تهران- ایرنا- نگاهی روایی به شکلگیری اجرایی از هملت ماشین هاینر مولر؛ روایتی از یک نسل در جستوجوی هویت، معنا و جای خود در جهانی که دیگر شبیه جهان نسلهای پیش از او نیست؛ هملت، این بار نه در قصر دانمارک ایستاده است و نه صرفاً در ویرانههای جهان هاینر مولر. او به زمانهای آمده […]
تهران- ایرنا- نگاهی روایی به شکلگیری اجرایی از هملت ماشین هاینر مولر؛ روایتی از یک نسل در جستوجوی هویت، معنا و جای خود در جهانی که دیگر شبیه جهان نسلهای پیش از او نیست؛ هملت، این بار نه در قصر دانمارک ایستاده است و نه صرفاً در ویرانههای جهان هاینر مولر. او به زمانهای آمده که نسل تازهای در آن متولد شده؛ نسلی که با انبوهی از تصویر، اطلاعات، بحران، انتخاب و امکان بزرگ شده و در عین حال، بیش از همیشه با پرسش درباره هویت، آینده و معنای زیستن مواجه است.
«هملت Z» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی بابک محمودزاده، با اقتباس از «هملت ماشین» هاینر مولر، تلاش میکند هملت را از تاریخ ادبیات بیرون بکشد و در مواجهه با جهان نسل Z قرار دهد؛ نسلی که بهویژه در تجربه جوانان دهه هشتادی ایران، دیگر نمیتوان آن را صرفاً با تعاریف نسلهای پیشین توضیح داد. اینجا هملت دیگر فقط شاهزادهای گرفتار در دوراهی بودن یا نبودن نیست؛ انسانی است در میانه فروپاشی، خشم، حافظه، تنهایی و جستوجوی معنا؛ انسانی که باید در جهانی تازه، برای خودش تعریفی تازه پیدا کند.
هملت Z از همین نقطه آغاز میشود: از فاصله میان هملتی که به ارث بردهایم و هملتی که امروز روی صحنه ایستاده است.
فصل اول
وقتی هملت ماشین دیگر فقط یک متن نبود
گزارشی روایی از شکلگیری هملت Z
گاهی یک نمایش از یک ایده شروع نمیشود؛ از یک مقاومت شروع میشود. از لحظهای که هنرمند در برابر متنی قرار میگیرد که نمیتواند بهسادگی آن را بفهمد، اجرا کند یا حتی دوست داشته باشد. هملت ماشین هاینر مولر برای بابک محمودزاده چنین نقطهای بود؛ متنی که نخستین مواجهه با آن نه با کشف و شیفتگی، بلکه با نوعی پسزدگی آغاز شد. محمودزاده در روایت خود از این مواجهه، از سردی حسابشده و کیفیتی تقریباً غیرانسانی در متن سخن میگوید؛ متنی که در نگاه نخست، برای او قرار نبود معنایی را به شیوه معمول در اختیار خواننده بگذارد.
اما شاید مساله دقیقاً همینجا آغاز میشود؛ جایی که یک متن حاضر نیست خودش را به خواننده توضیح دهد.
محمودزاده ابتدا هملت ماشین را همچون یک متن ادبی میخواند؛ متنی که انتظار میرود درون خودش معنایی منسجم داشته باشد و خواننده بتواند از مسیر ادبیات به آن وارد شود. اما مواجهه با ساختار اجرایی و پستدراماتیک اثر، این انتظار را برهم میزند. آنچه او را از متن دور میکند، در ادامه تبدیل به همان چیزی میشود که دوباره او را به سمت متن بازمیگرداند. دو ماه فاصله، در واقع فاصله گرفتن از هملت ماشین نیست؛ دورهای است برای آماده شدن جهت مواجهه دوباره با آن. او در این فاصله به مطالعه آثار و مباحث مرتبط با تئاتر پستدراماتیک روی میآورد و بهتدریج متوجه میشود آنچه ابتدا مانع بوده، میتواند خود نقطه شروع باشد.
این بازگشت اهمیت زیادی دارد، زیرا هملت Z در نهایت از دل همین کشمکش متولد میشود؛ نه از تصمیمی برای اجرای دوباره هملت، بلکه از تلاش برای فهمیدن اینکه با متنی که اساساً قواعد آشنای روایت را برهم میزند، چه میتوان کرد.
محمودزاده میگوید نزدیک به هشت ماه دراماتورژی این اثر طول کشیده است؛ هشت ماه مطالعه، جستوجو و مواجهه با متریالهای مختلف تا جایی که هملت ماشین برای او دیگر صرفاً یک متن خارجی نباشد، بلکه به ماده اولیهای برای یک تجربه اجرایی تبدیل شود. در این مسیر، او به ایدهای کلیدی میرسد: Z نباید صرفاً یک برچسب نسلی باشد.
برای او، Z یک متغیر آزاد است؛ چیزی که قرار نیست در نمایش به یک تعریف نهایی تبدیل شود.
این نکته، برای فهم ساختار هملت Z تعیینکننده است.
زیرا اگر Z را فقط مخفف نسل Z بدانیم، نمایش خیلی زود در معرض یک خوانش جامعهشناختی ساده قرار میگیرد: هملتی که نماینده نسل جدید است، نسلی که با بحرانهای خودش دستوپنجه نرم میکند و باقی ماجرا. اما محمودزاده ظاهراً تلاش کرده از چنین تعریف بستهای فاصله بگیرد. Z در اینجا بیشتر شبیه یک علامت سؤال است تا پاسخ.
هملت دیگر فقط شاهزاده دانمارک نیست؛ حتی فقط هملت مولر هم نیست. او تبدیل میشود به یک وضعیت انسانی؛ انسانی که در میان انباشت تجربهها، تصاویر، خشونتها، حافظهها و فشارهای جهان معاصر، دیگر نمیتواند با همان ساختارهای قبلی خودش را تعریف کند.
محمودزاده در توضیح این نگاه میگوید مساله نسل جدید برای او بیش از آنکه کمبود اطلاعات باشد، نوعی اشباع بیمعنا است؛ نسلی که به تاریخ و اطلاعات دسترسی گسترده دارد، اما الزاماً امکان تصاحب یا تبدیل این انباشت به یک نظام معنایی روشن را ندارد. او این وضعیت را با هملت مولر پیوند میدهد؛ شخصیتی که خود نیز در دل پیچیدگی و انباشت گرفتار شده است.
اینجاست که هملت Z از یک اقتباس ساده فاصله میگیرد.
از مولر چه باقی ماند؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره هر اقتباس، میزان وفاداری آن به متن اولیه نیست؛ بلکه این است که کارگردان دقیقاً چه چیزی را از متن اولیه برای خود ضروری دانسته است.









Monday, 17 August , 2026