محمد صرفی، سردبیر تهران تایمز در سرمقاله امروز این روزنامه با اشاره به تاریخ جنایات جنگی آمریکا نوشت: مردم آمریکا باید سؤالات جدی و دشواری از خود بپرسند. گروه بینالملل: محمد صرفی، سردبیر تهران تایمز در سرمقاله امروز این روزنامه با اشاره به تاریخ جنایات جنگی آمریکا نوشت: مردم آمریکا باید سؤالات جدی و دشواری […]
محمد صرفی، سردبیر تهران تایمز در سرمقاله امروز این روزنامه با اشاره به تاریخ جنایات جنگی آمریکا نوشت: مردم آمریکا باید سؤالات جدی و دشواری از خود بپرسند.
گروه بینالملل: محمد صرفی، سردبیر تهران تایمز در سرمقاله امروز این روزنامه با اشاره به تاریخ جنایات جنگی آمریکا نوشت: مردم آمریکا باید سؤالات جدی و دشواری از خود بپرسند.
خبرگزاری مهر،پس از آنکه هیئت حقیقتیاب سازمان ملل درباره ایران اعلام کرد دلایل معقولی برای این باور دارد که ایالات متحده در جریان دو حمله — به یک مدرسه در میناب و یک ورزشگاه در لامرد — طی تهاجم نظامی خود به ایران، مرتکب جنایات جنگی شده است، واشنگتن با انکاری شتابزده و بدون ارائه هیچ مدرکی برای رد این یافتهها واکنش نشان داد. این انکار درست در زمانی صورت گرفت که تحقیقات بلومبرگ گزارش داد برخی از کارکنان پنتاگون، تنها چند ساعت پس از حمله موشکی آمریکا به یک دبستان در میناب که بیش از ۱۲۰ کودک را کشت، از این واقعیت آگاه بودند که این کشتار را موشکهای آمریکایی رقم زدهاند.
شاید برخی بپرسند چگونه دولت آمریکا میتواند چنین جنایات آشکاری را انکار کند؟ بگذارید چند دهه به عقب بازگردیم.
صبح ۱۶ مارس ۱۹۶۸، نیروهای آمریکایی وارد مجموعه روستایی سون مای در استان کوانگ نگای در ویتنام جنوبی شدند؛ یکی از این مناطق به نام میلای شناخته میشد. نیروهای آمریکایی انتظار داشتند با رزمندگان ویتکنگ روبهرو شوند، اما در عوض خود را در میان جمعیتی غیرنظامی یافتند. با اینحال، سربازان یک یگان آمریکایی دست به کشتار جمعی غیرنظامیان زدند و حدود ۵۰۰ نفر را از دم تیغ گذراندند.
ارتش آمریکا این جنایت بزرگ را پنهان کرد و نزدیک به یک سال، آگاهی عمومی چندانی از آنچه رخ داده بود وجود نداشت. یک سال طول کشید تا افشاگریهای یک سرباز سابق به نام رونالد ریدنهاور، بههمراه گزارشهای تحقیقی سیمور هرش، این واقعه تکاندهنده را روشن کرده و به توجه عمومی برساند.
تحقیقات نشان داد این جنایت صرفاً محصول فروپاشی جمعی یا جنون یک یگان نظامی منفرد در میدان نبرد نبود. زنجیره فرماندهی — و فراتر از آن، رهبری سیاسی و ارشدی که مسئول مدیریت جنگ بود — در قبال آنچه رخ داد مسئول بودند.
در چنین مواردی، گرایشی طبیعی وجود دارد که انگشت اتهام را بهسوی کسی بگیرند که ماشه را کشیده و او را پای میز محاکمه بنشانند. اما محدودکردن مسئولیت به سربازانی که در نهایت ماشه را میکشند، خود آغاز مشکل است.
کشتار میلای بهقدر کافی وحشتناک بود که هر نظام سیاسی — و مهمتر از آن، هر جامعهای — را بیدار کند. اما این اتفاق در آمریکا رخ نداد.
دو سال پیش، تقریباً همین زمان از سال، نشریه نیویورکر تحقیقی تأملبرانگیز درباره جنگهای عراق و افغانستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر منتشر کرد. این گزارش با عنوان «جنایات جنگیای که ارتش دفن کرد» محصول چهار سال تحقیق بود. این گزارش نشان داد ارتش آمریکا در این دو جنگ حدود ۸۰۰ جنایت جنگی مرتکب شده، تنها شمار اندکی از این پروندهها پیگرد قضایی شدهاند، و شمار محکومیتها حتی از آن هم کمتر بوده است. اینکه آیا چنین شمار اندکی از محکومیتها با تعداد جنایات جنگی ارتکابی تناسبی دارد یا نه، خود موضوعی جداگانه و درخور تأمل است.
برخی مایلاند تمام این آشفتگیهای اخیر و جنایات ارتکابی را یکسره به دونالد ترامپ و پیت هگست نسبت دهند و اینگونه القا کنند که با رفتن آنها این طوفان هم فروکش خواهد کرد. این دیدگاه کمتر بازتابی از واقعیت است تا سادهسازی — و در واقع پاکسازی — تاریخ جنایات جنگی آمریکا.
جنایات جنگی، یک ویژگی تکرارشونده در تاریخ آمریکاست، و دولتهای دموکرات و جمهوریخواه در این زمینه کارنامهای بهطرز چشمگیری مشابه داشتهاند. مشکل عمیقتر از خودشیفتگی و خودکامگی ترامپ یا رویکردها و نگرشهای هگست است.
مردم آمریکا، بهعنوان کسانی که دولتهایشان را انتخاب میکنند، باید سؤالات جدی و دشواری از خود بپرسند.
مسئولیت آنها در قبال این جنایات چیست؟
از رهبران ارشد سیاسی گرفته تا معماران و فرماندهان جنگهای انتخابی و جنایتکارانه، و تا کسانی که در نهایت ماشه را کشیدند یا دکمهها را برای شلیک موشک و رهاسازی بمب فشردند — هیچیک از این افراد از سیارهای دیگر نیامدهاند.
آیا آمریکاییها همچنان بهای جنگ را نه با جانهای ازدسترفته و جنایات ارتکابی، بلکه با قیمتی که روی تابلوی پمپبنزین نمایش داده میشود، خواهند سنجید؟ ایرانیان ضربالمثل معروفی دارند: «دنیا گرد است». تاریخ همیشه راهی برای تسویهحساب دارد.









Sunday, 20 September , 2026