهبردی آن همچنان کلان است و گرچه گذار انرژی آغاز شده، اما هنوز راه زیادی تا تکمیل‌شدن دارد. جهانی‌سازی نوین بر پایه انرژی فراوان و مقرون‌به‌صرفه شکل گرفت. مزیت واقعی خلیج فارس هرگز صرفا نفت نبوده، بلکه نفت سرشاز و کم‌هزینه بوده است.