«عبدالرضا غفرانی» دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌المللی در یادداشتی برای ایرنا نوشت: تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز نشان داد که تداوم یک نظم امنیتی متکی بر قدرت نظامی آمریکا نمی‌تواند ضامن ثبات منطقه باشد و معادلات امنیتی این آبراه استراتژیک به سمت نظمی چندلایه با نقش‌آفرینی بیشتر کشورهای منطقه در حال […]

«عبدالرضا غفرانی» دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌المللی در یادداشتی برای ایرنا نوشت: تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز نشان داد که تداوم یک نظم امنیتی متکی بر قدرت نظامی آمریکا نمی‌تواند ضامن ثبات منطقه باشد و معادلات امنیتی این آبراه استراتژیک به سمت نظمی چندلایه با نقش‌آفرینی بیشتر کشورهای منطقه در حال حرکت است.

بعد از تحولات مهم در خلیج فارس و به‌خصوص هرمز، این پرسش برای خیلی از صاحب‌نظران و تحلیلگران بین‌المللی مطرح شده است که ساختار امنیتی این آبراه استراتژیک بین‌المللی دیگر کارایی سابق را ممکن است نداشته باشد. برای این که دریافت واقعاً چنین نظری تا چه اندازه می‌تواند دقیق بوده و یا به عبارت بهتر واقعیت داشته باشد، باید به تحولاتی که بعد از بحران در این منطقه رخ داده است، اجمالاً پرداخته شود.

قبل از هر چیز، تحولات اخیر ثابت کرد که در صورت وقوع بحران در این منطقه، بازگرداندن آرامش به آن با توسل به نیروی نظامی، حتی توسط یک قدرت بزرگ و به‌خصوص ایالات متحده، نه‌تنها کارساز نبوده بلکه آن را تشدید می‌کند و مهم‌تر این‌که بازتاب آن فقط به منطقه محدود نمی‌شود و خیلی سریع ابعاد بین‌المللی پیدا کرده و روابط بین‌المللی را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و تجاری و طبعاً امنیتی دستخوش آشفتگی می‌کند. زمانی هنری کیسینجر گفته بود هر کس بر خلیج فارس حکومت کند، در واقع می‌تواند بر تمام دنیا حاکم شود. البته اگر این گفته مبالغه‌آمیز تلقی نشود، مع‌الوصف تحولات اخیر در این منطقه ثابت کرد که به میزان زیادی منطق و واقعیت در آن وجود دارد.