در میان غبار زمان و شکوهِ صخره‌های سربه‌فلک‌ کشیده، داستانی نه از پادشاهان، که از اراده‌ای بی‌باک رقم خورد، حمیده؛ زنی از جنسِ استواریِ کوهستان، ۲۵ سال قدم به قدم، با خستگی مسیر جنگید و با صبر ماه و استقامت سنگ، راه فتح را گشود. حمیده چوبک هر روز، ۴۰ دقیقه پیاده در دل مسیرهای […]

در میان غبار زمان و شکوهِ صخره‌های سربه‌فلک‌ کشیده، داستانی نه از پادشاهان، که از اراده‌ای بی‌باک رقم خورد، حمیده؛ زنی از جنسِ استواریِ کوهستان، ۲۵ سال قدم به قدم، با خستگی مسیر جنگید و با صبر ماه و استقامت سنگ، راه فتح را گشود.
حمیده چوبک هر روز، ۴۰ دقیقه پیاده در دل مسیرهای ناهموار، رد پایی از امید بر جای می‌گذاشت؛ نه برای رسیدن به مقصدی ساده، بلکه برای بازگرداندن شکوه «الموت» به آغوش جهان. او تنها یک مرمت‌گر نیست؛ حمیده نگهبان تاریخ است که با هر قدم، کلام فراموش‌ شده‌ این قلعه را دوباره به زبان آورد و سرانجام، با تلاش‌های او و وزارت میراث فرهنگی، سی‌امین اثر ایران با عنوان «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت و اینگونه نام الموت را با ثبت بر لوح جاودانگیِ جهان حک شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا،او با صبرِ ماه و استقامتِ سنگ از میان رنج‌های طولانی، شکوهی را بیرون کشید که جهان را به حیرت واداشت. اکنون الموت ایستاده است، نه فقط چون قلعه‌ای بر فراز کوه، که چون نمادی از عشق زنی که هرگز از مسیر، بازنگشت.
هزار سال پیش، در میان مه و سکوت دره‌ها، با معجزه‌ای از سنگ و دانش، دژی به نام الموت یعنی «آشیانه عقاب» زاده شد. قلعه‌ای با معماری بی‌همتایی که گویی با جادوی کوهستان عجین شده، نه تنها یک قلعه که یک پناهگاه اسرار بود. در میان دیوارهای استوارش، جایی که سیاست و جنگ، سرنوشت سرزمین‌ها را رقم می‌زد، سکوت کتابخانه‌ای عظیم، حکمفرما بود. چهارصد هزار جلد کتاب، که هر کدام دریچه‌ای به سوی دانشی کهن و گمشده بودند؛ گویی الموت، همزمان هم قلبی بود که از جنگ می‌تپید و هم مغزی که از دانش، روشن می‌شد.

مدیر پایگاه میراث جهانی الموت در پاسخ به این پرسش که آیا پله‌های سنگی دامنه کوه الموت اخیرا ایجاد شده است، گفت: قبل از اینکه گروه باستان‌شناسی کار خود را در مجموعه الموت آغاز کنند مسیر تصدیع شده بود اما دیوارها وجود نداشت، شیب مسیر تند و ماهیت آن خاکی و تردد دشوار بود. گاهی برخی افراد هم با ورود به باغ‌های شخصی اهالی، مزاحمت‌ ایجاد می‌کردند. مرحوم کوچنانی که از مهندسان خوب الموت بود با الگوی شیب پله‌های الموت را درست و دیوارسازی هم انجام داد که در صورت تامین بودجه، سایر بخش‌ها و مسیرهای مجاور نیز باید ساماندهی شوند.

حمیده چوبک در پاسخ به این پرسش که زمانی که در این فضای تاریخی قدم می‌زنید، چه خاطراتی برایتان تداعی می‌شود، توضیح داد: یادم به کتاب «پله پله تا ملاقات خدا» اثر عبدالحسین زرین‌کوب می‌افتد؛ گویی انسان با هر قدم که به سمت بالا می‌رود، مانند عقاب اوج می‌گیرد و به آسمان می‌رسد، آن بالا انرژی مثبت دارد.

وی افزود: زمانی که افراد می‌خواهند از کوه بالا بروند ممکن است برایشان سخت باشد و به بدنشان فشار وارد شود اما کم‌کم با دریافت انرژی و اکسیژن بیشتر حس می‌کنند در حال پرواز هستند.

مدیر پایگاه میراث جهانی الموت درباره باغ‌های اطراف الموت نیز اظهار کرد: برخلاف تصور، این باغ‌ها در گذشته وجود نداشتند. طبق عکس‌های هوایی قدیمی و فیلم‌های مستند (از جمله آثار آقای داریوش مهرجویی)، به دلیل نبود آب اینجا فاقد پوشش گیاهی بود. دسترسی به آب نیز تا سال ۱۳۷۰ میسر نبود اما پس از آن اهالی با دسترسی به آب این باغ‌ها در اطراف الموت ایجاد کردند.

چوبک ادامه داد: قلعه الموت در دوره‌های هلاکوخان و آب آقاخان ویران شد و بقایای آثار (مانند هزاران قطعه سفال، ظروف میناکاری و کاشی) به پایین دامنه‌ها ریزش کرد. ما سال‌ ۸۰ برای کاوش به این منطقه آمدیم، اگر زودتر به اینجا آمده بودیم شاید کاوش‌های بیشتری می‌توانستیم انجام دهیم.

وی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه باغ‌ها اموال شخصی هستند آیا امکان کاوش در این عرصه‌ها وجود دارد، گفت: خیر امکان کاوش وجود ندارد اما این فضای سبز ایجاد زیبایی کرده و به ارزش تبدیل شده است. شاید با راهکارهایی بتوان در بین زمین‌ها کاوش کرد، ما با استراتژی «درختکاری مدیریت‌شده» مشکلی نداریم چون فکر می‌کنیم، سنت حسن صباح بوده که در این منطقه بی‌نهایت درخت کاشته است و خود قلعه شاید مثل باغ‌های معلق بابل در سطوح مختلف فضاهای دستکند که بخشی از آن انبار، بخشی سنگرگاه و مخازن غذا بوده، در قسمتی هم می‌شد که درخت کاشته شود مانند درخت انگور که اینجا کاشته شده است. شاید بخواهیم این فضاها را احیا کنیم بنابراین ایجاد فضای سبز در اینجا با یکسری ضوابط فعلا ایرادی ندارد.

الموت تبعیدگاه مخالفان حکومت در دوران تیموری و صفوی

مدیر پایگاه میراث جهانی الموت تصریح کرد: آثار در زیر خاک مدفون است شاید در آینده آنقدر علم پیشرفت کند که بدون اینکه درخت‌ها آسیب ببیند بتوانیم کاوش و آثار را از زیر خاک بیرون بیاوریم یا اگر عمر درختی به اتمام رسیده و صاحب باغ بخواهد آن درخت را از خاک بیرون بیاورد به ما اطلاع داده شود تا ما گمانه‌زنی کنیم تا اگر آثاری در آن بخش از خاک باشد با کاوش بتوانیم به یکسری از آنها دست پیدا کنیم.

چوبک در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون کشف اثر مهمی توسط اهالی روستا در باغ‌هایشان گزارش شده و آیا در کاوش‌ها، اشیای نظامی نیز یافت شده است، گفت: خیر تاکنون اثری به ما تحویل داده نشده است. در طول ۲۵ سال فعالیت، ما همیشه براساس برنامه و با مجوزهای پژوهشی عمل کرده‌ایم و هرگز بدون مطالعه، کاوش انجام نمی‌دهیم. در مورد یافته‌های نظامی، تاکنون سلاح یا تجهیزات جنگی مستقیمی پیدا نکرده‌ایم، اما گلوله‌های توپ مربوط به دوره صفویه یافت شده است، این نشان می‌دهد که در دوران تیموری و صفوی، این منطقه به تبعیدگاه و محل تبعید مخالفان حکومت مرکزی به‌ویژه در زمان حملات محمود افغان به قزوین و نواحی اطراف تبدیل شده بود.