میثم یزدی، استاد رشته نمایش و سینما، گفت: جامعه ما دیگر جامعه‌ای تک‌صدا نیست و نمی‌توان انتظار داشت که همه افراد با یک روایت واحد و یک شیوه نگاه، در کنار هم قرار بگیرند، باید اجازه دهیم صداهای مختلف شنیده و تصویر چندوجهی از ایران دیده شود. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، «ایران‌ما»، سرزمین خردمندان […]

میثم یزدی، استاد رشته نمایش و سینما، گفت: جامعه ما دیگر جامعه‌ای تک‌صدا نیست و نمی‌توان انتظار داشت که همه افراد با یک روایت واحد و یک شیوه نگاه، در کنار هم قرار بگیرند، باید اجازه دهیم صداهای مختلف شنیده و تصویر چندوجهی از ایران دیده شود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، «ایران‌ما»، سرزمین خردمندان و دانشوران، سرزمین دانایان و صاحب نظران، در سالی که گذشت، روزهای پرفراز و نشیبی را گذراند، ایران زمین که خاستگاه فرهنگ و جایگاه فرهیختگان است، این روزها سرزمینی پر از سوال است که می‌خواهیم در جست‌وجوی پاسخی فرهنگی برای این سوالات، از ایران و روزگارانی که بر این سرزمین گذشته است با خردمندان گفت‌وگو کنیم و راهی برای بهتر شدن احوال امروز ایران بیابیم.

در ادامه گفت‌وگوهای ایران ما، ابراهیم یزدی، عضو هیئت علمی گروه نمایش و سینمای دانشگاه تهران مرکز و عضو هیئت مدیره انجمن هنر و ادبیات تطبیقی مهمان ایرنا شد.

میثم یزدی، عضو هیات علمی گروه نمایش و سینمای دانشگاه تهران مرکز و عضو هیات مدیره انجمن هنر و ادبیات تطبیقی مهمان ایرنا شد. وی در بخش نخست این گفت‌وگو با تاکید بر ضرورت ارائه تصویری چندوجهی از ایران گفت: تاریخ و تمدن، «سرمایه نوستالژیک» ماست و در معرفی این سرزمین به دیگران، باید از آن بهره برد.

در بخش دوم گفت‌وگو نیز با اشاره به دگرگونی‌ها در رشته نمایش اظهار داشت: تئاتر برای قشر خاصی، کالای لوکس شده است.

می‌خواهم درباره نقش شبکه‌های اجتماعی در روایت دقیق ایران بپرسم. تا چه اندازه می‌توان به روایت‌های این فضا برای بازنمایی ایران اعتماد کرد؟ این شبکه‌ها چه تاثیری بر سینمای ما دارند و سینما چگونه می‌تواند از آنها برای دقیق‌ترکردن روایت خود استفاده کند؟

میان سینما و فضای مجازی نوعی دادوستد وجود دارد. البته انتقادهایی هم مطرح است؛ برای مثال، در روزهای اخیر برخی از فعالان تئاتر از حضور افرادی که از اینستاگرام به صحنه می‌آیند، انتقاد کرده‌اند و می‌پرسند اینفلوئنسر بودن چه ارتباطی با بازیگری دارد. اینستاگرام در معنای لغوی خود نوعی لحظه‌نگاری است؛ یعنی ثبت لحظه‌ها. کارکرد آن نیز تا اندازه زیادی به همین ویژگی وابسته است. می‌توان آن را به روزنامه تشبیه کرد: روزنامه برای استفاده روزانه منتشر می‌شود و پس از آن، ممکن است کاربردهای دیگری پیدا کند، اما محتوای آن لزوماً در حافظه بلندمدت ما باقی نمی‌ماند. در شبکه‌های اجتماعی نیز ممکن است دو یا پنج دقیقه یا حتی یک روز پس از دیدن محتوایی، دیگر به یاد نیاوریم چه چیزی دیده‌ایم. اجراها و نمایش‌هایی که در این فضا عرضه می‌شوند، کارکرد خودشان را دارند و می‌توانند در همان لحظه مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند. اما سینما و تئاتر به دلیل ویژگی‌های فرمی و تجربه‌ای که ایجاد می‌کنند، امکان ماندگاری بیشتری در حافظه مخاطب دارند.

وقتی وارد تالار وحدت یا تئاتر شهر می‌شوید، خود فضا در شکل‌گیری تجربه شما نقش دارد؛ حتی اگر به سالن سایه یا کارگاه نمایش بروید، یا در یکی از فضاهای اجرایی متفاوت امروز حضور پیدا کنید. سینما نیز به دلیل فرم و شیوه خاص عرضه اثر، تجربه‌ای ایجاد می‌کند که می‌تواند در ذهن مخاطب باقی بماند. بااین‌حال، رفت‌وآمد میان این فضاها لزوماً اتفاق بدی نیست. یکی از دستاوردهای شبکه‌های اجتماعی، به تعبیر برخی استادان این حوزه، دموکراتیزه‌کردن رسانه است. پیش از گسترش این شبکه‌ها، امکان سخن‌گفتن و دیده‌شدن بیشتر در اختیار کارگردان‌ها و بازیگران مشهور بود. اگر خاطرات و تجربه‌های بازیگران ایرانی را بخوانید، نمونه‌هایی از اعتراض آنها به تهیه‌کنندگان و تولیدکنندگان سینما را می‌بینید که برای رساندن صدای خود ناچار بودند به روش‌های دیگری متوسل شوند.

امروز یک بازیگر می‌تواند با انتشار یک پست، به‌سرعت درباره عملکرد یک کارگردان، بنیاد یا مجموعه تئاتری واکنش نشان دهد و بر افکار عمومی تأثیر بگذارد. این امکان، در کنار پیامدهای منفی احتمالی، زمینه شنیده‌شدن صداهای بیشتری را فراهم کرده است. پیش‌تر، رسانه‌ها بیشتر به روایت‌های کلان و روایت‌های مشترک توجه داشتند؛ اما دنیای امروز بیش از گذشته به دنبال شنیدن روایت‌های متنوع است. مخاطب می‌خواهد داستان شما و داستان من را بشنود. در نتیجه، افراد و گروه‌هایی امکان دیده‌شدن پیدا می‌کنند که پیش‌تر کمتر فرصت معرفی خود را داشتند. ممکن است از یک دختر یا پسر در روستایی دورافتاده بشنویم که فعالیت‌های ارزشمندی انجام داده است؛ فعالیت‌هایی که پیش از آن، کمتر کسی از آن‌ها خبر داشت. گاهی انتشار همین روایت‌ها باعث می‌شود افراد بیشتری به آن روستا سفر کنند و حتی کسب‌وکار محلی رونق بگیرد. نمونه‌هایی از این دست را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌ایم.

از نگاه من، شبکه‌های اجتماعی امکان روایت‌کردن را در اختیار افراد بیشتری قرار داده‌اند و به افزایش تکثر روایت‌ها کمک می‌کنند. این موضوع هم برای سینما و هم برای تئاتر اهمیت دارد. استعدادهایی شناسایی می‌شوند که پیش‌تر شاید فقط از طریق معرفی‌نامه‌ها یا آزمون‌های بازیگری محدود امکان دیده‌شدن داشتند. امروز برخی کارگردان‌ها بازیگران موردنظر خود را در همین شبکه‌ها پیدا می‌کنند، البته این فضا به عرصه‌ای تجاری نیز تبدیل شده است و بعضی افراد می‌توانند از طریق آن درآمدهای قابل‌توجهی کسب کنند. بنابراین، شبکه‌های اجتماعی هم فرصت‌هایی ایجاد کرده‌اند و هم با مسائل و چالش‌های خاص خود روبه‌رو هستند.