ناترازی بنزین و فشار بر بازار سوخت آیدا برخورداری مصرف بنزین در ایران به سطحی رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله فصلی یا نتیجه افزایش سفرهای تابستانی دانست. برآوردهای مطرحشده از مصرف روزانه حدود ۱۳۷ میلیون لیتر بنزین خبر میدهد؛ رقمی که در مقایسه با ظرفیت تولید داخلی، فشار قابلتوجهی بر زنجیره […]
ناترازی بنزین و فشار بر بازار سوخت
آیدا برخورداری
مصرف بنزین در ایران به سطحی رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله فصلی یا نتیجه افزایش سفرهای تابستانی دانست. برآوردهای مطرحشده از مصرف روزانه حدود ۱۳۷ میلیون لیتر بنزین خبر میدهد؛ رقمی که در مقایسه با ظرفیت تولید داخلی، فشار قابلتوجهی بر زنجیره تأمین، بودجه عمومی و تراز تجاری انرژی وارد میکند. در شرایطی که تولید روزانه بنزین در محدوده ۱۲۰ میلیون لیتر ارزیابی میشود، شکاف میان عرضه و تقاضا در روزهای اوج مصرف میتواند به بیش از ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر برسد.
این فاصله، دولت را ناگزیر میکند از ذخایر استراتژیک استفاده کند یا واردات بنزین را افزایش دهد؛ مسیری که با توجه به هزینههای ارزی، دشواریهای نقلوانتقال پول و محدودیتهای تجاری، به یک چالش جدی برای اقتصاد کشور تبدیل میشود. واردات بنزین در واقع به معنای تخصیص ارزی است که میتواند در بخشهایی مانند توسعه پالایشگاهها، نوسازی ناوگان حملونقل عمومی، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر یا تأمین تجهیزات صنعتی به کار گرفته شود.
ریشه ناترازی بنزین را باید در ترکیبی از عوامل ساختاری جستوجو کرد. نخستین عامل، مصرف بالای خودروهای داخلی و فرسوده است. بخش قابل توجهی از ناوگان سواری کشور، استاندارد مصرف سوخت فاصله معناداری با خودروهای کممصرف جهانی دارد. خودروهایی که در بسیاری از کشورها بهدلیل مصرف بالا و آلایندگی، از چرخه تردد خارج شدهاند، همچنان در جادهها و خیابانهای ایران فعالاند. به همین دلیل، هر افزایش تعداد خودرو یا رشد سفرهای جادهای، مستقیماً به رشد مصرف بنزین تبدیل میشود.
عامل دوم، قیمتگذاری یارانهای و فاصله سنگین قیمت بنزین در داخل کشور با قیمتهای منطقهای است. این شکاف، علاوه بر افزایش انگیزه مصرف غیرضروری، زمینه قاچاق سوخت را نیز تقویت میکند. هرچند نمیتوان همه ناترازی را به قاچاق نسبت داد، اما اختلاف قیمت به اندازهای است که کنترل مرزها و شبکه توزیع را به مسئلهای دائمی برای دستگاههای نظارتی تبدیل کرده است. قاچاق سوخت، منابع یارانهای کشور را از مصرفکننده داخلی و تولیدکننده واقعی دور میکند و سود آن به شبکههای غیررسمی میرسد.
موضوع مهم دیگر، عقبماندگی حملونقل عمومی از نیاز واقعی شهرها و جادههاست. در بسیاری از کلانشهرها، کمبود واگن مترو، اتوبوس فرسوده، ضعف اتصال حومه به مرکز شهر و نبود شبکه کارآمد حملونقل ترکیبی، شهروندان را به استفاده روزانه از خودرو شخصی سوق میدهد. بنابراین، حل ناترازی بنزین فقط از مسیر پالایشگاه و تولید بیشتر ممکن نیست. حتی اگر ظرفیت تولید افزایش یابد، رشد مستمر تقاضا میتواند در فاصلهای کوتاه اثر این سرمایهگذاری را خنثی کند.
در کنار این مسائل، طرحهایی درباره بازنگری در شیوه توزیع یارانه بنزین مطرح شده است. در برخی پیشنهادها، سهمیه یارانهای برای خودروها حفظ میشود و بخشی از یارانه به خانوارهای فاقد خودرو یا توسعه حملونقل عمومی اختصاص مییابد. مزیت چنین طرحی، حرکت از یارانه مبتنی بر مالکیت خودرو به سمت یارانه مبتنی بر افراد و خانوارهاست. با این حال، اجرای هر نوع اصلاح نیازمند طراحی دقیق، اقناع افکار عمومی و جلوگیری از وارد شدن فشار هزینهای به دهکهای کمدرآمد است.
راهحل پایدار، مجموعهای از اقدامات همزمان است: افزایش کیفیت و بهرهوری خودروهای داخلی، اسقاط واقعی ناوگان فرسوده، توسعه حملونقل عمومی، کنترل هوشمند قاچاق، مدیریت مصرف در سفرهای بینشهری و اصلاح تدریجی و عادلانه یارانه سوخت. ناترازی بنزین اکنون فقط مسئله جایگاههای عرضه نیست؛ این بحران به بودجه، ارز، آلودگی هوا، امنیت انرژی و عدالت در توزیع یارانهها گره خورده است.









Sunday, 23 August , 2026