آیدا برخورداری ناترازی بنزین، امروز فقط یک مسئله انرژی نیست؛ به یکی از حساس‌ترین پرونده‌های اقتصادی دولت تبدیل شده است. بر اساس اظهارات سید اسماعیل سقاب اصفهانی، مصرف روزانه بنزین کشور به‌طور میانگین حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است، در حالی که تولید پالایشگاهی حدود ۱۱۲ میلیون لیتر برآورد می‌شود و نزدیک به ۹ میلیون لیتر […]

آیدا برخورداری
ناترازی بنزین، امروز فقط یک مسئله انرژی نیست؛ به یکی از حساس‌ترین پرونده‌های اقتصادی دولت تبدیل شده است. بر اساس اظهارات سید اسماعیل سقاب اصفهانی، مصرف روزانه بنزین کشور به‌طور میانگین حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است، در حالی که تولید پالایشگاهی حدود ۱۱۲ میلیون لیتر برآورد می‌شود و نزدیک به ۹ میلیون لیتر دیگر هم از مسیر تبدیل محصولات پتروشیمی تأمین می‌شود. همین فاصله، شکاف ساختاری میان عرضه و تقاضا را به‌خوبی نشان می‌دهد؛ شکافی که برای جبران آن، بخشی از نیاز کشور از واردات یا برداشت از ذخایر راهبردی تأمین می‌شود.
اهمیت این موضوع فقط در عدد مصرف خلاصه نمی‌شود. آن‌طور که در توضیحات رسمی آمده، محصولاتی که امروز در پتروشیمی‌ها به بنزین تبدیل می‌شوند، تا سال ۱۴۰۰ صادر می‌شدند و برای کشور ارزآوری داشتند. اما با تشدید ناترازی، این ظرفیت به مصرف داخلی منتقل شده و به گفته مسئولان، سالانه حدود ۲ میلیارد دلار از منابع ارزی قابل استفاده برای دارو، کالاهای اساسی، گندم و یارانه‌ها را کاهش داده است. این بخش، مستقیم‌ترین پیوند میان بحران سوخت و فشار بر بودجه عمومی را نشان می‌دهد.
نکته مهم‌تر آن است که مسئله فقط به افزایش مصرف مردم تقلیل داده نمی‌شود. در بررسی‌های مطرح‌شده، مصرف بهینه بنزین در ایران با توجه به جمعیت، وسعت جغرافیایی و جابه‌جایی بار و مسافر، باید بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون لیتر در روز باشد؛ یعنی چیزی در حدود نصف مصرف فعلی. این اختلاف بزرگ، بار دیگر نقش کیفیت خودروها، استاندارد مصرف سوخت و سیاست‌گذاری در صنعت خودروسازی را به مرکز بحث می‌آورد. به بیان دیگر، دولت با یک مسئله صرفا رفتاری روبه‌رو نیست، بلکه با یک ناهماهنگی مزمن در کل زنجیره تولید، حمل‌ونقل و مصرف مواجه است.
در همین چارچوب، سه سناریو برای مدیریت بنزین روی میز قرار گرفته است. سناریوی نخست، عرضه بنزین به اندازه تولید روزانه و بدون تغییر قیمت است؛ راهکاری که می‌تواند فشار بودجه‌ای را کم کند اما خطر صف، کمبود و نابرابری در دسترسی را بالا می‌برد. سناریوی دوم، توزیع سوخت میان خودروها و اعمال نرخ غیریارانه‌ای برای مصرف مازاد است؛ مدلی که به سمت اصلاح قیمت می‌رود، اما از نظر اجتماعی حساسیت بالایی دارد. سناریوی سوم هم اختصاص بخشی از بنزین به حمل‌ونقل عمومی و توزیع بخش دیگر میان همه مردم بر مبنای پیمایش است؛ الگویی که از نگاه سیاست‌گذار، می‌تواند یارانه سوخت را عادلانه‌تر کند.
مسئله اصلی در هر سه سناریو، نه فقط انتخاب یک فرمول فنی، بلکه طراحی یک تصمیم قابل‌پذیرش برای جامعه است. دولت هم فعلا بر این نکته تأکید دارد که هیچ اقدام غافلگیرکننده‌ای در دستور نیست و هر تغییر احتمالی باید پیش از اجرا با مردم در میان گذاشته شود. این موضع، از یک سو نشان می‌دهد حساسیت اجتماعی موضوع بالا رفته و از سوی دیگر، نشانه‌ای است از اینکه پرونده بنزین از سطح یک سیاست انرژی به سطح یک تصمیم کلان اقتصادی و اجتماعی رسیده است.